ای فروغت...
| ای فروغت صبح اعصار و دهور | چشم تو بیننده ما فی الصدور |
| پرده ناموس فکرم چاک کن | این خیابان را ز خارم پاک کن |
| زیستم تا زیستم اندر فراق | وانما آن سوی این نیلی رواق |
| بسته درها را به رویم باز کن | خاک را با قدسیان همراز کن |
| آتشی در سینه من برفروز | عود را بگذار و هیزم را بسوز |
| یا گشا این پرده اسرار را | یا بگیر این جان بی دیدار را |
| منزلی بخش این دل آواره را | بازده با ماه این مه پاره را |
| آنیم من، جاودانی کن مرا | از زمینی آسمانی کن مرا |
نیایش هایی از اقبال لاهوری
+ نوشته شده در شنبه دهم تیر ۱۳۹۱ ساعت 0:7 توسط سالار نوبخت
|
سلام،امیدوارم که مطالب این وبلاگ مورد توجه کسانی که میان و بازدید می کنن قرار بگیره و منتظر هر گونه نظرات و پیشنهادات در مورد هرچه با کیفیت و والاتر شدن سطح علمی و فرهنگی وبلاگ بیان کنند.