یکی بود یکی نبود...
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 21:44 توسط سالار نوبخت
|
یکی بود یکی نبود.. هرکی بود غریبه بود... از دلم خبر نداشت.. که تورو از دلم ربود.. هرکی بود هرچی که داشت.. قد من عاشق نبود.. واسه چشمای سیات.. بخدا لایق نبود.. گول نگاشو خوردم و.. دلم رو بستم به چشاش.. دیوونه بودم مثله شمع.. یه عمری آب شدم به پاش.. بعد یه عمر آزگار.. عشق منو گذاشت کنار.. رفت پی یه عشق دیگه.. اونم سپرد به روزگار..ا ز اولش هیچکی نبود.. هیچکی به دادم نرسید.. قصه من به سر رسید.. دلم به عشقش نرسید....
سلام،امیدوارم که مطالب این وبلاگ مورد توجه کسانی که میان و بازدید می کنن قرار بگیره و منتظر هر گونه نظرات و پیشنهادات در مورد هرچه با کیفیت و والاتر شدن سطح علمی و فرهنگی وبلاگ بیان کنند.