هرگزم نقش تو ...
|
هرگزم نقش تو از لوح دل و جان نرود |
هرگز از یاد من آن سرو خرامان نرود |
| از دماغ من سرگشته خیال دهنت | به جفای فلک و غصه دوران نرود |
| در ازل بست دلم با سر زلفت پیوند | تا ابد سر نکشد وز سر پیمان نرود |
| هر چه جز بار غمت بر دل مسکین من است | برود از دل من وز دل من آن نرود |
| آن چنان مهر توام در دل و جان جای گرفت | که اگر سر برود از دل و از جان نرود |
| گر رود از پی خوبان دل من معذور است | درد دارد چه کند گر پی درمان نرود |
| هر که خواهد که چو حافظ نشود سرگردان | دل به خوبان ندهد وز پی ایشان نرود |
+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم تیر ۱۳۹۱ ساعت 14:10 توسط سالار نوبخت
|
سلام،امیدوارم که مطالب این وبلاگ مورد توجه کسانی که میان و بازدید می کنن قرار بگیره و منتظر هر گونه نظرات و پیشنهادات در مورد هرچه با کیفیت و والاتر شدن سطح علمی و فرهنگی وبلاگ بیان کنند.