پنج کیلومتر تا برزخ

چنان دل کندم از دنیا

که شکلم شکل تنهاییست

ببین مرگ مرا در خود

که مرگ من تماشائیست

مرا در اوج می خواهی

تماشا کن تماشا کن

.....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم خرداد 1391ساعت 18:30  توسط سالار نوبخت  | 

                                     

                                                           داریوش

                                         داریوش در کنسرت مالزی ۲۰۰۹

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم شهریور 1390ساعت 1:7  توسط سالار نوبخت  | 

 

تمام عمر بستیم و شکستیم

 

به جز بار پشیمانی نبستیم

 

جوانی را سفر کردیم تا مرگ

 

نفهمیدیم به دنبال چه هستیم

 

عجب آشفته بازاریست دنیا

 

عجب بیهوده تکراریست دنیا

 

چه رنجی از محبتها کشیدیم

 

برهنه پا به تیغستان دویدیم

 

نگاه آشنا در این همه چشم

 

ندیدیمو ندیدیمو ندیدیم

 

سبکباران ساحلها ندیدند

 

به دوش خستگان باریست دنیا

 

مرا در موج حسرتها رها کرد

 

عجب یار وفاداریست دنیا

 

میان آنچه باید باشد و نیست

 

عجب فرسوده دیواریست دنیا

 

عجب خواب پریشانی است دنیا

 

عجب یار وفاداری است دنیا

 

عجب دریای طوفانی است دنیا

 

عجب آشفته بازاری است دنیا

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم شهریور 1390ساعت 22:5  توسط سالار نوبخت  | 

 

دلم می‌خواد گریه كنم برای قتل‌عام گـل

 

برای مرگ رازقی دلم می‌خواد گریه كنم

 

برای نابودی عشق واسه زوال عاشقی

 

وقتی‌كه قلبها و گـلها شكسته و پرپر شدن

 

وقتی‌كه باغچه‌های عشق سوختن و خاكستر شدن

 

من و تو از گـل كاغذی باغچه‌ای داشتیم توی خواب

 

با خشتهای مقوایی خونه می‌ساختیم روی آب

 

وقتی‌كه ما تو جشن شب ستاره بارون می‌شدیم

 

وقتی‌كه پشت سنگر سایه‌ها پنهون می‌شدیم

 

از نوك بال كفترها خون پریدن می‌چكید

 

صدای بیداری عشق رو خواب شب خط می‌كشید

 

دلم می‌خواد گریه كنم برای قتل‌عام گـل

 

برای مرگ رازقی دلم می‌خواد گریه كنم

 

برای نابودی عشق واسه زوال عاشقی

 

از پشت دیوارهای شهر انگار صدای پا میاد

 

آوازخون در به در انگار یه همصدا می‌خواد

 

ابر سیاه رفتنی خورشید دوباره در میاد

 

دوباره گـل میده از عاشقها خبر میاد

 

دلم می‌خواد گریه كنم برای قتل‌عام گل

 

برای مرگ رازقی دلم می‌خواد گریه كنم

 

برای نابودی عشق واسه زوال عاشقی

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم شهریور 1390ساعت 21:5  توسط سالار نوبخت  | 

حالا كه كار تو شده پر از نیرنگ و ریا


حالا كه دل تو شده فرسنگها دور از خدا

 

 

به من نگو دوست دارم كه باورم نمی‌شه


نگو فقط تو رو دارم كه باورم نمی‌شه



به من نگو دوست دارم كه باورم نمی‌شه


نگو فقط تو رو دارم كه باورم نمی‌شه



 


تو با این چرب زبونی هی به من دروغ می‌گی


می‌خواهی گولم بزنی هی به من دروغ می‌گی

 


به من نگو دوست دارم كه باورم نمی‌شه


نگو فقط تو رو دارم كه باورم نمی‌شه

 


حالا كه كار تو شده پر از نیرنگ و ریا


حالا كه دل تو شده فرسنگها دور از خدا

 

به من نگو دوست دارم كه باورم نمی‌شه


نگو فقط تو رو دارم كه باورم نمی‌شه

 


به من نگو دوست دارم كه باورم نمی‌شه


نگو فقط تو رو دارم كه باورم نمی‌شه

 



تو با دل شكسته‌ام انقده جفا نكـــن


تو اگه دوستم نداری اینجوری بد تا نكن

 


به من نگو دوست دارم كه باورم نمی‌شه


نگو فقط تو رو دارم كه باورم نمی‌شه

 



به من نگو دوست دارم كه باورم نمی‌شه

نگو فقط تو رو دارم كه باورم نمی‌شه

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم شهریور 1390ساعت 16:2  توسط سالار نوبخت  | 

 

من آن موجم که آرامش ندارم به آسانی سر سازش ندارم


همیشه درگریز و در گذارم نمی‌مانم به یکجا بی‌قرارم


سفر یعنی من و گُستاخی من همیشه رفتن وهرگز نماندن


هزاران ساحل رو نادیده دیدن به پرسشهای بی‌پاسخ رسیدن

من از تبار دریا ازنسل چشمه سارم


رهاتراز رهایی حصار بی‌حصارم


ساحل حصارمن نیست پایان کار من نیست


همدرد و یارمن نیست کسی که یارمن نیست


درانتظارمن نیست

صدای زنده بودن درخروشم به ساحل چون می‌آیم خموشم


به هنگامیکه دنیا فکر ما نیست برای مرگ هم در خانه جا نیست


اگرخاموش بشینم روا نیست دل ازدریا بریدن کار ما نیست


من از تبار دریا ازنسل چشمه سارم


رهاتراز رهایی حصار بی‌حصارم


ساحل حصارمن نیست پایان کار من نیست


همدرد و یارمن نیست کسی که یارمن نیست


درانتظارمن نیست


من آن موجم که آرامش ندارم به آسانی سر سازش ندارم


همیشه در گریز و در گذارم نمی‌مانم به یک جا بی‌قرارم


+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم شهریور 1390ساعت 16:55  توسط سالار نوبخت  | 

ببين تمام من شدي اوج صداي من شدي

بت مني شكستمت وقتي خداي من شدي

ببين به يك نگاه تو تمام من خراب شد

چه كردي با سراب من كه قطره قطره آب شد

به ماه بوسه مي زنم به كوه تكيه مي كنم

به من نگاه كن ببين به عشق تو چه مي كنم

منو به دست من بكش به نام من گناه كن

اگر من اشتباهتم هميشه اشتباه كن

نگو به من گناه تو به پاي من حساب نيست

كه از تو آرزوي من به جز همين عذاب نيست

هنوز مي پرستمت هنوز ماه من تويي

هنوز مومنم ببين تنها گناه من تويي

به ماه بوسه مي زنم به كوه تكيه مي كنم

به من نگاه كن ببين به عشق تو چه مي كنم

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم آذر 1389ساعت 22:26  توسط سالار نوبخت  | 

  آرشیو

 

سلام به تمامی عاشقان داریوش عزیز. در این پست میخواهم کمی خودخواهی کنم و قسمتی از ارشیو ۷۰ گیگا بایتی خودم رو به نمایش بزارم البته کاره خیلی سختیه که بخوام این همه ارشیو رو بنویسم اما تعدادی از دوستانم زحمتی کشیدن و لطف بزرگی کردند و زحمت کشیدند که ارشیوهایی رو که جمع کردیمو در وبلاگهایون نوشتند که من هم این کارو خواهم کرد .

اهنگ کمیاب:

۱ـ عطر تو ((دو صدایی داریوش و ابی)) ۲ـ گریه نکن(( دو صدایی داریوش و ابی))

۳ـ  شبزده(( دو صدایی داریوش و ابی)) ۴ـ مداد رنگی((دو صدایی داریوش و ابی))

۵ـ هزار و یک شب((دو صدایی داریوش و ابی))۶ـ هم نفس(( دو صدایی ....))

۷ـ انور روزای تاریک((دو صدایی داریوش و ابی))  ۸ـ ابادان   ۹ـ میترسم((خود داریوش گفته ویلسون این اهنگو خونده اما تو تمام پشت نواریهای اسم داریوش است))

۱۰ـ اهای جوون   ۱۱ـ انا   ۱۲ـ اسمون عشق   ۱۳ـ اتش شهوت  ۱۴ـ ایرلخ    ۱۵ـ بهار عاشقونه   ۱۶ـ باران (( داریوش و امید))   ۱۷ـ به یاد ایران   ۱۸ـ چه خوبه ادم همیشه

۱۹ـ همسفر  ۲۰ـ دل مرده   ۲۱ـ دیونه   ۲۲ـ داریوش و ابی((تمرین))   ۲۳ـ ای دل

۲۴ـ ای غم من   ۲۵ـ ای ایران   ۲۶ـ قفس   ۲۷ـ قهرمانان وطن   ۲۸ـ غم عشق

۲۹ـ غم مهمان ناخوانده   ۳۰ـ قسم   ۳۱ـ قصه وفا   ۳۲ـ گل بیخار   ۳۳ـ همیشه غایب

۳۴ـ هر ادمی   ۳۵ـ حشیش   ۳۶ـ حیدر بابا((با بهبودی))  ۳۷ـ حیدر بابا((فقط داریوش))

۳۸ـ  جدایی ۳۹ـکتیبه  ۴۰ـ خجالت میکشم  ۴۱ـ کوچه همبستگی  ۴۲ـ کفر نامه

۴۳ـ لب دریا  ۴۴ـ لری  ۴۵ـ مادر  ۴۶ـ منو ببر  ۴۷ـ مهمان ناخوانده  ۴۸ـ مسبب(( بدون اهنگ))  ۴۹ـ موزیک   ۵۰ـ نفس  ۵۱ـ خلیج((نخل نجیب))  ۵۲ـ نماز  ۵۳ـ نارفیقی

۵۴ـ نعشگی  ۵۵ـ نترسون  ۵۶ـنفرین نامه((داریوش میزنه رو میز و میخونه)) ۵۷ـ نمیدونستم چه میدونستم  ۵۸ـ نوبهاری ((داریوش و عاصف)) ۵۹ـ نون پنیر و سبزی((داریوش و ابی))  ۶۰ـ پیچک((داریوش و ابی))  ۶۱ـ صبوری  ۶۲ـ سال صفر  ۶۳ـ سرگردان  ۶۴ـ صیاد خسته  ۶۵ـ شب و دیوار  ۶۶ـ شبگرد  ۶۷ـ شاهد ارزو ۶۸ـ شاهد ارزو ۲  ۶۹ـ شهرک تهرانجلوس  ۷۰ـ شهر پریا  ۷۱ـ شکسته پیمان  ۷۲ـ شعرای عاشقانه  ۷۳ـ شیطنت  ۷۴ـ صبح بهار  ۷۵ـ تمرین یک  ۷۶ـ تمرین دو  ۷۷ـ تمرین سه

۷۸ـ وای که دلم  ۷۹ـ تمرین داریوش با پرویز مقصدی  ۸۰ـ تنهایی  ۸۱ـ تویی نازنینم

۸۲ـ وای خدایا  ۸۳ـ یاد اون روزهای خوب  ۸۴ـ یاد اون قدیما  ۸۵ـ یار من  ۸۶ـ یاور همیشه مومن(( داریوش و ایرج))  ۸۷ـ یه روزی دل من میمیره  ۸۸ـ زنده بودن نداره

۸۹ـ زندونی(( بدون اهنگ))  ۹۰ـ اسارت  ۹۱ـ موسم  ۹۲ـ مسافر  ۹۳ـ حرف((اهنگ گوگوش))۹۴ـ اسارت ۹۵ـ همسفر ستار((با صدای داریوش)) ۹۶ـ مترسک(( عروسک ستار با صدای داریوش)) ۹۷ـ زندون تنگ(( در ۱۸ سالگی)) ۹۸ـ قصه عشق ۹۹ـ من از سفر میام ۱۰۰ـ کاش میشد مثل تو باشم(( داریوش و ستار و شهرام)) ۱۰۱ـ شهر ما((داریوش و ستار و شهرام)) ۱۰۲ـ ای غم من (( داریوش و ستار و شهرام)) ۱۰۳ـ شریفه ی خون (( تصویریشم دارم)) ۱۰۴ـ سراب ۱۰۵ـ مرغ جونی(( در ۱۵ سالگی)) ۱۰۶ـ کتاب کهنه ۱۰۷ـ بخوان ای همسفر با من

 

 

اجرای متفاوت:

۱ـگلایه((۱۸ دقیقه))   ۲ـ مهمان ناخوانده  ۳ـ سال ۲۰۰۰  ۴ـ سقوط  ۵ـ سال ۲۰۰۰ دو

۶ـ شیطنت((۶ دقیقه))  ۷ـ اگه چشمات بگن اره  ۸ـ علی کنکوری  ۹ـ عروسی شاهرخ((که داریوشم حضور داشت و اهنگ میخونن))  ۱۰ـ ایرلخ  ۱۱ـ برادر جان ۱۲ـ بن بست((دکلمه اخر داریوش))  ۱۳ـ بوی گندوم (( دو نوع))  ۱۴ـ تنگ غروب(( داریوش و مایکل))

۱۵ـ شبخون  ۱۶ـ دستای تو  ۱۷ـ دستای تو دو  ۱۸ـ دل مرده  ۱۹ـ دلتنگ ازادی  ۲۰ـ عشق من عاشقم باش  ۲۱ـ ای غم من  ۲۲ـ ای غم من ۲  ۲۳ـ فاجعه  ۲۴ـ فریاد زیر اب

۲۵ـ یاد اون روزهای خوب  ۲۶ـ گل بیتا  ۲۷ـ همیشه غایب یک  ۲۸ـ همیشه غایب دو  ۲۹ـ همیشه غایب سه  ۳۰ـ همیشه غایب چهار  ۳۱ـ همصدا  ۳۲ـ حرکت  ۳۳ـ خار

۳۴ـ جشن دلتنگی  ۳۵ـ لب دریا  ۳۶ـ لالایی  ۳۷ـمسبب یک  ۳۸ـ مسبب دو ۳۹ـ مسبب سه(( ۱۰ دقیقه))  ۴۰ـ نفس  ۴۱ـ نماز  ۴۲ـ نشانی از تو میبینم  ۴۳ـ پیمان شکسته یک  ۴۴ـ پیمان شکسته دو(( با گیتار))  ۴۵ـ رسول رستاخیز  ۴۶ـ شبخون ۲

۴۷ـ شاهر ارزو  ۴۸ـ شیطنت  ۴۹ـ شور بهاران  ۵۰ـ یاد اون قدیما  ۵۱ـ زندونی یک

۵۲ـ زندونی دو .۵۳ـ طلایه دار ۵۴ـ حیدر بابا ۵۵ـ تنگ غروب ۵۶ـ  داد از این دل ۵۷ـ اسمون با منو تو قهره دیگه ۵۸ـ دستای تو(( اجرا ۲۱ سالگی)) ۵۹ـ اجازه ۶۰ـ چه خوبه ادم همیشه الف ۶۱ـ چه خوبه ادم همیشه ب

۶۲ـ قرن زندان (( با شما ایندگانم برای ۲۶ سال پیش)) ۶۳ـ گل بیتا ۶۴ـ گذری بر شبانه ۶۵ـ حادثه ۶۶ـ حرکت ۶۷ـ جنگل ۶۷ـ جشن دلتنگی ۶۸ـ خار ۶۹ـ خونه ۷۰ـ بن بست ۷۱ـ لب دریا ۷۲ـ لالایی ۷۳ـ منو دل ۷۴ـ مسبب (( ۱۱ دقیقه)) ۷۵ـ مسبب ب ۷۶ـ مسبب ج ۷۷ـ مسبب د ۷۸ـ ندیم ۷۹ـ نماز ب ۸۰ـ پریا ۸۱ـ رهایی ۸۲ـ رهایی ب ۸۳ـ روزگار نامهربون ۸۴ـ

دکلمه :

۱ـ اتش شهوت   ۲ـ هشت صبح  ۳ـ ابادیه ویران شده  ۴ـ ابادی ویران  ۵ـ اه ای یاران  ۶ـ عالم بلا

۷ـ عاشق مست  ۸ـ اسوده دلان  ۹ـ اصرار عزل  ۱۰ـ اوار  ۱۱ـ ازادگی  ۱۲ـ با شما ایندگانم

۱۳ـ به هر جا ناتواند دیدی   ۱۴ـ به کجا چنین شتابان  ۱۵ـ بوی گندوم  ۱۶ـ دار فنا  ۱۷ـ شطرنج  ۱۸ـ صبح بهار 

۱۹ـ سیاه مشق  ۲۰ـ بن بست  ۲۱ـ همیشه غایب  ۲۲ـ دل غمگین  ۲۳ـ دیار دور  ۲۴ـ دعای ارامش

۲۵ـ دنیای ما  ۲۶ـ دشمن  ۲۷ـ اعدامه بهاران  ۲۸ـ اختلاف  ۲۹ـ الاهی  ۳۰ـ انسان دانا  ۳۱ـ عشق

۳۲ـ ای دل  ۳۳ـ ای دوست  ۳۴ـ ای گل تازه ۱ و ۲  ۳۶ـ ای مرد  ۳۷ـ فردا  ۳۸ـ غربت  ۳۹ـ هیاهو

۴۰ـ جنایات پدر  ۴۱ـ کله ی پوک  ۴۲ـ کمال  ۴۳ـ خالق خلق  ۴۴ـ ما عجنبی  ۴۵ـ مارو باش  ۴۶ـ مادر

۴۷ـ ماهی  ۴۸ـ مناجات ( تعداد ۶) ۵۴ـ موطن ادمی  ۵۵ـ نادانی  ۵۶ـ نامه به وطن  ۵۷ـ نترس  ۵۸ـ نوبهار

۵۹ـ نون پنیر و سبزی  ۶۰ـ پژمردن برگ  ۶۱ـ رقیب  ۶۲ـ صفر  ۶۳ـ شهوت  ۶۴ـ تواف کعبه  ۶۵ـ وفا ۶۶ـ وطن

۶۷ـ یا رب  ۶۸ـ یاران ۶۹ ـ یاور همیشه مومن  ۷۰ـ زبانت را نمیفهمند.

البته من در حال حاضر ۹۹ تا دکلمه دارم که هفتاد تاشو قبلا نوشته بود ۲۰ تا دیگه رو ننوشتم چون باید از بین ۹۰ تا میگشتم که ببنیم اسم کدومو ننوشتم . ۵۰ تا اهنگ خالی از داریوش دارم و ۵۰ تا هم کنسرت بسیار کمیاب صوتی.

کلیپ:

۱-آینه۵:۵۶                                ۲-فدائی(۱)۳:۵۲                     ۳-فدائی(۲)۲:۵۳

۴-یاورهمیشه مؤمن۷:۴۷                ۵-به خودرسیدن۵:۳۹                   ۶-نیستی۸:۲۹

۷-فاجعه(۱)۵:۴۶                         ۸-فاجعه(۲)۳:۴۳                       ۹-به خیالم۴:۲۸

۱۰-ندیم(۱)۴:۱۶                        ۱۱-ندیم(۲)۲:۱۶                      ۱۲-پندحافظ۳:۵۰

۱۳-آهای مردم دنیا۴:۲۷               ۱۴-نسیم نوبهاری۶:۱۶                   ۱۵-ازتو۴:۲۳

۱۶-دستهای تو۳:۴۲                   ۱۷-دل من۴:۳۸                           ۱۸-دیوار۵:۴۴

۱۹-اجازه۳:۳۷                         ۲۰-فریادزیرآب۵:۱۸                   ۲۱-گره کور۴:۲۱

۲۲-گل زیره(۱)۴:۳۶                  ۲۳-گل زیره(۲)۴:۲۷                     ۲۴-حادثه۵:۲۹

۲۵-هم صدا۰۰:۱۷                     ۲۶-حیدربابا۲:۳۳                 ۲۷-جشن دلتنگی۵:۱۷

۲۸-خونه۴:۴۳                          ۲۹-خورشیدخانوم۴:۲۷     ۳۰-مرابه خانه ام ببر۶:۲۹

۳۱-نامه به وطن۳:۲۸                 ۳۲-نارفیق۲:۴۳                          ۳۳-نازنین۴:۳۷

۳۴-نفرین بردشمن۴:۰۲              ۳۵-روزگارنامهربون۴:۰۶             ۳۶-سهم من۵:۳۸

۳۷-سلام۴:۳۹                          ۳۸-سال۲۰۰۰(۱)۳:۴۷       ۳۹-سال۲۰۰۰(۲)۵:۰۲

۴۰-شبخون۳:۴۷                       ۴۱-شقایق۴:۳۸                           ۴۲- وطن۳:۲۶

۴۳-گل بارون زده(۱)۴:۵۵           ۴۴-گل بارون زده(۲)۴:۴۴               ۴۵-ولایت۱:۵۲

۴۶-آشفته بازار۶:۳۸                  ۴۷-آذرآبادگان۷:۱۴             ۴۸-بچه های ایران۴:۴۸

۴۹-بهار۵:۳۸                          ۵۰-به بچه هامون چی بگیم۴:۲۰      ۵۱-چکاوک۳:۲۶

۵۲-به تکرارغم نیما(۱)۵:۱۲        ۵۳-به تکرارغم نیما(۲)۱:۱۵         ۵۴-چی بگم۵:۰۲

۵۵-دوباره میسازمت وطن(۱)۵:۲۹ ۵۶-دوباره میسازمت وطن(۲)۵:۲۰ ۵۷-ای عشق۵:۳۹ 

۵۸-قهرمانان وطن(۱)۸:۲۹          ۵۹-قهرمانان وطن(۲)۲:۱۹           ۶۰-غلام قمر۵:۰۴

۶۱-هم غصّه(۱)۲:۰۰                ۶۲-هم غصّه(۲)۳:۱۸              ۶۳-هم غصّه(۳)۶:۳۱

۶۴-حرکت۵:۰۱                       ۶۵-کهن دیارا۵:۲۶                       ۶۶-لب دریا۴:۲۲

۶۷-مناجات(۱)۴:۱۳                 ۶۸-مناجات(۲)۳:۵۶                  ۶۹-مناجات(۳)۳:۲۵

۷۰-مناجات(۴)۰۰:۳۴               ۷۱-مناجات(۵)۳:۰۳                  ۷۲-نفرین نامه۵:۴۴

۷۳-نا تمام من۷:۳۶                  ۷۴-نون و پنیرو سبزی۵:۴۶      ۷۵-پرنده مهاجر۳:۲۲

۷۶-پرسه۵:۲۸                       ۷۷-رازقی(۱)۶:۵۹                    ۷۸-رازقی(۲)۵:۰۰

۷۹-شب شکن۱:۱۴                 ۸۰-شام مهتاب۴:۲۱                        ۸۱-شمالی۱:۲۹

۸۲-شیرین شیرین(۱)۱:۵۴       ۸۳-شیرین شیرین(۲)۳:۲۷                 ۸۴-طاقت۵:۳۵

۸۵-یاران(۱)۳:۳۲                  ۸۶-یاران(۲)۳:۱۷                    ۸۷-اجازه(فیلم)۳:۴۱

۸۸-فریادزیرآب(فیلم)۳:۳۷         ۸۹-زندونی (فیلم)۲:۲۵                        ۹۰-هو۱:۵۸

۹۱-علی کنکوری(فیلم)۴:۱۷      ۹۲-امان از۲:۵۳               ۹۳-بامن ازایران بگو۵:۳۹

۹۴-بچه های ایران (پشت صحنه)۵:۲۰                               ۹۵-برادرجان۱(فیلم)۲:۲۷

۹۶-برادرجان۲(فیلم)۲:۲۶          ۹۷-دستهای تو(فیلم)۳:۲۷             ۹۸-خار(فیلم)۲:۲۵

۹۹-کارمن۲:۲۰                   ۱۰۰-راه من۹:۴۲            ۱۰۱-تبلیغ آلبوم راه من۰۰:۵۵

۱۰۲-شبخون(کنسرت زمان شاه)۱:۳۰                           ۱۰۳-تبلیغ(پارس ویدئو)۶:۱۲

۱۰۴-تبلیغ(کلتکس)۱:۰۶    ۱۰۵-وطن (اجرادرکنسرت ازآلبوم دوباره میسازمت وطن)۶:۳۲

۱۰۶-زندنی (دریک جایی مثل کافه که داریوش کت وشلوار پوشیده وبرنامه اجرا میکنه)۲:۱۹

۱۰۷-باران (کنسرت داریوش وامید که آهنگهای همدیگر رو میخونن)۳:۵۱

۱۰۸-تنگه غروبه اجرادرکنسرت (داریوش-کامران وهومن-هنگامه)۱:۰۸

۱۰۹-مسبب(دریک گردهمایی که یک دختررومعرفی میکنه ویک آهنگ هم میخونه)۱۴:۵۰

۱۱۰-داریوش-کامران وهومن-هنگامه (کنسرت)۱:۰۶

۱۱۱ـ سال ۲۰۰۰ ((بسیار بسیار بسیار کمیاب )) ۱۱۲ـ بن بست

تعداد زیادی هم کلیپ ساختگی دارم مثل سقوط و چشم من و .... که واقعا ارزش دیدن دارن چون بسیار زیبا هستند .

تعداد کمی از کنسرتهایم:

۱-کنسزت۷۵دبی-۲-کنسرت۱۹۹۲-۳کنسرت آنتالیا-۴-کنسرت بلژیک-۵-کنسرت ابی وداریوش

 

۲۰۰۲-۶-کنسرت فرانکفورت-۷-کنسرت لندت۱۳۶۷-۸-کنسرت لس آنجلس-۹-کنسرت نیوزلند-

 

۱۰-کنسرت نون وپنیروسبزی-۱۱-کنسرت پالاس-۱۲-کنسرت تورنتو-۱۳-کنسرت ۱۹۹۹دبی-۱۴-

 

کنسرت۱۹۹۷دبی-۱۵-کنسرت به مناسبت تیم ملی-۱۶-کنسرت دبی۱۳۸۵-۱۷-کنسرت دبی۱۳۸۶-

 

۱۸-کنسرت واشنگتن-۱۹-کنسرت فرانسه-۲۰-کنسرت کانادا-۲۱-حضرت داریوش در کاباره جدید

 

-۲۲-حضرت داریوش در کاباره سال۱۳۵۶-۲۳-کنسرت  بحرین-۲۴-کنسرت با امید-۲۶-کنسرت با

 

کامران وهومن وهنگامه-۲۷-کنسرت با کوروس واندی-۲۸-حضرت داریوش وصحنه۳-۲۹-حضرت

 

 داریوش در حال خواندن شعر رازقی است که نام مکان کنسرت را نمیدونم -۳۰-کنسرت(۱)-

 

کنسرت(۲)نمیدونم کجا برگزار شده-۳۱-کنسرت سیاه وسفید فرانکفورت-

 

-۳۲-کنسرتی از سلطان که پای حضرت داریوش شکسته که اینو فکر نکنم کسی داشته باشه-

 

۳۳ـ کلی کنسرت دیگه هم مونده که اسماشونو نمیدونم و بسیار زیاد هستند.

 

 

مصاحبات:

۱ـ بالای ۲۰ مصاحبه شوی اینه ۲۱ـ زندگی نامه گوگوش(( که داریوش هم حرف میزنه)) ۲۲ـ اخبار در مورد داریوش ۲۳ـ اندیشه

۲۴ـ ارمیک درباره داریوش ۲۵ـ داریوش در بحرین کامل(( ۱۵ دقیقه)) ۲۶ـ صحنه های منتخب از کنسرت داریوش در انتالیا((اخبار ترکیه)) ۲۷ـ داریوش با شهبال شیپره ۲۸ـ داریوش با قمصری ۲۹ـ داریوش با شهرام همایون ۳۰ـ دایوش با صحراب اخوان ۳۱ـ داریوش در پشت صحنه بچه های ایران(( ۱ ساعت)) ۳۲ـ داریوش در میزه گردی با شما ۳۳ـ داریوش در مورد واروژان ۳۴ـ داریوش و شبخیز (( داریوش با کت چرم مشکی)) ۳۵ـ فوتبال داریوش ۳۶ـ کوجی ۳۷ـ داریوش و مایکل ۳۸ـ مصاحبه تلفونی با داریوش ۳۹ـ شبخیز با داریوش (( ۳ ساعت)) ۴۰ـ سازمان شیر و جایزه داریوش ۴۱ـ اخبار وعا در مورد داریوش ۴۲ـ هوشنگ پورنگ در مورد داریوش ۴۳ـ اردلان و شهیار ۴۴ـ عروسی داریوش ۴۵ـ بیتا با شبخیز ۴۶ـداریوش و اپادانا ۴۷ـ داریوش با بچه ها ۴۸ـ داریوش جایزه ۴۹ـ داریوش و فرزان دلجو ۵۰ـ داریوش و نادر رفیعی ۵۱ـ داریوش و نادر رفیعی ب ۵۲ـ داریوش و نادر رفیعی ج ۵۳ـ عید نوروز با داریوش ۵۴ـ فرید با شهیار ۵۵ـ فوت فرهاد ۵۶ـ جنتی عطایی ۵۷ـ مصاحبه تلفونی با داریوش ب ۵۸ـ مصحابه تلفونی با داریوش ج ۵۹ـ داریوش با بهارلو قدیمی و.........

تعداد دیگری هم هست و اما مصاحبه صوتی که بالای ۵۰ تا دارم و خیلی زیادن.

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم مهر 1389ساعت 14:11  توسط سالار نوبخت  | 

شروع عشق به داریوش

 

در مورد شروع عشق خودم(سالار ) به داریوش بگم:

در ابتدا داریوشو شناختن بسیار مشکل هست و تا اهنگاشو گوش نکرده باشی داریوشو نمیتونی بشناسی و توانایی گوش دادن به اهنگاشو نمیتونی پیدا کنی.من خودم تا ۳ سال پیش نمیدونستم داریوش کیه و حتی قیافه داریوش رو ندیده بودم.ولی یک روز برام پیش اومد که رفتم اهنگ آشفته بازار داریوشو گوش کردم و این صدای نا اشنا برای من بسیار لذت اور و زیبا بود و میدونستم که اهنگای داریوشو ادمای با فکر و خاصی گوش میدن و فکر نمیکردم که من داریوشی بشم.ولی وقتی رفتم سراغ اهنگای داریوش و گوش میدادم فهمیدم که داریوش ابی یا کس دیگهای نیست که فقط به خاطر لذت بردن از اهنگ گوش میدادم.و متوجه شدم که داریوش فرق میکنه و اهنگاش واقعا یک نیرویی داره و همه رو به سوی خود میکشه و دیگه نمیتونی ول کنی.ولی مشکل اصلی داریوشی شدن اینه:رفتن به سراغ اهنگای داریوش و حفظ کردنشونه و عادت کردن به اهنگاست.ولی وقتی این مسایلو پشت سر بزاری مگه میتونی داریوشو ول کنی؟و عشق داریوش میشی من همین چند وقت پیش یک دوست داشتم که اهل اهنگای قرتی و دری پتی جدید بود و من بهش گفتم که برات ۱۲ اهنگ داریوش کپی میکنم ولی گوش بده اهنگارو و سی دی رو دکور گوشه ی اتاقت نزار .گفت باشه من براش کپی کردم و یرد خونه ۲ روز بعد دیدم که همش داره در مورد داریوش حرف میزنه و تعریف میکنه و میگه فول البوم داریوشو میخواد و النک عشق داریوشه.پس راه اگه بتونیم ۲ روز داریوش رو گوش بدیم دیگه نمیتونیو ول کنیو و معتاد داریوش میشیم.من خودم فقط اهنگای داریوشو گوش نمیدم بلکه خود داریوشو عین پدرم دوسش دارم و کلا داریوش دوست دارم و بهش عشق میورزم.اول وقتی داریوشی میشی فقط سراغ اهنگ معروف ترای داریوش میری مثل((شقایق ـ یاور همیشه مومن ـ فریاد زیر اب ـ ...)) و مدت ۱ یا ۲ ماه این اهنگارو گوش میدی ولی پس از مدتی هر ۲۷۰ اهنگ داریوش برات یکی میشه و اگه بهت بگن که ۱۰ از اهنگای منتخب داریوشو انتخاب کن نمیتونی و من تمام اهنگای داریوش از ((زهزه گرفته تا فریاد زیر اب))رو دوست دارم و یکی میدونم.

اثر ترانه های داریوش:

۱)اکثر ترانه های داریوش را باید در اینده دید.داریوش ترانه های که مثلا بیست یا سی سال پیش خوانده و امروز میتوانیم ان را ببینیم که در مملکت اتفاق میافته مثل سال ۲۰۰۰ و پند حافظ که در اهنگ پند حافظ میگه:

دختران را همه در جنگ جدل با مادر  پسران را همه بدخواه پدر میبینم

این شعر هم اکنون در اکثر خوانواده ها میتوان دید.داریوش در اون موقع که این شعر را خوند شاید این مطلب به زیادی الان اتفاق نمیوفته.حتی در اخر این ترانه داریوش یک اندرز به مردم میده و میگه این کار را باید الگوی خودمو قرار داد:

پند حافظ بشنو خواجه برو نیکی کن  که من این پند به حق گنج گوهر میبینم.

یعنی چه؟یعنی اینکه ترانه های داریوش نوعی توصیه و نصیحت برای ایندگان و امروزی دارد که باید اویزه ی قلب خود کنیم و انجام دهیم تا بتوانیم ان را درک کنیم.او حتی جای سوال هم برای ترانه های خود میگذارد که انسان خود به دونبال ان برود.مثلا میگه :

جوانی را سفر کردیم تا مرگ نفهمیدیم به دونبال چه هستیم.

یعنی ما باید به دونبال این دلیل برویم که هدف از زندگی چیست؟

۲)داریوش در هر زمانی راجع به مملکت خود ترانه هایی را به اجرا گذاشته در ان زمان که ترانه هایی مانند علی کونکوری ـ کوچه بن بست ـ بوی خوب گندوم ـ خونه ویرون و ... خواند که باعث افتادن به زندان شد باری را بر دوش خود میکشید که بار زجری بود که بر سر مردم امده بود و داریوش ان زجرهای مردم را در خود احساس میکرد و خود را مسیول میدانست و نمیتوانست ببیند چه بر سر مردم امده.و این رسالت را داریوش همیشه با خود همراه دارد.و تا اکنون هم ادامه دارد و به امید این رسالت به ثمر بنشیند.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم مهر 1389ساعت 16:8  توسط سالار نوبخت  | 

داریوش و ایرج جنتی عطایی ۲

 

سلام به تمامی داریوش دوستان عزیز و صمیمی .در این قسمت میخواهم کارهای ایرج جنتی عطایی رو که برای داریوش کرده رو به نمایش بزارم. متاسفانه وبلاگم در ۸۰٪ کشور فیلتر شده علتشم نمیدونم که چه پدر کشتگی با من دارن که الکی وبلاگمو فیلتر کردند و به همین علت بازدیدهای وبلاگم خیلی کمتر از اون چیزی که بوده شده.در این قسمت اپم کارهای ایرج جنتی که برای داریوش گذاشته رو میزارم .قسمت دانلودی این اپم زدن گیتار اهنگ مصلوب و اهنگ چشم من است که خودمون گیتار زدیم و ریکورد کردیم .میخواستم در مورد محبوبترین اهنگ داریوش برای خودم هم بگم که ۵ اهنگ اوله من چیست؟  ۱ـ سقوط  ۲ـ جنگل  ۳ـ مصلوب  ۴ـ گلایه  ۵ـ نامه به وطن.

 

                                                               منو دل

شبها وقتی منو دل تنهای تنها میمونیم                                واسه هم قصه ای از روز جدایی میخونیم

میگم ای دل دله الوده به درد                                               اگه روزی بکشم ناله ای سر

اهو نالم میگیره دومنشو                                                    اتیشه عشق میسوزونه تنشو

شبها وقتی منو دل تنهای تنها میمونیم                                واسه هم قصه ای از روز جدایی میخونیم

تو مسیبت کشی ای دل میدونم                                         میونه اتیشی ای دل میدونم

داری پر پر میزنی جون میکنی                                            اینو از اشکای چشمت میخونم

شبها وقتی منو دل تنهای تنها میمونیم                               واسه هم قصه ای از روز جدایی میخونیم

دیگه دل تفلکی دیونه شده                                               مثل من دربه در از خونه شده

نداره هیچکسو این دل میدونم                                          دیونه همدمه دیونه شده

شبها وقتی منو دل تنهای تنها میمونیم                              واسه هم قصه ای از روز جدایی میخونیم

  

 

.داریوش هنوز تورش را با منصور ادامه میده و باید اخرای تور سراسری داریوش و منصور باشه .دیروز کانال تپش کنسرت عید فطر داریوش و منصور رو با هم نشون میداد که گذارش تهیه کرده بودند و از مردم و از خود خوانندها مصاحبه تهیه کرده بودند و سوالهایی از این دو هنرمند میپرسیدند و البته من از حرفای منصور خیلی خوشم اومد که در مصحابه اخری که با منصور کردند و پرسیدند:

منصور جان چه حسی داری که در کنار داریوش هستی و با داریوش کنسرت مشترک میزاری؟ من از همان بچگی هایم طرفدار سر سخت داریوش بودم و با ترانه هایش زندگی کردم و الان خودم رو در بالاترین سطح میبینم که دارم در کنار داریوش میخونم و کنسرت مشترک با داریوش دارم. بله داریوش خواننده ی خواننده هاست و رقیب نداره ....

از مردم هم سوال میکردند که برای داریوش امده اند یا برای منصور که همه میگفتند داریوش ولی از وسط اون ۱۲ هزار نفر ۲ نفرو به زور پیدا کردند که گفتند منصور .از داریوش هم در مورد البوم جدید داریوش و در مورد اسم البوم و علت تاخیر البوم پرسیدند که داریوش جواب داد:

حرف مرد یکیه(( با خنده)) دو ماه دیگه میاد علت تاخیرشم تغییراتی که در اهنگا و جابه جایی اهنگا در البومها کردم و کنسرتها و تورهایی که با منصور داشتم بود یکم دیر شد.در مورد اسم البوم هم نمیگم تا دوباره بد قولی نشه.

البته ما اسم البوم داریوش رو میدانیم که شطرنجه که به بازار میاد . در مورد ایرج جنتی عطایی باید بگم که این شاعر برای داریوش ۳۸ اثار البومی داره.و انشلاه نصفشو الان توضیح میدم و نصف دیگشو فردا چون اگه بخوام الان همشو بنویسم ۵ ساعت وقت میگیره و بد بخت میشم.

 

                                                             گل بیتا

لا لا گل خوش رنگ بیتا لالای کن روی بال شعر بابا                           لالا کن دخترم رو سینه ی من

که شهوت شه دوباره از سره ما                                                    لالایی دختره گل برگ شبنم

لالایی شاخه ی گل پوشه مریم                                                   لالا کن زیر طاق خواب و رویا....

  داریوش این ترانه رو در سال ۱۹۹۹ خوند یعنی ۱ سال قبل ترکش . در البوم گل بیتا قرار داره و ۱۰۰٪ یکی از بهترین البومهای ۱۰ سال اخیر ایران هست .ترانه بسیار زیبا و دلنشین هست.

 

                                                      با من از ایران بگو

یاور از ره رسیده با من از ایران بگو                                       از فلات بوته ور در خونه بسیاران بگو

باد شبگرد سخن چین پشت گوش پرده ها                           تا جهان اگاه شود بی پرده از یاران بگو

با من از ایران بگو.شب سیاهی میزند                                  بر خانه های سوگوار از چراغ روشنه...

 این ترانه استثنایی داریوش در البوم اهای مردم دنیا هست و یکی از ترانهای گریه دار وطنی هست و بسیار زیبا هست .حدودا در سال ۱۳۶۸ اینا خونده شد .کار زیبایی بود.

 

 

 

با شما ایندگانم

با شما ایندهگانم ای جهان سازان خشنود                         ای برابرهای فردا قرن ما قرن چنین بود

قرن زندان قرن میله قرن اعدام حقیقت                               قرن تن دادن به دار و قرن کشتار شهامت...

این ترانه داریوش در البوم بچه های ایران هست ولی حدود ۱۵ سال پیش خونده شد که در پست قبلیم اجرای بسیار زیبا و غمگینشو گذاشتم .

 

فریاد زیر اب

ضیافتها عاشق را خوشا بخشش خوشا ایثار           خوشا پیدا شدن در عشق برای گم شدن دریا

چه دریایی میانه ماست خوشا دیدار ما در خواب      چه امیدی به این ساحل خوشا فریاد زیر اب

خوشا عشقو خوشا خون جگر خوردن                    خوشا مردن خوشا از عاشقی مردن.........

 

 این ترانه والا داریوش در البوم فریاد زیر اب هست و داریوش فیلمی هم بازی کرده به نام فریاد زیر اب . یکی از زیباترین و معروفترین و محبوبترین اهنگای داریوش هست که ۱۰۰٪ بین ۱۰ اهنگ برتر داریوش هست و خودم با این ترانه عاشق داریوش شدم و عشقمو در داریوش با این اهنگ شروع کردم.اهنگی تمام عیار عاشقانه هست و داریوش این اهنگو در سال ۱۳۵۶ خوند.تحریرهای فوق العاده داریوش در این اهنگ معلومه.

 

عشق من عاشقم باش

تو غربتی که سرده تمام روز و شبهاش                        غریبه از من و ما عشق من عاشقم باش

عشق من عاشقم باش که تن به شب نوازد                با غربت من بساز تا با خودم بسازم

عشق من عاشقم باش عشق من عاشقم باش          تو خوابه عاشقا رو تعبیر تازه کردی........

این اهنگ عاشقانه و زیبای داریوش در البوم فریاد زیر اب هست و داریوش در سال ۱۳۵۵ اینو خوند و این اهنگ حتی در فیلم فرزان دلجو(( علفهای هرز)) هم پخش میشه .ترانه بسیار زیبا و عاشقانه ای است.

 

جنگل

پشت سر پشت سر پشت سر جهنمه                                  رو به رو رو به رو قتل گاه ادمه

روح جنگل سیاه با دسته شاخه هاش داره                             روحمو از من میگیره  تا یه لحظه میمونم

جغدا تو گوش هم میگن پلنگ زخمی میمیره      راه رفتن دیگه نیست حجله ی پوسیدن من جنگل تیره..

 

 این شاهکاره داریوش در البوم به من نگو دوست دارم هست و اهنگه دومه منه .در سال ۱۳۵۳ خونده شد و یکی دیگه از اهنگایی که داریوش براش میره زندان همینه و این اهنگ هم در فیلم خورشید در مرداب هم هست.اهنگه بسیار زیبایی داره کاره استاد بیات .من هر موقعه این اهنگو گوش میدم تنم میلرزه.

 

علی کنکوری

با چشای بی فروغ میونه راست و دروغ                             خودمو گم میکنم تو ی این شهر شلوغ

پچ پچ ادمکا بس که رو هم میمونه                                   دیگه فریادمو سایمم نمیشنوه

صدای زنجیر تو گوشم میونه                                    تو داری از قافله دور میمونی سرتو خم کن که درا وا

 میشن تا بگی نه پشت کنکور میمونی                       من میخوام مثل همه ساده زندگی کنم....

 این ترانه دیونه بار داریوش در البوم زندونی قرار داره و در سال ۱۳۵۳ خونده شده و یکی دیگه از اون ترانه هایی هست که داریوش براش به زندان میره .این ترانه در فیلم علی کنکوری هم هست . خیلی ها که عقیده دارن اسم اصلی داریوش علی اکبره میگن داریوش این اهنگو واسه خودش خونده که اسم علی هم در این ترانه هست.

 

عشق بی حاصل

در شبی غمگینتر از من قصه ی رفتن سرودی                  تا که چشمم را گشودم از کنارم رفته بودی

ای دریغا دل سپردن به عشق تو بیهوده بود                     وعده ها و خنده های تو به نیرنگ الوده بود

ای به خاطر برده عشق اتشینم                                    رفتی اما من فراموشت نکردم....

 

این ترانه بسیار زیبای داریوش در البوم ندیم قرار دارد و در سال ۱۳۵۰ خونده شد که داریوش ریش نداشت و جزو اولین ترانهایش بود که به قوله خودش شبیه عماد رام میخواست بخونه .ترانه عاشقانه و بسیار زیبایی است .

 

مار در محراب

برای من که در بندم چه اندوه اوری ای تن                 فراز وحشت داری فرود خنجری ای تن

غم ازادگی دارم به تن دلبستگی تا کی                  به من بخشیده دل سنگی شکستنهای پی در پی

چرا تن زنده و عاشق کنار مرگ فرسودن                 چرا دلتنگه ازادی گرفتار قفس بودن.....

این ترانه داریوش در البوم به من نگو دوست دارم است و بسیار زیبا هست و با نامهای متفاوت شناخته شده مثل مرگ شب و غم عشق و مار در محراب .

 

 

عروسک

عروسک قصه من گهواره خوابت کجاست                 قصر قشنگ کاغذی پولکه افتابت کجاست بالو پره

نقره ای کفتره عشقمو کی بست                          اینه طوطی منو سنگه کدوم کینه شکست

عروسک قصه من زخم شکسته با تنت                  ببینمت شکسته دل چه بی صداست شکستنت...

 این ترانه بسیار زیبای داریوش در البوم شقایق است و بسیار عاشقانه و زیبا هست و داریوش کلی در این شعر گام بالا میخونه و فریاد میزنه .داریوش قرار بود یه عروسک دیگه بخونه(( عروسکی که الان ستار خونده)) که نامش مترسک است و داریوش این اهنگو تمرینی اجرا کرده که متاسفانه به علت مسایلی داریوش اون اهنگو به بازار نداد.

 

فاجعه

بخواب ای مهربان ای یار بخواب ای کشته بیدار            بخواب ای خفته در گلگون بخواب ای بوته در خون

سکوت سرخه خواب تو صدای نینوا دارد                     در این دم کرده گورستان تگرگه مرگ میبارد

به سو تو که در این مقتع کدام این موی ...                سکوت یاس در خانه هجوم مرگ در برزخ...

این ترانه داریوش در البوم ندیم هست و سیاسی هست که بعد از جنگ ایران و عراق خونده شد و داریوش در کلیپ کمی اشک هم میریزد .شعر بسیار سنگینی داره و هر سکی نمیتونه بفهمه.

 

                                                        جنگل جاری

در این حریم شبانه ی ستم گرفته                                در این شبه خواب و خاکستر که غم گرفته

رفیق روزانه روشنه رهایی من                                    ستاره ها رو صدا بزن دلم گرفته

قامت یاران از تبر داران اگر شکسته                             جنگل جاری روح بیداری به گل نشسته....

      این ترانه بسیار زیبای داریوش در البوم نازنین هست و بسیار بسیار زیبا هست من که خیلی باهاش حال میکنم.

 

مرا به خانه ام ببر

شب اشیانه شب زده چکاوکه شکسته پر                     رسیده ام به نا کجا مرا به خانه ام ببر

کسی به یاد عشق نیستی کسی به فکر ما شدن        از ان تبار خود شکن تو مانده ای و بغض من

از این چراغ مردگی از این براب سوختن از این پرنده کشتن  از این قفس فروختن چگونه گریه سر کنم...

                                                   

این شاه کار داریوش در البوم نازنین هست . ترانه بسیار زیبا با اهنگسازی ارمیک که حتی ارمیک در کلیپ این ترانه هم گیتار میزنه .کلا ترانهای البوم نازنین خالت عجیبی به ادم میده این یکیش.

 

 

طلایه دار

ای بزرگ موندنی ای طلایه دار روز                                  سایه گسترد رو تنت از گذشته تا هنوز

ای صدات صدای نور تو شبه پوسیدنی                            ای سخاوته غمت بهترین بوسیدنی

واسه این شرقی تن داده باد تو گوارای حسه وطنی  تو شقاوت شبه قرنه یخی تو شکوفایی تاریخ منی

                        

این محشر داریوش در البوم شقایق هست و در سال ۱۳۵۵ همراه با رسول رستاخیز خونده شد برای جلوگیری از اعدام داریوش . که به قول معروف واسه شاه خونده شد تا داریوش ازاد شد .واقعا اهنگ زیبایی هست.

 

بن بست

میونه این همه کوچه که به هم پیوسته                        کوچه قدیمیه ما کوچه ی بن بسته

دیواره کا گلی یه باغ خشک که پر از شعرای یادگاریه       مونده بین ما اون رود بزرگ که همیشه

مثل بودن جاریه صدای رود بزرگ همیشه تو گوش ماست این صدا لالاییه خواب خوبه بچه هاست

کوچه اما هر چی هست کوچه ی خاطره هاست اگه تشنست اگه خشک ماله ماست کوچه ی ما...

     این بزرگ اهنگ داریوش در البوم سال ۲۰۰۰ است .این هم یکی دیگر از ترانه های داریوش است که براش به زندان میره .واقعا ترانه جاودانه و زیبایی هست . کلیپ این ترانه رو اگه ببینید باید ۳ یا ۴ تا مشت بزنید تو سره خودتون انقدر زیباست .هر چی تعریف کنیم از این اهنگ کم گفتیم.

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم مهر 1389ساعت 16:7  توسط سالار نوبخت  | 

داریوش و اردلان سر فراز

  

 

سلام به تمامی طرفداران داریوش عزیز.در این اپم و اپهای ایندم هم قصد دارم از بنیان گذاران اهنگای داریوش هم بنویسم و اهنگهایی که ساختند و شعر هایی که برای داریوش گفتند نام میبرم . در این پستم میخواهم شعراهایی که اردلان سرفراز برای داریوش ساخته رو بنویسم و بگویم که اردلان سر فراز چه شعرهای شاهکاری برای داریوش ساخته است و داریوش به زیبایی انها را اجرا کرده است .بعد از اردلان از ایراج جنتی عطایی و شهیار قنبری و ... هم خواهم نوشت حتی از اهنگسازان داریوش .اردلان سر فراز ۲۸ شعر برای داریوش گفته و شاهکارهایی هستند. داریوش در کل زندگیش ۸۴۰ اثار هنری (( اهنگ . اهنگ کمیاب . دکلمه . اجرای کاملا متفاوت استودیویی. اجرای کنسرتی اهنگای کمیاب با اجرای متفاوت .اهنگ خالی از داریوش)) داره و هیچ خواننده ی پاپی اندازه داریوش اهنگ نداشته. بعد داریوش ویگن هست از بحث خارج نمیشم و کارهای اردلان سر فراز برای داریوش رو مینویسم . لطفا کسانی که طرفدار داریوش نیستن و اصلا داریوش گوش ندادن این قسمتهایی که برای دانلود گذاشتم و حجمشم کمه و کوتاه هست رو دانلود کنن مطمین باشن که داریوش جذبشون میکنه.پس لطفا دانلود کنید اگه داریوش گوش ندادید که زحمتهای منم حروم نشه.  رو این اپم خیلی وقت گذاشتم .

 

 

اشفته بازار

  تمام عمر بستیمو شکستیم                                                   به جز بار پشیمانی نبستیم

 جوانی را سفر کردیم تا مرگ                                                    نفهمیدیم به دنبال چه هستیم

عجب اشفته بازاریست دنیا                                                      عجب یار وفاداراریست دنیا....

این شعر داریوش در در سال ۱۹۹۶ به بازار اومد و بسیار شعر زیبا و عالی هست و حتی اسم البوم هم هست.

 

به بچه هامون چی بگیم

به بچه های تو من وقتی یه روز بزرگ شدن                    فردا که ماخوان بدونن کجا به دنیا اومدن

بگو جوابمون چیه حرفه حسابمون چیه                          تکلیف اون خونه ای که شده خرابمون چیه

گناه هر چی که گذشت به گردن ما بود و هست         از ما اگر بتی شکست بتهای تازه جاش نشست..

 

این ترانه داریوش در البوم بچه های ایران هست و داریوش از اشتباهات خودش در گذشته میگه اگه دقت کنیم و شعر سیاسی و دنیایی هست که اردلان گفته.

 

بچه های ایران

بچه ها این نقشه جغرافیاست                                              بچه ها این قسمت اسمش اسیاست

شکل این گربه در اینجا اشناست                                          چشم این گربه به دنبال شماست

بچه ها این گربه ی                                                             ایرانه ماست        

بچه ها این سر زمین نازنین                                                 دشمن بسیار دارد بر کمین...

این ترانه هم اسم البوم هست و بسیار زیبا هست . اصلا کل اهنگای این البوم برای اینده هست و بچه های اینده ایران هست و بسیار زیبا هست.

 

دستای تو

ای که بی تو خودمو تکو تنها میبینم                            هر جا که پا میزارم تو رو اونجا میبینم

یادمه چشمای تو پر درد و غصه بود                             قصه ی غربت تو قدر صد تا قصه بود

یاده تو هر جا که هستم با منه                                  داره عمر منو اتیش میزنه.......

داریوش این ترانه رو در سال ۱۳۵۱ خوند و اگه با فرزان دلجو اختلاف پیدا نمیکرد داریوش این ترانه رو در فیلم یاران میخوند و بسیار زیبا هست اما این ترانه در فیلم دشنه بهروز وثوقی هست.اردلان این شعرو برای پدرش که فوت کرد خوند اما داریوش از لحاظ عاشقانه این شعرو خوند.

 

چشم من

اون که رفته دیگه هیچوقت نمیاد                                      تا قیامت دل من گریه میخواد

قصه گذشته های خوب من                                            خیلی زود مثل یه خواب تموم شدن

حالا باید سر رو زانوم بزارم                                             تا قیامت اشک حسرت ببارم

دیگه هیچکی مثل من غم نداره                                      مثل من غربتو ماتم نداره....

داریوش این اهنگو در سال ۱۳۵۳ خوند یکی از زیباترین ترانهای داریوشه و واقعا شاهکاره که بعد از ۲ یا ۳ سال از پخش این ترانه گوگوش دو ترانه خوند که از این اهنگ داریوش استفاده کرد.

 

ای عشق

تو که معنای عشقی به من معنا بده ای یار                   دروغ این صدا رو به گور قصه ها بسپار

صدا کن اسممو از عمق شب از لبه دیوار                      برای زنده بودن دلیل اخرینم باش

من ان بدر فریاد خاکه خوبه سرزمینم باش                    طلوع صادق اسیانه من بیداریم باش عشق...

داریوش این ترانه رو سال ۱۳۵۶ خوند . داریوش وقتی عاشقانه میخونه عاشقانهایش عاشقانه ترین ها هستند وقتی هم سیاسی میخونه سیاسی هایش سیاسی ترین ها هستند ... . ترانه بسیار زیبایی هست در البوم به من نگو دوست دارم.

 

قلندر

در به دره همیشگی کلی صد ساله منم                       خاکه تمام جاده هاست جامه کهنه ی تنم

هزار راه رفته ام هزار زخم خرده ام                               تا تو مرا زنده کنی هزار بار مرده ام

شب از سرم گذشته بود در شب من شعله زدی            برای تتحیر تنم ساعقه بار اومدی...

داریوش این ترانه رو در سال ۱۳۵۵ خوند و در البوم فریاد زیر اب قرار داره . ترانه بسیار زیبا و عاشقانه ای هست.

 

                                                     اهای مردم دنیا

اهای مردم دنیا اهای مردم دنیا                                    گله دارم گله دارم من از عالمو ادم گله دارم

شما که حرمت عشقو شکستین                                 کمر به کشتن عاطفه بستین

شما که روی دل قیمت گذاشتین                                  که حرمت عشقو نگه نداشتین ....

 داریوش این ترانه را در سال ۱۳۵۹ خونده و معنی عاشقانه سیاسی مخلوط داره و بسیار ترانه معروف و محبوب و حرفه دله یه ملت است و در البوم اهای مردم دنیا قرار داره.

 

اینه

رو میکنم به اینه رو به خودم داد                                  ببین چقدر حقیر شده اوج بلند بودنم

رو میکنم به اینه من جای اینه میشکنم                       رو به خودم داد میزنم این این است یا که منم

منو ما کم شدی ایم خسته از هم شده ایم         بنده ی خاک خاکه نا پاک خالی از معنای ادم شده ایم

داریوش این ترانه رو در سال ۱۳۶۵ خوند در اوج اعتیادش . این اهنگ رو برای اعتیاد خودش خوند و کاملا از کلیپش معلومه . این ترانه در البوم اهای مردم دنیا هست.

 

حادثه

گفتم تو چرا دورتر از خوابو سرابی خوابو سرابی            گفتی که منم با تو ولیکن تو نقابی اما تو نقابی

فریاد کشیدم تو کجایی تو کجایی                              گفتی که تنم کن تو مرا تا که بیابی

چون همسفره عشق شدی مرده سفر باش               هم منتظر حادثه هم فکر خطر باش ....

 

این شاهکار ترانه رو داریوش در سال ۱۳۶۳ خونده و یکی از زیباترین اهنگای بعد انقلاب داریوشه. زیباترین کلیپ داریوش کلیپه این ترانه هست که بهمن مفید در این کلیپ بازی میکنه .تنهای خواننده ای که در کلیپش یکی از بهترین بازیگرای معروف بازی کرده داریوش بوده.در البوم نازنین هست.عکس کلیپ حادثه:

 

 

نیستی

چنان دل کندم از دنبا که شکلم شکله تنهاییست        ببین مرگه مرا در خویش که مرگه من تماشایست

مرا در اوج میخواهی تماشا کن تماشا کن                  دروغ این بود از دیروز مرا امروز پاشا کن

در این دنیا که حتی ابر نمیگرید به حال ما                  همه از من گریزانند تو هم بگذر از این تنها...

این هم شاهکار ترانه دیگری هست که داریوش در سال ۱۳۶۱ خوند واقعا زیباست در البوم نیستی هست و داریوش از زندگی خودش میگوید در این ترانه.

 

گره کور

کلاف سر نوشت من سر در گمه همیشه                           طلسم کوره این گره یه لحظه وا نمیشه

طناب سر نوشت من تنها پل عبوره                                   اما به بیراهه میره با گره ای که کوره

دیروز مسیر قصه هام یه جاده بود به خورشید                     امروز به بیراهه شده یه شوره زاره تردید...

 داریوش این ترانه رو بعد انقلاب خوند و کلیپ هم داره و این ترانه در البوم نیستی هست و بسیار زیبا اجرا شده.

 

ولایت

ای همه شعرو حکایت ای بزرگ ای بی نهایت                       ای همه دارو ندارم اعتبارم ای ولایت

گره هام تو خنده هام تو گفتنم تو خواستنم تو                     وقته زادن پیرهنم تو وقته مردن کفنم تو

پیش تو دریا حقیره حتی این دنیا حقیره                             کی میتونه از تو باشه اما دور از تو بمیره...

 این یکی از غم انگیز ترین اهنگای مربوط به غربت داریوش هست(( البته به نظره من پرسه از همه غربتی تره)) در البوم پرنده مهاجر هست این ترانه و بسیار زیبا هست.

  

پند حافظ

دختران را همه در جنگ و جدل با مادر                                 پسران را همه بدخواه پدر میبینم

هیچ رحمی نه برادر به برادر دارد                                        هیچ شفقت رفته در راه پسر میبینم

پند حافظ بشنو خواجه برو نیکی کن                                  که من این پدر به هر گنجو گوهر میبینم...

این شعر داریوش روانی میکنه بسیار عجیبه . این شعر برای حافظ هست اما نمیدونم چرا در ارشیو اردلان سر فراز وجود داره.چون بسیار زیباست من بیشتر واسه دانلود میزارم اینو.کلیپ این ترانه یکی از روانی کننده ترین کلیپهای داریوشه یعنی تا دو تا مشت تو سره خودت نکوبی نمیتونی کلیپ رو ببنی یه شاهکاره بعد انقلاب داریوشه در البوم نیستی وجود داره و ن تو دورانه عشق داریوشم تو هر زمانی رو یه ترانه خیلی کلیک میکردم و بسیار گوش میدادم دوره ی این اهنگ شدیدترین لذت من بود از ترانهای داریوش.داریوش در این ترانه اینده نگری کرده و داریوش تا حالا هر چی اینده نگری کرده درست بوده .

 

هم صدا

اگه همصدام بودی اگه همصدام بودی                               هیچکی حریفم نمیشد

کوه اگه رو شونه هام بود کمرم هم نمیشد                       تو اگه خواسته بودی اخ تو اگه خواسته بودی

تو اگه مونده بودی موندنی ترین بودی                              عمره صدام کم نمیشد...

 

این ترانه داریوش بعد انقلاب خونده شد و در البوم همصدا هست . بسیار عاشقانه و افسوس وار خونده طوری که وسط خوندنش یه (( آخ)) معنی دار و دردناک میگه که اگه دانلود کنید میبنید و بسیار زیباست.

 

 

نازنین

ای نازنین ای نازنین در اینه ما را ببین                           از شرم این صد چهره ها در اینه افتاده چین

از تندباد حادثه گفتی که جان در برده ایم                  اما که جان در بردنیم دیریست که در خود مرده ایم

اینجا به جز دردو دروغ همخانه ای با ما نبود                   در غربت من مثل من هرگز کسی تنها نبود...

 

یه ترانه بسیار زیبای داریوش هست که هم میشه گفت عاشقانست هم در مورد وطنه . بستگی به خود ادم داره . در البوم نازنین هست داریوش و ابی در کنسرت مشترکش با داریوش این ترانه رو خوند.غکس کلیپ نازنین:

 

 

سهم من

سهم من از تو چه بوده غیر ازار                                         تویی که دنیا برات شده یه بازار

من تو رو به چشم یاری دیده بودم                                     تو منو اما به چشم یه خریدار

ارزش گلایه من بیش از این هاست                                   نه برای اون کسی اهله سوداست...

 

داریوش این ترانه رو در سال ۱۳۶۷ خونده ترانه بسیار زیبا و دلنشینی هست و در البوم اهای مردم دنیا هست .

 

 

خسته ام

محبس خویشتن منم از این حسار خسته ام                 من همه تن انلحقم کجاست دار خسته ام

در همه جای این زمین همنفسم کسی نبود                 زمین دیاره غربت هست از این دیار خسته ام

کشیده سر نوشت من به دفترم خط عذاب                    از ان خطیب که ان نوشت به یادگار خسته ام...

این ترانه بسیار زیبای داریوش در البوم زندونی هست و بعد انقلاب سروده شد . بسیار معنی باهال و زیبایی داره .

شقایق

شقایق اخرین عاشق تو بودی                                            تو مردی و پس از تو عاشقی مرد

تو اخر سرابو عشق و حسرت                                             تهه گلخونه های بی کسی برد

شقایق وای شقایق گل همیشه عاشق             دویدیم دویدیمو دویدیم به شبهای پر از قصه رسیدیم...

  داریوش این ترانه رو در سال ۱۳۵۵ خوند بدون شک محبوبترین ترانه داریوش هست و بعد از شقایق چکاوک محوبترینه . داریوش این ترانه رو برای خصرو گل سرخی خوند که با داریوش در زندان هم سلولی بود.این ترانه در البوم شقایق هست.عکس کلیپ شقایق:

 

 

نجات

نجات من به دسته توست از این محبس نجاتم ده          لباس کهنه تن را بسوزانو حیاتم ده

بیا و نقطه پایان به شعر عمر من بگذار                         تنم دیواره بینه ماست تنم را از میان بردار

مرا از وحشتو تردید رها کن تا رها باشم                      هوای صبح بیداری شهادت را صدا باشم...

داریوش این ترانه رو در سال ۱۳۵۵ میخونه و اسم ترانه شهادت هست که الان اسمش عوض شده این ترانه در البوم به من نگو دوست دارم هست .بسیار زیبا هست حتما گوش دهید.

 

نیایش

به بغض در نفس پیچیده سوگند                                            به گلهای به خون غلتیده سوگند

به مادر سوگواره جاودانه که داغه نوجوانان دیده سوگند             خدایا حادثه در انتظار هست

به هر سوگ باد وحشی در گذار هست                                  به فکر قتل عام لاله ها باش ........

این ترانه در البوم ای نازنن هست بسیار جاودانه و زیبا هست . احتمال زیاد اونطوری که نشون میده برای جنگ ایرانو عراق خونده شده . اما من به طرظ عاشقانه به این شعر نگاه میکنم و دیونه میشم بسیار زیبا هست.

 

سال ۲۰۰۰

تو اون روزا ای که میادکسی به فکر کسی نیست         هر کی به فکر خودشه به فکر فریاد رسی نیست

همه به هم بی اعتنان حتی به مرگه هم دیگه           کسی اگه کمک بخواد کی میدونه اون چی میگه

توی کتابای لغت سپیده برگا همیشه                        نه دشمنی نه دوستی هیچی نوشته نمیشه...

این ترانه شاهکار داریوش در سال ۱۳۵۷ خونده شده اواخر رژیم پهلوی که در بعد انقلاب پخش میشه و اینده نگری کرده بسیار درست .این ترانه ۴ کلیپ داره و بیشترین کلیپ نزد این اهنگ هست در البوم سال ۲۰۰۰ است و کارش درسته.

 

گلایه

درحسرت دیدار تو اواره ترینم                               هر چند که تا منزل تو فاصله ای نیست

رو به روی تو کی ام من یه اسیره سر سپرده           چهره ی تکیده ای که رو غبار اینه مرده

من برای تو چی هستم کوه تنهای تحمل              بین ما پل عذابه من خسته پایه ی پل

ای که نزدیکی مثل من به من اما خیلی دوری       خوب نگام کن تا ببینی چهره ی دردو صبوری

کاش که میشد تو بدونی من برای تو چی هستم     از تو بیش از همه دنیا از خودم بیش از تو خستم

بیبین که خستم  غروره سنگم اما شکستم           کاشکی از عصای دستم یا که از پشت شکستم

تو بخونی تو بدونی از خودم بیش از تو خستم       ببین که خستم تنها غروره عصای دستم

از عذابه با تو بودن در سکوته خود خرابم نه صبورمو نه عاشق من تجسمه عذابم

تو سراپا بی خیالی من همه تحمل درد تو نفهمیدی چه دردی زانوی خستمو تا کرد

 

این ترانه ترانه پنجمه منه دیونم میکنه . در البوم سال ۲۰۰۰ هست .و بعد از ترانه کهن دیارا در البوم کهن دیارا که ۱۷: ۵۷ ثانیه هست طولانی ترین ترانه ی تو البوم داریوش هست . اما عاشقانه ترین ترانه داریوشم به نظره من هست . حتما متنه شعرو بخونید و ۳ دقیقه گذاشتم حتما دانلود کنید . ادامه داشت اما گفتم بسته .نمیشه رو دور این اهنگ بیافتی گریه نکنی غیر ممکنه . به نظره من مثل این اهنگ دیگه پیدا نمیشه . حتی دوستان طرفدار ستار من هم عاشق این اهنگه داریوشن و بی نظیره.

 

موج

من ان موجم که ارامش ندارم                                            به اسانی سره سازش ندارم

همیشه در گریزو در گزارم                                                 نمیمانم به یک جا بی قرارم

سفر یعنی منو گستاخی من                                           همیشه رفتنو هرگز نماندن....

این ترانه بسیار ارامش بخش در البوم راه من هست . و موج رو به خودش تشبیح کرده ککه تا نفس داره میخونه و ارام نمیگیره . دمش گرم . ترانه زیبا و ارامش بخشی هست گوش دهید.

 

مصلوب

به صلیب صدا مصلوبم ای دوست                                     تو گمان نبری مغلوبم ای دوست

شرفه نفس من اگه شد قفسه من                                  به سکوت تن ندادم تا نمیرم بی کفن

وقتی گفتن یه گناه بود مثل دیدن یا شنیدن                   معنی اوازم این بود تهه بن بست داد کشیدن...

   این ترانه فوق شاهکار سال ۱۳۵۶ خونده شد و در البوم به من نگو دوست دارم هست . این اهنگ ترانه سومه منه و دیونم میکنه تا صدای گیتاره شروعش میاد تنم میلرزه .داریوش در این اهنگ اسم ۴ تا از اهنگای خودشو میبره و در این اهنگ جستجویی بر کارهای قبلیش میکنه و پایانش هم بسیار زیبا تموم میشه . ترانه شاهکاری هست پر از معنی و زندگی داریوش .

 

طاقت

هر کسی هم نفسم شد دسته اخر قفسم شد                 منه ساده به خیالم که همه کارو کسم شد

اون که عاشقانه خندید خندهای منو دزدید                        پشت پلکه مهربونی خوابه یه توطیه میدید

رسیده ام به نا کجا خسته از این حالو هوا                        خدیثه تنگ است مرا طافت من نیست...

این ترانه بسیار زیبا در البوم اشفته بازار داریوش هست بسیار ناز و زیبا هست . از گذشته و نارفیقی هایی که در حقش شده میگه و ترانه بسیار زیبا و پر معنی و مفهموم هست.

 

روز اول

گفتی از عشقم هذر کن چه بد کردم نکردم                      بادمو از سر بدر کن چه بد کردم نکردم

روز اول گفته بودی ولی از تو نشنیدم                              تو اینه دیروز کاشکه فردا رو میدیدم

با تو عشق امدو گم شد هر چه بود زیرو زبر شد               لحظه هام خالی خسته زندگی بیهوده تر شد

این ترانه بسیار زیبای داریوش در البوم راه من هست و مخلوطی از عشق و حسرت هست ترانه بسیار زیبایی هست .

 

تلنگر

نه زمین خاکه قدیمی نه هوا همون هواست              تا چشام کار میکنه هر چی که مونده نا به جاست

داره از قبیله ما یکی یکی کم کم میشه                    هر چی دوست داشتمو دارم راهیه عدم میشه

مثل ابرای زمستون دلم از گریه پره                           شیشه ی نازک دل منتظر تلنگره...

 

 

+ نوشته شده در  شنبه دهم مهر 1389ساعت 14:5  توسط سالار نوبخت  | 

شعری که نام ترانه های داریوش را در بر دارد.

 

با سلام به تمامی دوستان عزیز و داریوشی.این شعر زیبا رو که نام ترانه های داریوش در این شعر هست رو تقدیم میکنم به داریوش عزیز و تمامی طرفداران داریوش امیدوارم خوشتون بیاد.و در این شعر نام خیلی از ترانه های داریوش در ان نهفته است:
با تو مرد مشرقی سنگ صبور مانده بر جای گذشته های دور همه افسانه هستی که به تو مانده به یاد کوچه قدیمیمون بود که به خاطرم میاد روزای ساده و خوبی که حسودی توش نبود یا که من بچه بودم به چشم من نهفته بود وقتی پدر تو خونمون پسر پسر میکرد خواهر مه لقام و میبوسیدو بقل میکرد خونه جای خوبی بود هرچی که بود صفایی داشت سپیدو سیاه تو اون خونه برای من فرقی نداشت تا یه روزی توی راه مدرسه عشق بی حاصل او قلبمو لرزوند تو سینه یه روزی تنگ غروب تا اونو دیده بودم چون که با رقیب من رفت تلافی کرده بودم بعد اون یادم میاد شبا کنار جوب اب زیر تیر برق حکایت ز علی کنکوری هات خونده بودم هرچی بود گذشت ولی دستای تو خاطره خوبی گذاشت معنی به من نگو دوست دارم اسمتو تو دلها گذاشت ولی افسوس که مسبب تمام قصه ها با یه نفرین نامه ای خاری تو چشم ما گذاشت اومدی مهمان نا خوانده به شهر خوب ما امان از روز مبادا که شدش نسیب ما دو مسافر شدیمو زدیم به خشک کوهو دشت تو این راه دراز خدا میدونه چی گذشت اومدیم تا رسیدیم به عصر سال ۲۰۰۰ توی این جنگل جاری که بشیم خفیفو خار که به دست نارفیق هر شبو روز بشکند پشت خمیده زیر سنگینی بار حالا من زندونی هستم توی این شهر تو زندونی یه شهر دیگه چی شده که اسمون با منو تو قهره دیگه نمیدونم چی بگم با کی گلایه بکنم منو دل تنها شدیم با چی علاجش بکنم فقط اینو میدونم که شبای خوبو قشنگ میتونی پیامی باشی توی این شهر فرنگ تو باید حرف بزنی بخونی از غصه هامون میتونی رهایی باشی توی این میدان جنگ بوی خوب گندوم از تو موندنیست یاور همیشه مومن تو صدات شنیدنیست.

+ نوشته شده در  جمعه نهم مهر 1389ساعت 16:1  توسط سالار نوبخت  | 

ياران منشينيد خاموش

 

 

با سلام به تمامي دوستان داريوش و غير داريوشي.ديشب برنامه اينه رو مشاهده كردم و عظمت داريوش رو ديدم البته كلي غم و خاموشيي در چشماش و صورتش ديدم و منظروشم در يك جمله نشان داد.داريوش در هرجا برنامه داشته باشه تمام خطوط اشغال خواهد شد و هزاران و مليونها نفر به پاي تلوزيون مينشينند كه داريوشو ببينند يا با او صحبت كنند.و خود من بارها تماس گرفتم كه متاسفانه ارتباط بر قرار نشد اما اصلا ناراحت نيستم بلكه خوشحالم هستم كه مردم اينچنين علاقه دارند داريوش رو به هدفهايش و مقصودش برسانند و با همدلي و همياري يكديگر زمينه ها رو براي ورود داريوش به ايران و ترك معتادين و .... مسايل اجتماعي و سياسي ديگر فراهم كنند.مثلا ديشب دختري ۱۷ ساله با داريوش صحبت طولاني كرد و حرفهاي بسيار زيبايي زد و براي معتادين مثل خود من فعاليت ميكرد.كه دكتر شمسيان و داريوش بسيار ابراز علاقه كردند كه به اين دختر كمك كنند و همكاري داشته باشند. اما ديشب همانطور كه گفتم داريوش خسته و اندوه و بغض زده رو ديديم و معلومه خسته شده از بيش از حد پيغم ازادي و صلح و سياسي دادن و در يك جملهبسيار زيبا و پر معني و اندز مقصود اون غمه درونشو رسوند:(( وقتي همه نشسته اند چه كسي خواهد برخاست؟))البته جمله دقيقشو فراموش كردم و مقصودش اين بود.غربت هر كسي رو رنج و زجر ميده و حتي كساني كه خيلي دوست دارند از ايران بروند پس از چند سال غربت يقشونو ميگيره ديگه چه برسه داريوش اقبالي كه فردي وطن پرست و به فكر سرزمين و خاك ايرانه و چندين اهنگ از غربت خوانده مثل(( نازنين - ولايت - پرسه و...)) و چندين اهنگ براي ايران مثل(( بچه هاي ايران - سلا اي سرزمين اريايي - به ايران نگاه كم  و ...)) و چندين اهنگ براي بيداري مردم مثل (( دوباره ميسازمت وطن - حركت - نامه به وطن)) كه البته خيلي فايده داشته مثل حركت زيباي مردم در ۱۸ تير.و الان داريوش ميبينه كه تو اين ۲۸ سال چه كرده و چرا مردم نميخواهند بيدار شوند اما به نظر من مردم بيدارند اما نميخواهند دست به كار شوند و ترس دارند.واسه همين داريوش ميگه ياران منشينيد خاموش ايران در سايه دار است منشينيد خاموش.اما تا كي يك روز اين دوران هم به پايان خواهد رسيد مانند تمام دوراني كه گذشت و خوبي ها و سختي هايي كه ايرانيان كشيدند به قول داريوش(( منو تو در گذر تندباد حادثه ها هزار مرتبه اوج و حضيضها ديدم مپوش چشم اميد از وطن كه ما زين بيش به عمر خويش چه ضد نقيض ها ديدم)). حالا سوال من اينه چرا داريوش اقبالي و يا تمام هنرمندان خارج در ايران چه انهاي كه كار سياسي ميكنند چه انهايي كه كار سياسي انجام نميدهند؟خوب داريوش و كسان ديگري مثل فرهادم در زمان شاه سياسي ميخونندند اما ايا اونها رو از ايران و وطنشون بيرون كردند و وطنشونو از انها گرفتند؟ نه نگرفتن چون هر كسي هم كه باشند صحاب وطنشونن و ملكي در اين سرزمين دارند اما هم اكنون و در حال حاضر اجازه ورود انها رو به ايران نميدهند حالا بگذريم ازخوانندگاني كه كار سياسي نميكنند چون انها دارند كيفشونو در خارج از ايران ميكنند و فقط شعار كه ما ايرانو دوست داريم و ميخواهيم برگرديم به وطن اگه اينجوري بود شادمهر فرار نميكرد به امريكا و ... .ابي خواننده اي است كه خليج فارسو خوند و اين يك ترانه مقدسه براي ايران ولي متاسفانه ميبينيم جمهوري اسلامي اين ترانه رو با صداي ابي پخش نميكنه اما با صداي قاسم افشار پخش ميكنه و با اسم اين خواننده تو تلوزيونا ميزارن واسه اين كه ابي در خارج از ايرانه و با مجموعه فرهنگي ايران قرار داد نبسته در حالي كه انصاف نيست كساني كه خارج از ايران هستند رو ايراني ندونند . 

+ نوشته شده در  جمعه نهم مهر 1389ساعت 15:46  توسط سالار نوبخت  | 

مزاحم همیشگی
یه باز بذار حرف بزنم ، دیگه نه حرف سفره
نه حرف تیر تو قلب یه دیوونه ی در به دره
نه صحت پرسیدن لحظه و روز و حالته
نه قصه ی عاشقیه ، نه پاسخ سوالته
نه اشکی ریختم لا به لاش ، نه پر شده از عطر یاس
نه توش غرور پدیاا می شه ، نه اعتماد ، نه التماس
این دفه حرف قصه نیست ، خکستر حقیقته
یادت میاد یکی می گفت حقیقتم مصیبته
بذار بدون پرسش و ساده و بی مقدمه
بریم سراغ حرفی که ، می ترسونه یه عالمه
همیشه از نخواستنت ، تو رویاهام می ترسیدم
بعد خودمو گول می زدم ، به ترسیدن می خندیدم
ترسه ولی قایم می شد ، شب میومد مثل لولو
واسه همین گاهی بهت ، فقط می گفتم تو بگو
نگفتی و گذاشتمش پای غمای خستگی
فهمیدم اشتباه بوده ، اینم یه جور دیوونگی
خیال نکن این که می گم ، شکایته ، رنگ گله س
قبول ندارم اخم تو مال نبود حوصله س
دیگه مزاحم نیم شم ، خیالت آسوده باشه
سهم من از آتیش بذار ، فقط یه کم دوده باشه
مهم اینه که اسمت تمام دنیا بلدن
فرقی نداره که با من چه قدر خون چه قدر بدن
مهم اینه تا دینمو یه کم به عشق تو دادم
طبق یه قانون از چشات مثل یه قطره افتادم
قصه ی نا دو تا شاید ، به درد تاریخ می خوره
کار من از جانب تو ، به درد توبیخ می خوره
همونشم تو بنویس ، کلی جای سپاس داره
با من که کاری نداری ، اونو می دی کی بیاره ؟
نه بگذریم ، انگار دلم بازم پرید اون شبکه
برای تو تکراریه اما نگه می ترکه
خوب می دونم تو این سالا تحملم کردی ، آره ؟
چشات روشن نشد بگن زیبا تو رو دوس نداره ؟
دل به دل کسی نده ، عاشقی دزده زیبا جون
هر کار تو عاشقی کنی ، بدون مزده زیبا جون
سخته مزاحمت نشم ، نمی دونم چیکار کنم
نه ، نیم شم ، اما می خوام از خودمم فرار کنم
دلم می خواد برم یه جا که دیگه زیبا نباشه
تمام دنیا رو برم فک می کنم جا نباشه
تو همه ی وجودمی ، هر جا برم می یای پیشم
ولی بهت قول دادمو ، دیگه مزاحم نمی شم
من نمی رم ، یادت باشه تو اونی هستی که می ره
منم یه جور مزاحمم ، که کلی پیشت می میره
مزاحمی که ردشو ، تمام آدما دارن
نیازی نیس شمارشو به ذهن دستگا بسپارن
مزاحم خیلی روزا ، چه تو طلوع ، چه تو غروب
مزاحم روزای تلخ ، مزاحم روزای خوب
نه اینکه بار آخره ، مزاحمت طولانی شد
اخماتو وا کن تا برم ، باز که هوات طوفانی شد
الان تمومش می کنم ، امون نمی دم تا بگی
خوبیش اینه با هم می گیم ، مزاحم همیشگی
حالا که دلت اومد ، نامه رو بردار پاره کن
دیگه مزاحمت نشم ؟ دل می گه استخاره کن
چشمای ناز و روشنت ، شاده که شر من کمه
قند تو دلت آب می شه از نبودن این مریمه
تازه همونم که می خوای ، بدون زنگ و صحبتی
این خرین حرف منه ، دلم خوشه که راحتی
مزاحم همیشگیت تاریخ مرداد می زنه
اما زمان هیچه براش ، فقط داره داد می زنه
داد می زنه ای آدما ، مسافرای زندگی
از این به بعد به من بگید ، مزاحم همیشگی
+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم مهر 1389ساعت 16:27  توسط سالار نوبخت  | 

داریوش و مریم حیدر زاده

 

داریوش در البوم جدیدش یا بزرگانی چون ایرج جنتی و ... کار نکرد و با فردی این البومو داره وارد بازار میکنه که شاید کسی اسم این شخصو نشنیده باشه و این شخص مریم حیدر زادست.به نظر خیلی ها این کار داریوش درست نیست و به نظر بعضی ها این کار داریوش هم مانند بقیه کارهایش زیبا است و داریوش مهم است که میخواند و تصمیم میگیرد.و بعضی از طرفداران داریوش اهنگایی مثل یاور همیشه مومن و فریاد زیر اب و چشم من میخواهند و خیال میکنند اهنگ لب دریا مانند کارهای قدیمی و زیبای داریوش نیست اما به نظر من نباید زود قضاوت کرد و خیال کرد که این کار داریوش یک کار دسته پاینه.حدود ۳۰ سال پیش وقتی اهنگای زیبای داریوش به بازار اومد کسی فکر نمیکرد این اهنگا پس از مدتی پر طرفدار بشن و باعث مطرح شدن داریوش بشه چه بسا که شاید اهنگ لب دریا چندین سال بعد به همچین اهنگی تبدیل بشه.من که این اهنگو گوش دادم و دارم بسیار زیبا است و داریوش در عروسی خود گفت که این اهنگو تقدیمک میکنه به همسرش.ولی بحث اصلی سر اینه که چراداریوش با مریم حیدر زاده کار کرد؟اگه اهنگ لب دریا رو خواننده کوچیکتر از داریوش میخوند همه میگفتند بسیارزیبا است و کار قشنگی است ولی ایا داریوش به اهنگ لب دریا میخوره؟خوب داریوش صاحب تصمیمه و او باید تصمیم بگیره که با کی کار کنه و پس از ۳۶ سال که با بزرگان کار کرد الان با شخصی کار میکنه که در حد داریوش نیست ولی باید ببینیم که چه اثری در اینده میگذارد.باید منتظر بقیه اهنگای این البوم باشیم ببینیم چه اهنگایی هستند.ولی داریوش همیشه داریوش هست و هر اهنگی بخونه ادمو جذب میکنه و فقط داریوش نیست که این اواخر کمی سبکش تغییر کرده خواننده های بزرگ دیگری مثل ستار بزرگ و گوگوش و ابی هستند که سبکشون عوض شده و تازه داریوش سبکش عوض نشده نهوه کارش عوض شده و شاید دلایلی داره مثل ازدواج داریوش و ترک داریوش و این حرف که بگیم دوره زمونه عوض شده به نظر من غلطه.مثلا البوم گل بیتا که همین تازگی ها (۷سال پیش)خوانده شده بسیار زیباست و علتش دوره زمونه نیست بلکه احساس و فکر داریوشه.منتظر نظراتتون هستم.قربون داریوش که براش جون میدم.  اگه غلط املایی دیدید معذرت میخوام علتش اینه که من دبی هستم و کیبورد عربی هست اینجا.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم مهر 1389ساعت 15:59  توسط سالار نوبخت  | 

یاور همیشه مومن

 

این ترانه اسثنایی یک ترانه عاشقانه هست که به نظر من زیباترین ترانه دنیاست و همچین داستانی داره:یک پسر و یک دختر بودند که عاشقانه یک دیگر را دوست داشتند و عشقشون بینظیر بود و قصد ازدواج داشتند.تا اینکه مشکلی برای خانواده دختره ایجاد شد و تصمیم گرفتند از اون شهر برن با قطار و دختره هم مجبور شده بود تا اون پسرو ترک کنه.تا اینکه روز رفتنشون فرا رسید و اون پسر هم به زیارت عشقش امده بود و نامه ای با خود به همراه داشت که تحویل دختره بده.وقت رفتن شد و پسر نامه رو به دختر داد و قطار بوقی زد و به راه افتاد پس از چند ثانیه قطار ترمزی کرد و ایستاد و همه مونده بودن چی شده و چه اتفاقی افتاده تا اینکه همه پیاده شدن و دیدند که پسری خودشو جلوی قطار انداخته و خود کشی کرده به خاطر دختره.مدتی گذشت و دختر این نامه را به داریوش داد و این داستان رو برای داریوش تعریف کرد و داریوش هم این ترانه رو برای ان دو جوان خوند.و اگه دقت کرده باشید اخر ترانه یاور همیشه مومن صدای بوق قطار میاد.

یاور همیشه مومن

ای به داد من رسیده تو روزهای خودشکستن

ای چراغ مهربونی تو شبهای وحشت من

ای تبلور حقیقت توی لحظه های تردید

تو شب و از من گرفتی تو من و دادی به خورشید

اگه باشی یا نباشی برای من تکیه گاهی

برای من که غریبم تو رفیقی جون پناهی

یاور همیشه مومن تو برو سفر سلامت

غم من مخور که دوری برای من شده عادت

ناجی عاطفه من شعرم از تو جون گرفته

رگ خشک بودن من از تن تو خون گرفته

اگه مدیون تو باشم اگه از تو باشه جونم

قدر اون لحظه ندانم که من و دادی نشونم

وقتی شب شب سفر بود توی کوچه های وحشت

وقتی ابر سایه کسی بود واسه بردنم به ظلمت

وقتی هر ثانیه شب تپش هراس من بود

وقتی زخم خنجر دوست بهترین لباس من بود

تو با دست مهربونی به تنم مرحم کشیدی

برام از روشنی گفتی پرده شب و دریدی

یاور همیشه مومن تو برو سفر سلامت

غم من مخور که دوری برای من شده عادت

ای طلوع اولین دوست ای رفیق آخرمن

به سلامت سفرت خوش ای یگانه یاور من

مقصدت هرجا که باشه هر جای دنیا که باشه

اون ور مرز شقایق پشت لحظه ها که باشی

خاطرت باشه که قلبت سپر بلای من بود

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم مهر 1389ساعت 14:45  توسط سالار نوبخت  | 

داریوش و ایرج جنتی

 

سلام به تمامی داریوش دوستان عزیز. در این اپم قسمت دوم شعرای ایرج جنتی عطایی رو برای داریوش میزارم.در پست قبلم ۳۰٪ شعرای ایرج جنتی عطایی رو برای داریوش گذاشتم و در این پستم سعی میکنم تکمیلش کنم. اما قسمت اپلود این بخش کنسرت ۳ روز پیش داریوش در لندن هست که ایرج جنتی رو به روی صحنه میبره . که صحنه ی جالی هست و مردم کلی تشویق میکنند این کنسرت امروز دسته من رسید و چون تو انترنت پره و تازه گذاشته شد در سایتهای معتبر برای دانلود میزارم .فقط خواهش میکنم من که این همه چیز واسه دانلود میزارم به این سایت برید و به داریوش رای بدید سایت پر بیننده و معتبریه    رای به داریوش یادتون نره نظر سنجی داره .در اپهای بعدیم از شاعرای دیگر داریوش مثل شهیار قمبری و .. مینویسم  . خوب پس شروع میکنم .

 

 

                                                               پسرم

خونه خالی خونه سرده خونه سردو صوتو کوره                 با امیدت اینه دل واسه من سنگه صبوره

پسرم وقتی که تو دنیا بیای چراغ خونمو روشن میکنی     پسرم وقتی بیای با خنده هات به دلم رنگ

جونی میزنی پسر پسر زندگیمو پر میکنه                       پسر پسر قنده عسل میشی برام...

این ترانه زیبای داریوش در البوم زندونی هست و بسیار زیبا هست . قبل انقلاب خونده شده و الان هم بهش رسیده.

 

                                                    شهر غم

خسته و در به در شهر غمم                                           شبمم از هر چی شبه سیاه تره

زندگی زندون سرده کینه هاست                                     رو دلم زخم هزار تا خنجره

چی میشد اون دستای کوچیکو گرم                                رو سرم دسته نوازش میکشید ....

این ترانه بسیار زیبای داریوش در البوم سال ۲۰۰۰ است که هم داریوش خونده هم ستار و در سال ۱۳۵۱ خوانده شد .بسیار زیبا و دلنشین هست. حتما گوش دهید و لذت ببرید.

 

سرگردان

از عذاب جاده خسته نرسیده رسیده                            اهی از سره رسیدن نکشیده کشیده

غم سردرگمیهامو با تو صادقانه گفتم                           اسمی که اسمه شبم بود با تو عاشقانه گفتم

منه سرگردونهه ساده تو رو صادق میدونستم                این برام شکسته اما تو رو عاشق میدونستم...

این ترانه زیبا در البوم نازنین هست و داریوش این ترانه رو در سال ۱۳۵۷ خوند که ۱۳۵۸ منتشر شد اما بعدها با اجرای جدید در بیرون اومد این ترانه رو سیاوش قمیشی هم با اهنگی متفاوت به اسم مسافر به بازار داد.

 

پرنده مهاجر

ای پرنده مهاجر ای پر از شهوت رفتن                        فاصله قد یه دنیاست بین دنیای تو و من

تو رفیق شاپرکها من تو فکر گلمونم                         تو پی عطر گل سرخ من حریس بوی نونم

دنیای تو بی نهایت همه جاش مهمونی                   دنیای من یه کف دست روی سقف سرده یه گور...

این ترانه بسیار زیبای داریوش در البوم ای پرنده مهاجر هست و این ترانه در سال ۱۳۶۳ خوانده شد و الان یکی از پر طرفداترین ترانهای داریوش هست لا اقل بین ۱۰ ترانه پر طرفدار هست که من متاسفانه یادم رفت این ترانه رو تو نظر سنجی وبلاگم بزارم.

 

پرسه

برام از خاطره سنگری بساز                                                      بیده بی ریشه رو باد میبره

نسل بی گذشته رو خاکه غریب                                                مثل شهم کهنه از یاد میبره

میخوام از باغچه سبز امروزم سبده خاطرهامو پر کنم                    میخوام از عطر دوباره گل شدن...

این ترانه زیبای داریوش به نظره من احساسی ترین ترانهی غربتی داریوش هست .یعنی بیشترین احساس و زجری که تو غربت کشیده رو داره با این ترانه خالی میکنه این قسمتش که برای دانلود گذاشتم رو من صبح تا شب گوش میدم.و در البوم بچه های ایران هست.

 

رسول رستاخیز

ای ابر مرده مشرقی ای کوه                                                   ای نگهبانه قدسی خورشید

روشنایی اتشه زردتشت                                                      یادگار صداقت جمشید

ناجی سر بلندی انسان                                                       ای تو پیغمبر ای اهورایی ...

این ترانه داریوش در البوم زندونی است و بسیار زیبا هست و داریوش این ترانه رو در اواخر سال ۱۳۵۴ که از زندان میخواستن ازادش کنن خوند و داریوش رو با لباس زندانی به رادیو بردند و بدون هیچ تمرین و اشنایی با اهنگ این ترانه داریوش این ترانه رو به بهترین شکل و بدون هیچ خطایی میخونه و حتی داریوش قبل از خوندش از مردم معذرت خواهی میکنه میگه که من حتی اسم این اهنگم نمیدونم و باید بخونم اگه بد خوندم ببخشید که ما اولین اجرای این اهنگو در رادیو داریم که داریوش ۱ دونه خطا هم نداره و این ترانه همراه با طلایه دار دو ترانه ی ازادی داریوش هستند اگه داریوش این دو ترانه رو نمیخوند خدا میدونست که این بزرگ مرد الان بین ما بود یا نه.

 

 

خونه

سیل غارتگر اومد از تو رودخونه گذشت                         پلارو شکستو برد زدو از خونه گذشت

دسته غارتگر سیل خونه رو ویرونه کرد                         پدره پیرمو کشت مادرو دیونه کرد

حالا من موندمو این ویرونه ها                                     پر خشمو و کینه این دیونه ها........

این ترانه زیبای داریوش در البوم سال ۲۰۰۰ است و این هم یکی دیگر از ترانهایی هست که داریوش به زندان میره . به نظره من شدیدترین حکم داریوش رو به خاطر این اهنگ دادن و حتی گفتند حکم اعدام دادند که من از چندین داریوش بازه قدیمی شنیدم اما خود داریوش تکذیب میکنه حالا راستو دروغشو نمیدونم. من این شعرو رو اینجوری تفسید میکنم و نظره منه: اما خمینی میاد(( سیل غارتگر)) از مشکلاتی که سره راهشه عبور میکنه(( رودخونه و پلا))و به ایران میاد(( خونه)) زیر دستای اما خمینی ایران رو در دست میگیرند و ایران رو اداره میکنند(( خونه رو ویرونه کرد)) شاه رو از سره راه بر میداره و میکشه(( پدره پیرمو کشت که نتونست بکشه)) مادرو دیونه کرد(( اشرف رو عذاب داد)) .چون داریوش با اشرف بسیار بد بود نگفت اشرف رو میکشه بلکه گفت دیونشن میکنه. ادامه ترانه هم با این مثالهام کامل واضح است.

یاور همیشه مومن

یاور همیشه مومن تو برو سفر سلامت                        غم من نخور که دوریت برای من شده عادت

ای طلوع اولین دوست ای رفیق اخر من                       به سلامت سفرت خوش ای یگانه یاور من

مقصدت هر جا که باشه هر جای دنیا که باشی            اونور مرز شقایق پشت لحظه ها که باشی...

این شاهکار داریوش در البوم شقایق هست و جزو ۵ اهنگ برتر داریوش هست و عاشقانه ترین اهنگ جهان هست بسیار زیبا هست . اما خود داریوش در کنسرت عید فطر دبی از سیاسی بودن این اهنگ گفت که در زندان اوین بود و .... کلیپ یاور همیشه مومن:

 

 

برادر جان

برادر جان نمیدونی چه دلتنگم                                            برادر جان نمیدونی چه غمگینم

نمیدونی نمیدونی برادر جان گرفتاره                                    کدوم طلسمو نفرینم

نمیدونی چه سخته در به در بودن مثل طوفان                       همیشه در سفر بودن برادر جان......

این ترانه گریه دار داریوش در البوم فریاد زیر اب هست و یکی از غم انگیز ترین شعرا و اهنگای داریوش هست و در فیلم علفهای هرز به بازیگری فرزان دلجو هم پخش میشه .

 

جشن دلتنگی

شبه اغاز هجرت تو شبه در خود شکستنم بود         شبه بی رحم رفتنه تو شبه در خود نشستنم بود

شبه بی تو شبه بی من شبه دل مردهای تنها بود   شبه رفتن شبه مردن شبه دل کندنه من از ما بود

واسه جشنه دلتنگی ما گل گریه سبد سبد بود       با طلوع عشق منو تو هم زمین هم ستاره بد بود...

این ترانه بسیاز زیبای داریوش در البوم فریاد زیر اب هست و انقدر زیبا هست که یه ترانه جدا از بقیه حساب میشه عاشقانه اهنگ زیبا و یه اهنگ کامله.کلیپ جشن دلتنگی:

 

 

خورشید خانوم

خورشید خانوم افتاب کن شبا اسیره خواب کن                  مجمل نور و وردار یخه زمینو اب کن

گلای باغچه خوابن ماهیا پیر و خسته                              قناریهای عاشق بال سیاشون بسته

فوارهای خاکی تن نمیدن به پرواز                                   شمع و گلو پروانه جا نمیشن تو اواز....

این ترانه بسیار زیبای داریوش هم در البوم فریاد زیر اب هست و خیلی خیلی شبیه ترانه جشن دلتنگی است هم ازلحاظ کلیپ هم شعر هم اهنگ و کلا شبیه هم هستند.کلیپ خورشید خانوم:

 

 

 

صدایم کن

ببین شبخون به باغ گلگون                                            چگونه دشنه میبارد بخوانو بخوانیم

سروده شکفتن که شامه خون سحر دارد                         سحر دارد سحر دارد

صدایم کن ای صدای تو بانگ بیداری                                در دیاره ما صدایم کن ای صدای تو...

این ترانه بسیار زیبا و سنگین در البوم زندونی داریوش هست و داریوش این رو در سن ۲۲ سالگی میخونه و به نظره من سنگین ترین ترانه داریوشه هر کسی نمیتونه بفهمه و امیر حسین دوستم این اهنگو خیلی دوست داره و داریوش تحریرهایی که تو این اهنگ میده هیچ سنتی و پاپ خونی تو تاریخ موسیقی ایران نمیتونه بخونه . با صدای تو گلو و بم بم بم تحریری میده که باید گوشتو ببری کنار بلندگو تا متوجه بشی داریوش داره چی میگه شاهکاره.

 

وطن

وطن پرنده پر در خون وطن شکفته گل در خون              وطن فلات شهیدان شب وطن پا تا سر به خون

وطن ترانه ی زندانی وطن قصیده ویرانی                      ستاره ها اعدامیان ظلمت به خاک اگر چه میریزن

سحر دوباره بر میخیزن بخوان که دوباره بخواند              این حشیده زندانی گل سرود شکستن را...

این ترانه داریوش محبوبترین ترانه وطنی داریوش هست و داریوش این اهنگو در سال ۱۳۵۸ خواند و تا از ایران خارج میشه و به انگلیس میره این ترانه رو در انگلیس میخونه و بسیار زیبا اجرا میشه و قول خودش پس از گذشت ۲۶ سال هنوز این ترانه تازگی داره.

 

 

روزنه

تو روزنه نوری در خانه ی ظلمت کوش                     بی باچه ی اغازی بر متنه شبه خاموش

چیزی به من از باران چیزی به من از پرواز                چیزی به من از گریه چیزی به من از اواز

میبخشی و میخوابی در بستری از اعجاز               میمانم و میرویم در سنگره یه اغوش ....

این ترانه بسیار زیبای داریوش در البوم راه من هست و بسیار شعر و اهنگ زیبا و دلبازی داره.و من در این البوم پس از راه من این ترانه رو میپسندم .

 

 

نیستی

چنان دل کندم از دنیا که شکلم شکله تنهاییست        ببین مرگه مرا در خویش که مرگه من تماشایست

مرا در اوج میخواهی تماشا کن تماشا کن                  دروغ این بود از دیروز مرا امروز پاشا کن

در این دنیا که حتی ابر نمیگرید به حال ما                  همه از من گریزانند تو هم بگذر از این تنهامون...

این ترانه بسیار زیبای داریوش در سال ۱۳۶۴ خونده شد و از زیباترین اهنگای بعد انقلاب داریوش هست اهنگه نامید کننده ای است اما زیبا . در البوم نیستی قرار داره و کلیپ زیبایی هم داره که داریوش داره زیر باران رانندگی میکنه .به دو اسم این ترانه خوانده میشه مرگ شب و نیستی.این ترانه رو اردلان سر فراز سروده.

 

دلم میخواد گریه کنم

رازقی پر پر شد باغ در چله نشست                           تو به خاک افتادی کمره عشق شکست

ما نشستیمو تماشا کردیم                                       دلم میخواد گریه کنم واسه قتل عام گل

برای مرگ رازقی دلم میخواد گریه کنم                         برای نابودی عشق واسه زوال عاشقی...

این شاهکار داریوش در البوم صحنه ۳ است و داریوش این اهنگو به مناسبت حادثه ای که در ۱۷ تیر رخ داد خوند و کلیپ بسیار زیبا و جالبی داره مطمینن همه دیدند .

 

شبخون

ببین ببین این گریه یه مرده                                               مردی که گریه هاش ظهوره درده

ببین ببین این اخرین صدای این بی صدا                              شبخونه کوچه گرده

قلبه پایزیه من باغ دلواپسیه خوندنم ترانه نیست                  هق هق بی کسیه شبه من با سفره تو...

این ترانه زیبای داریوش در البوم شقایق هست و کلیپ زیبایی هم داره و داریوش در تمام کنسرت هم و برنامه های قبل انقلابش همیشه این اهنگو اجرا کرده و خودش این اهنگو خیلی دوست داره.البته ما که خیلی بیشتر از خودش دوست داریم.

 

چکاوک

لبریزم از عشق تو سرشارم از هوای تو                        دسته کدوم غزل بدم نبزه دله عاشقمو

پشت کدوم بهانه ها پنهون کنم هق هقمو                   گریه نمیکنم نرو اه نمیکشم بشین

حرف نمیزنم بمون بغض نمیکنم ببین                           سفر نکن خورشیدکم ترک نکن منو نرو...

بدون شک این ترانه همراه با شقایق محبوبترین ترانهای داریوش هستند و این ترانه در البوم راه من هست و کاره بسیار عاشقانه و زیبایی هست که همه شنیدن.

 

خانه سرخ

خانه سرخو کوچه سرخ استو خیابان سرخ است             اری از خون پهنه ی برزنو میدان سرخ است

ده بده پرچم خشم است که بر میخیزد                          مزرق زردو چپر سبزو خیابان سرخ است...

این ترانه بسیار زیبای داریوش در البوم همصدا است و ترانه ای است که برای جنگ ایران عراق خوانده شده و این قسمتی که من برای دانلود گذاشتم این قسمتش منو میترکونه واقعا زیباست . داریوش این اهنگو در سال ۱۳۶۱ میخونه و ابی هم اینو سالها بعد خوند.

 

خاک خسته

نعره کن ای سرزمین جان سپردن نعره کن                        نعره کن خاک خسته خاکه گلگون نعره کن

شبه هق هق شبه پر پر زدنه چلچلهاست                       از غزل گریه پر از خانه همغصه کجاست

این همه جوخه این همه دار این همه مرگ                       این همه عاشق خفته در خون....

این ترانه بسیار زیبای داریوش در البوم نفرین نامه هست و ترانه سیاسی هست که سال ۱۳۷۰ فکر کنم خونده شد اگه اشتباه نکرده باشم .

 

شب شکن

وقتی تو شب گم میشدم ستاره شب شکن نبود             میونه این شب زده ها کسی به فکر من نبود

وقتی تو شب گم میشدم هم خونه خواب گل میدید  همسایه از خوشه ی خواب سبد سبد خنده میچید

اواز خونه کوچه ها شعراشو از یاد برده بود                      چراغا خوابیده بودن شعلشونو باد برده بود...

 

این ترانه بسیار جاودانه و زیبای داریوش در البوم اشفته بازار هست و حدود ۱۲ سال پیش خونده شده و واثعا زیباست هم از لحاظ شعر هم اهنگ و تقریبا شبیه سال ۲۰۰۰ داره میگه کسی به فکر کسی نیست((وقتی تو شب گم میشدم همخونه خوابه گل میدید...))

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم مهر 1389ساعت 11:48  توسط سالار نوبخت  | 

سطح بزرگی یک خواننده

 

سلام به تمامی دوستان داریوشی و عزیز.اینبار میخواستم یک مطلب طولانی رو درباره بهترین بودن داریوش و سطح بزرگی این خواننده و مقایسه این خواننده مقابل خواننده های دیگه بکنم. به علت اینکه خیلی ها به خودشون جرات میدن و میان خواننده مورد علاقه خودشون رو با داریوش مقایسه میکنند .و بدون هیچ اطلاعی از داریوش و کارنامه درخشان هنریش داریوش رو زیر سوال میبرند .در ابتد مطالب زیادی به یاد داشتم که بنویسم حتی میخواستم این موضوع رو به ۳ قسمت به علت طولانی بودن مطالب تقسیم کنم اما هم اکنون که میخوام شروع کنم تمامی مطالب از یادم پرید اما یه بیوگرافی کوتاه از داریوش که همین بیوگرافی که من انجام میدم بهترین بودنشو ثابت میکنه رو مینویسم و بعد به مقایسه خوانندها انجام میدم و از موضوعات بزرگ و اصلی گرفته تا به موضوعات کوچکتر و جزیات هم خواهیم پرداخت.

داریوش خواننده ای است که از سال ۱۳۴۶ اولین ترانه خود رو به نام پیمان شکسته و مرغ جونی رو اجرا کرده و حتی در همان سنین کم تحریرای صداش تا به الان بهترین بودن و با اینکه در ترانه مرغ جونی اصلا صدا شبیه صدای الان داریوش نیست به علت نوجوان بودن داریوش اما تحریره صدا کاملا مثل الان هست و واقعا این هنر داریوش تحصین افرینه که خوب میدونه چطور صداش رو با ترانه میزون کنه. داریوش در سال ۱۳۵۱ به علت جواب دادن یا به قول معروف توهین به اشرف در یکی از کنسرتهایش که اشرف هم اونجا بود داریوش رو به زندان قصر میبرند و اشرف هم که مواد مخدر وارد میکرد در همان زندان قصر داریوش رو معتاد به هرویین کرد و ۱ سال در زندان قصر بود داریوش بعد از ازاد شدن از زندان قصر ترانهایی مثل بوی گندوم و رهایی و علی کنکوری و بن بست و جنگل(( برای اشرف خوند)) و ... رو خوند و بعد به زندان اوین بردنش و یک سال و دو ماه در زندان اوین بود و ۹ ماهشو انفرادی بود که به علت انفرادی بودن هنوز که هنوزه داریوش کج میخوابه . و در کل ۲ سال و ۲ماه ازاد شد در سال ۱۳۵۴ و در همون سال ترانه خونه رو میخونه که من از یکی از مسنهای طرفدار داریوش شنیدم وقتی ترانه خونه رو میخونه به داریوش حکم اعدام دادند و بعد پادشاه ترکیه از شاه طلب عفو و بخشش داریوش رو میکنه و داریوش هم ترانه طلایه دار و رسول رستاخیز رو میخونه که بخشش میخوره . دایوش در قبل از انقلاب در ۱۱ دوره نظر سنجی های مجلهای متفاوت اول میشه و رکورد دار در این بخش هست همراه با گوگوش . داریوش در سال ۱۳۵۵ کنسرتی در میادان ازادی میزاره که جمعیتی بیش از ۱۱۰ هزار نفر میرن و بزرگترین کنسرت تاریخ ایران شناخته میشه و بعد از داریوش عارف در استادیوم ازادی ۹۰ هزار نفرو جذب میکنه و این دومین کنسرت بزرگ تاریخ ایران هست .تازه اون موقعه داریوش ۷ سال معروف شده بود .ولیهد تنها خواننده ای که قبول داره و طرفدارشه داریوش است و حتی خود ولیهد هم در ان کنسرت بوده.داریوش در قبل از انقلاب بیش از ۵ ترانه اش بهترین ترانهای سال شناخته میشه.اما در بعد از انقلاب که ترانهای واقعا به یاد ماندنی رو اجرا کرد داریوش شروع کرد به سیاسی کردن ترانهای خودش (( بیشتر سیاسی خوند)) که همیشه در اهنگاش هم شعر سیاسی بود هم عاشقانه و هم اجتماعی و هم حماسی که هم موقعه یکی از این موضوعات رو در شعر خودش به کار میبرد سعی میکرد در ان موضوع قوی ترین باشد . داریوش در سال ۱۳۷۶ در نظر سنجی یکی از مجلات بهترین شناخته شد در نظر سنجی سال ۲۰۰۰ بهترین خواننده شناخته شد و در نظر سنجی سال ۲۰۰۵ بهترین هنرمند انتخاب شد که هیچ خواننده ای اندازه داریوش پر طرفدارترین شناخته نشده و داریوش تنها کسی هست که ۷۰ ملیون دوسش دارن.حتی بزرگانی مثل فرید زلاند و بابک بیات و بابک افشار و اردلان سر فراز و ارمیک و ....... داریوش رو بزرگترین خواننده ایران معرفی کردند و اون رو بی رقیب دونستند حتی مصاحباتش هم هست و مجریهای بزرگی مثل امیر قاسیمی و حمید شبخیز و نادر رفیعی و هوشنگ پورنگ و ..... داریوش رو بزرگترین خواننده معرفی کردند و خوانندهای بزرگی مثل امید و شهرام شبپره و شهبال شپره و کامران هومن و سیاوش شمس و پویا و منصور و ........ داریوش رو بزرگترین خواننده ایران شناختند (( خیلی های دیگه هم گفتند که به یاد ندارم )) و وقتی این همه بزرگمرد داریوش رو بزرگترین خواننده ایران میدونند و در این همه نظر سنجی داریوش اول میشه و هر چی نظر سنجی انترنی هم که اسم داریوش توش باشه اول میشه بالای ۱۰۰ نظر سنحی خودم دارم انترنتی و کلا وقتی همه داریوش رو بهترین میدونند دو تا بچه وقتی میان معین و سیاوش و ....... رو با داریوش مقایسه میکنند بچه گانست .داریوش بالای ۱۰ لقب رسمی داره مثل: نقطه عطف صدا .داریوش سلطان صدا . پادشاه موسیقی ایران .اسطوره موسیقی ایران .اقای صدا(( قبل انقلاب)) .داریوش است که بر تارو جان مینوازد . سلطان غم و .............. و یک لقب جهانی داره که بالاترین لقب هنر برای یک انسان است و اون لقب LEGEND است و این لقب رو تنها به داریوش دادند و به معنی بزرگترین و بهترین و اسطوره و افسانه هست .و حتی در نظر سنجی های زیادی مینویسند : who is a LEGEND? یعنی کی بهترین و اسطوره است؟ و واقعیت اینجاست که این لقب برای داریوش هست و در تمامی تبلیغهای کنسرت ها و ... داریوش رو به این اسم میخوانند. من وقتی با یکی از طرفداران معین تلفونی بحث میکردم وقتی این موضوع رو گفتم و وقتی ایشون جوابی نداشتند بدن گفتند اخه خارجی ها داریوش گوش میدن که این لقبو به داریوش دادن اما معین گوش نمیدن که این لقب رو به معین بدن .خودتون قضاوت کنید که چقدر حرف با مزه ای زدن.در مورد افتخارات من بالای ۸ عکس افتخارات داریوش رو تو وبلاگم گذاتشم که فقط همین تعدادشو داشتم حالا خدا میدونه چندتا افتخار داره که ما خبر نداریم.واسه همین میگن داریوش پر افتخارترینم هست ابی ۳ تا افتخار بیتشر نداره یکدونه قبل انقلاب یه اهنگش در یک سال برگزیده شد و شانس داشت که در اون سال یه جشنی در ترکیه بود که به این فستیوال برای این اهنگش در اون سال دعوت شد و دومیشم فکر کنم میخوان بهش دکترا بدن که دیگه هیچی نداره اما سومیش اینه که با داریوش خونده و به گفته فرید زلاند داریوش باعث محبوبیت ابی شد که من مصاحبشم دارم .شخصی به این بزرگی همچین حرفی میزنه اما ۴ تا بچه میگن نه چون استاد فرید افغانی هست و توهینهایی که ماکنند قبول نمیکنند. داریوش اگه کنسرت نون پنیر رو سبزی رو با ابی نمیزاشت الان وبلاگی برای ابی وجود نداشت . با اینکه گذاشته اما باز هم ابی باید رقابت کنه که بتونه حد اکثر رتبه دوم رو به دست بیاره.داریوش در سه فیلم هم بازی کرده و علاوه بر بترین بودن در خوانندگی یک بازیگر خوبی هم هست و این فیلمها پر فروشترین فیلمهای قبل انقلاب بودند . و داریوش بعث محبوبیت فرزان دلجو شد چون فرزان اولین فیلمشو با داریوش بازی کرد و قرار بود داریوش نقش اول باشه اما به علت خیانتهایی که بهش شد از فیلم کنار رفت و حتی اهنگ هم نخوند.و داریوش در فیلمهایی هم که خونده اون فیلمها هم جزو بهترین فیلمهای تاریخ ایران تبدیل شدن چه قبل از انقلاب چه بعد از انقلاب . در قبل انقلاب فیلمهایی مثل دشنه و گذر اکبر و جنوبی و ....... و در بعد انقلاب فیلمهایی مثل کما و نقاب و چند میگیری گریه کنی و ......... . اتقاقا در مئرد این ۳ فیلم هم میخواستم صحبت کنم زمانی که داریوش میخونه. در فیلم کما امین حیایی و گلزار وقتی خوانندها میخوندن هر شکلک و مسخره بازی در میوردند اما وقتی صدای داریوش اومد واقعا انگار ابهتی وارد شده بود و ساکت لذت میبردند . در فیلم نقاب مردی در کاباره میخوند که اول ابی میخوند و همه مردم با هم حرف میزدند و سرو صدا میکردند و یکی داد زد این چیه میخونی یه چیزه خوب بخون که اهنگ شام مهتاب داریوش با صدای داریوش پخش شد و همه دست زدند و ساکت نشستند و لذت بردند. و در چند میگیری گریه کنی کل فیلم به همون قسمته که داریوش شقایق رو میخونه.در خیلی از تعاتر های خنده دار دیدیم اعدای خوانندها رو در بیارن و بخونن من دیدم معین رو مسخره کردن ابی رو مسخره کردن گوگوش رو مسخره کردن اما هیچکس اسمی از داریوش تو اونجا نمیاره چون اقدر بزرگ و با ابهت هست که کسی جرات نداره مسخره کنه و انقدر طرفدار داره که کسی جرا نداره این کارو کنه.داریوش علاوه بر بهترین خواننده بودن یک اهنگ ساز بسیار عالی هم هست و بالای ۱۵ تا برای شعرای که بهش داده بودن اهنگش ساخته وثل: زندگی یه بازیه و پریا و ........ .داریوش هر سبکی رو خونده و میتونه بخونه بر خلاف خیلی ها که میگن داریوش فقط غمگین میخونه باید بگم داریوش همه سبک خونده: سنتی = شب اومد و زهره و مسبب و ...... - غمگین: یاور همیشه مومن و چشم من و .... - شاد : تنگ غروب و چی میشه گفت و شهر پریا (( بالای ۱۵ اهنگ کمیاب شاد داره)) و ... - سبک ۶.۸ و سبک نیمه شاد و ................ .زمانی که داریوش معتاد بود پر طرفدارترین بود میلونها نفر و ۹۰٪ معتادا بهخاطر عشقشون به داریوش معتاد شدن و از این نتیجه میگیریم هم پر طرفدارترین بود هم پر تعصبترین طرفدارا رو داشت و در کنسرتهایش همه میومدند و سالنها پر میشد اما بعد از اینکه ترک کرد کاری کرد که یه رولت انجام نداد و از جیب خودش گذاشت بنیاد اینه رو تاسیس کرد که نه تنها فقط به معتادید پرداخته بلکه به تمامی اسیبهای اجتمعای پرداخته و برای رفع ان تلاش میکنه و به ملیونها انسان امید زندگی داده و داره ترک میکنه و همه هم دارن به خاطر عشقشون به داریوش ترک میکنن.و کلی مادر و پدر دارن داریوش رو دعا میکنند و روز به روز هم داره به تعداد طرفداراش اضافه میشه و خیلی ها که از اعتیاد داریوش خوشون نمیومد الان همه ی اونا عشق داریوش هستند و روز به روز از تعداد طرفدارای معین و ابی و ... (( به خاطر کارهای ضعیفشون در موسیقی)) کم میشه و به تعداد میلونی طرفدارای داریوش اضافه میشه.بهترین اهنگای بهترین خوانندها رو داریوش هم خونده مثل عروسک ستار که بهترین اهنگشه یا همسفر ستار که بهترین اهنگشه اینا رو داریوش خونده و ............ . و حتی الان که ابی با داریوش مشکل داره در مصاحباتش وقتی میخواد از یک خواننده بزرگ و اسم بزرگ یاد کنه از داریوش یاد میکنه و از اهنگای داریوش یاد میکنه(( مصاحباتش هست)).و در بعد از انقلاب داریوش باز هم بزرگترین کنسرتها رو گذاشته و در بزرگترین سالن کنسرت جهان یعنی GLOBEN که ۲۰ هزار نفر گنجایش داره ۴ بار کنسرت گذاشته که ۲ بار تکی گذاشته و دو بار همراه با خوانندهای دیگه و هر ۴ بار ر شده بود و نفر بعد ابیه که ۱ بار امسال با ۲۰ خواننده اونجا کنسرت داشته که سالنم ر نشده بود. احمد شاملو از بزرگترین شاعران ایران تنها کسی که شایسته دونسته بهش شعر بده به داریوش بوده و به فرهاد هم داده به داریوش ۳ تا از شعرای خودشو داده و این هم افتخاری دیگر.داریوش بین خوانندگان پاپ بیشترین ترانها رو داره و من خودم ۷۵۰ اهنگ (( اهنگ کمیاب و اجرای اول و دکلمه و اهنگای تو الوم و اهنگای کمیاب در کنسرت)) از داریوش دارم که هیچ خواننده ای اندازه داریوش اهنگ نداره . در مورد کارهای جدید داریوش که بعضی ها انتقاد کردن باید بگم که بیاید اهنگای جدید داریوش رو با هر خواننده دیگه ای مقایسه کنید البوم راه من رو با البوم همون سال خواننده دیگه یا گل بیتا یا دوباره میسازمت وطن . مقایسه کنید میبینید که کارهای داریوش نه تنها ضعیف نشدن بلکه ر طرفدار تر هستند خیلی ها به خاطر شام مهتاب و چکاوک عاشق داریوش شدن و با این دو اهنگ داریوش رو شناختند حتی خود من با اهنگ شام مهتاب داریوش رو شناختم و رفتم دنبالش و با اهنگ فیاد زیر اب عاشقش شدم. اهنگ چکاوک و شام مهتاب که کارهای جدیده داریوشن پر طرفدارترین اهنگای داریوشن. و حتی اهنگ روزنه و روز اول و تلنگر و راه من و همغصه و امان از و دوباره میسازمت وطن و ........ کارهای عالی داریوش هستند.حالا ابی رو ببنید کارهای جدیدش موسیقی پاپ نیست بلکه دی جی شده و واسه همین ۴۰٪ طرفداراشو از دست داده خیلی از دوستای من که عاشق ابی بودند الان عاشق داریوشن به خاطر کارهای ضعیفه ابی و یا گوگوش که ۸۰٪ از طرفداراشو از دست داده و اصلا دیگه اسمی ازش نمیاد و رفته در سطح خواننده دسته دوم و سوم یا سیاوش قیمشی البوم ریمیکس اخرش که دی جی شده این کار باعث ایجاد خشم خیلی از طرفدارای سیاوش شد و از دست دادن طرفداراش شد . اما داریوش البوم شطرنج و صفر گوش کنید اهنگ نترسون به نظر من قشنگترین اهنگ دهه ی اخیر هست یا اهنگ بل دریا یا نترسون یا اهای جون که حماسی زیبا هست و ... . اما ترانه یاور همیشه مومن که چه ۲۱ ملیون طرفدار داریوش چه طرفدارای خوانندهای دیگه این اهننگو اهنگ و اثر فرن میدونند و حتی کسی که داریوش رو نشناسه اهنگاشو میشناسه چون اسم داریوش همه جا هست اونقت ابی و معین و این خواننده های بسیار ضعیق رو میان با داریوش مقایسه میکنن. داریوش بزرگترین و پر طرفدارترین و پر افتخارین و بهترین و معروفترین خواننده ایرانه و رقیب نداره و تکه .این کارهای داریوش و بقیه خوانندها با صدای داریوش :

 

داریوش و مرتضی: سپید و سیاه

داریوش و ستار: مهر دوست - شهر غم - شب و دیوار - خونه - همسفر - عروسک(( مترسک))- من از سفر میام.

داریوش و ابی:خونه - خانه سرخ - پرنده مهاجر - همغصه - راه من - جدایی - نون پنیر سبزی( کنسرتی ها) : چشم من - فریاد زیر اب - سال ۲۰۰۰ - شقایق-نازنین - به من نگو دوست دارم - زندونی - عطر تو - گریه نکن - شما - شبزده - پوست شیر - مداد رنگی - پیچک - هزار یک شب.پریا

داریوش و فریدون فروغی: همیشه غایب - نماز ( نیاز )

داریوش و فرهاد: کوچه ها (( گذری بر شبانه ))

داریوش و شجریان: بهار

داریوش و داریوش رفیعی: زهره

داریوش و گوگوش: حرف - نفس - اگه چشمات بگن اره(( اجازه)) - کتیبه - قصه وفا - گهواره - ایرلخ - نگو دوست دارم.

داریوش و فرامرز اصلانی:اگه یه روز بری سفر ( کنسرت))

داریوش و امید: باران - شقایق - تلافی (( کنسرت))

داریوش و مرجان : حسود

داریوش و سیاوش قمیشی: سرگردان

داریوش و شهره : شبگرد (( تمرین داریوش))

داریوش و احمد نبی زاده: وای که دلم(( تمرین))

داریوش و داوود بهبودی: ای عشق - حیدر بابا

داریوش و اندی:شیطنت

داریوش و معین و کروش سرهنگزاده: دل بازیچه

                                  

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم مهر 1389ساعت 12:44  توسط سالار نوبخت  | 

ماجرای زنی که روی داریوش اسید پاشید

 

چهارشنبه شب گذشته هنگامی که داریوش خواننده رادیو تلویزیون سرگرم اجرای برنامه در کاباره ای واقع در اتوبان تهران کرج بود ناگهان زنی از میان مشتریان کاباره به طرف داریوش حمله برده و ظرف محتوی اسید را به سروروی داریوش می پاشد.چند ساعت پس از وقوع این حادثه سرویس هنری و حوادث مجله به پیگیری این واقعه پرداخت.

چگونگی ماجرا..یکی از کارکنان کاباره خرم که داریوش در آن اجرای برنامه می نماید و در شب حادثه در کنار سن حضور داشته است به خبرنگار ما گفت که در حدود ساعت 30/11بعدازظهر چهارشنبه بود داریوش تازه بر روی سن آمده و دو ترانه اجرا کرده بود سرگرم اجرای سومین ترانه (نفرین نامه) شد در این هنگام زنی که پشت یکی از میزهای روبروی سن نشسته بود از جای خود بلند شد و با حرکت سریعی به روی سن آمد .داریوش به عادت همیشگی خود که در هنگام اجرای ترانه هایش چشمان خود را می بنددبا چشمان بسته سرگرم اجرای ترانه اش بود و به همین خاطر متوجه حمله این زن به طرف خود نشد در یک لحظه ما متوجه شدیم که این زن لیوان بزرگی را با محتویاتش به طرف داریوش پرتاب کرد . داریوش فریاد زد سوختم سوختم و نقش بر سن کاباره شد. هجوم این زن و مدت زمانی که از بلند شدن این خانم و رفتن وی روی سن کاباره به قدری سریع بود که هیچ یک از ما و اعضای ارکستر داریوش موفق به ممانعت از اقدام وی نشدیم. داریوش کت و شلوار مشکی به تن داشت و همین موجب شد که از شدت تاثیر اسید بر بدن وی بکاهد . ما با همکاری اعضای ارکستر داریوش وی را به بیمارستان رساندیم. در این اثنا زنی که بروی داریوش اسید پاشیده بود کف سن کاباره نشسته بود .



درپاسگاه ژاندارمری کن:

 در ساعت 12 شب چهارشنبه حدود نیم ساعت پس از وقوع این ماجرا مریم زنی که به صورت داریوش اسید پاشیده بود توسط مامورین به پاسگاه ژاندارمری کن تحویل گردید . مریم و راننده آژانس شب را تا ساعت 4 بعدازظهر روز پنجشنبه 27 مردادماه در پاسگاه ژاندارمری کن گذراندندو مامورین ژاندارمری کن در این فاصله تحقیقات مقدماتی خود را پیرامون چگونگی وقوع این حادثه به انجام رسانیدند.
 
راننده آژانس چه می گوید ..راننده آژانس ایران تاکسی در تحقیقات مقدماتی که از وی در پاسگاه ژاندارمری کن به عمل آمد اظهار داشت که در شب وقوع حادثه متهم به بنگاه کرایه تاکسی که وی در آن سرگرم کار است مراجعه نموده و تقاضای تاکسی می نماید . سپس از وی می خواهد که او را به کاباره خرم در اتوبان تهران کرج برده و تا پایان برنامه کاباره به اتفاق وی حضور داشته باشد . این راننده در بازجویی خود خاطرنشان نموده است که تا ان لحظه این زن را ندیده بوده و اولین باری بوده که وی را ملاقات کرده است . مامورین پاسگاه ژاندارمری کن با خاتمه بازجویی از راننده آژانس به انجام تحقیقات از متهم اصلی پرداختند و پرونده متهم را در ساعت 4 بعدازظهر روز پنجشنبه 27 مردادماه تحویل بازپرس کشیک دادسرا کرده است.

گفتگو با مریم ...... ساعت 30/2دقیقه بامداد پنج شنبه هفته گذشته دو ساعت و بیست دقیقه پس از اینکه مریم منظور خود را که اسیدپاشیدن بر سر و روی داریوش بود عملی کرد و پس از دستگیری بوسیله مامورین گشت شبانه پاسگاه ژاندارمری کن به پاسگاه مزبور منتقل شد با گزارشگر سرویس حوادث اطلاعات هفتگی که پس از بروز این حادثه از ماجرا اگاه شده بود روبرو شد و در مورد انگیزه کاری که کرده بود حرفهایی زد که در زیر می خوانید .

من یک زن کولی هستم اهل چهارمحال بختیاری می باشم و تا چهار سال پیش تنها یکبار سفری کوتاه به تهران کرده بودم . 11 ساله بودم که بنا به درخواست والدینم تن به ازدواج دادم و از انجا که ازدواج در این سن برای من هیچ مفهومی نداشت بیش از یک ماه نتوانستم با شوهرم زندگی کنم و شوهرم وقتی دید من نمی توانم برای او زن زندگی باشم قبول کرد مرا طلاق بدهد . 4 سال گذشت و من به اصفهان رفتم و یادم می آید کلاس هفتم بودم و 15 سال داشتم و یک روز بعد از ظهر که به اتفاق خواهرم به سینما می رفتم در خیابان با شوهر دوم خودم آشنا شدم و یک ماه بعد با وی ازدواج کردم. شوهرم واقعا یک مرد نمونه و یک شوهر ایده ال بود . من به همراه شوهرم به بلوچستان رفتم و به زندگی خانوادگی خودم با وی در آنجا ادامه دادم . من با اینکه هیچ وقت به تهران سفر نکرده بودم و بیشتر دختر صحرا و کوه بودم تا دختر شهر ولی هیچ وقت از دنیای مد و زیبایی جدا نبودم و همیشه آخرین مدهای لباس برای اولین بار بر تن من دیده می شد به طوریکه دوستانم که به تهران سفر می کردندو نزد من بر می گشتند می گفتند در تهران هم زنی به زیبایی و شیک پوشی تو ندیدیم ولی هیچ کدام از این تعریف ها برای من اهمیت نداشت. من ضمن این که برای همسرم سعی می کردم یک زن خوب باشم در خانه هم برای او خدمتگذار واقعی بودم و هیچ وقت نخواستم خواسته شوهرم را که آوردن یک یا دو زن خدمتکاربرای من بود قبول کنم اینها را می گویم برای اینکه بدانید من هیچ وقت نمی خواستم یک زن سبکسر باشم و زندگی خانوادگی برایم واقعا ارزش داشت تا اینکه آن روز فراموش نشدنی که حالا می گویم تلخ ترین روز زندگیم بود برای من فرا رسید. بهار دو سال پیش بود و ششمین فرزند من یک ساله بود که یکی از دوستانم میخواست به اتفاق شوهرش به تهران بیاید از من خواست اگر چیزی لازم دارم بگویم تا از تهران برایم بیاورد و من به او سفارش یک جفت کفش و چند نوار آهنگهای ایرانی را دادم . وقتی به من گفت دوست داری کدام خواننده ها را برایت بیاورم گفتم مهم نیست چه خواننده ای باشد تازه ترین آهنگهای روز را بخر و برایم بیاور و دوستم همین کار را کرد . من تا ان زمان اصلا داریوش را نمی شناختم . در بین کاست ها دو آهنگ هم از خواننده ای به اسم داریوش ضبط شده بود که من دربین همه آهنگ ها فقط از صدا و آهنگهای این خواننده خوشم آمد به طوری که صدها بار آنرا گوش کردم . چند روزی گذشت و یک روز که من به تنهایی در شهر قدم می زدم وقتی ازجلوی تنها کاست فروشی شهر رد می شدم چشمم به پوستر بزرگ یک مرد افتاد . وارد مغازه شدم و ضمن خریدن چند نوار از فروشنده پرسیدم این پوستر کیست و او در جوابم گفت داریوش خواننده و از همین لحظه بود که من دچار بزرگترین اشتباه زندگیم شدم. اشتباهی که حالا پس از دو سال هیچ چیز نمی تواند جبرانش کند من چنان مجذوب این پوستر شدم که خواستم آنرا خریداری کنم ولی فروشنده می گفت من آنرا نمی فروشم و این را برای خودم از تهران خریداری کرده ام . به هر ترتیبی بود با پرداختن 50 تومان آن پوستر را خریدم و با خود به خانه آوردم ولی فرصت نصب آنرا پیدا نکردم چون شوهرم همان روز به من اطلاع داد که ما برای همیشه به تهران می رویم . مثل اینکه همه چیز دست به دست هم می داد تا راه اشتباهی را که در پیش گرفته بودم هموارتر شود . از این خبر خیلی خوشحال شدم چون مطمین بودم در تهران فرصت دیدار داریوش نصیبم خواهد شد . چند روز بعد راهی تهران شدیم و در خانه مجللی که شوهرم نیمی از آنرا به اسم من کرده بود اقامت کردیم و من یک هفته پس از ورود به تهران بود که پوستر داریوش را به دیوار یکی از اتاق های خانه نصب کردم . وقتی ظهر آن روز شوهرم به خانه آمد و پوستر داریوش را روی دیوار دید خیلی عصبانی شد و ضمن پاره کردن آن با من دعوا کرد که این کارها چیست که تو می کنی . بعد از آن خیلی خلاصه تلاش های خودم را و دیدارهایی را که با داریوش داشتم برایتان می گویم. سه ماه بعد خواهرم که به اتفاق شوهرش در اروپا زندگی می کند به تهران امد و در سومین روز اقامت خود از شوهرم خواست که او و شوهرش را به کاباره ای ببرد که در آنجا خواننده های ایرانی برنامه اجرا می کنند.من که در آگهی های روزنامه خوانده بودم داریوش در شکوفه نو برنامه اجرا می کند از شوهرم خواستم ما را به شکوفه نو ببرد ولی شوهرم قبول نکرد و گفت محیط آنجا را دوست ندارم و آن وقت من گریه کنان به شوهرم گفتم که حتما باید به شکوفه نو برویم . شوهرم قبول کرد و ما به اتفاق به شکوفه نو رفتیم. هیچ وقت آن لحظه را که برای اولین بار داریوش را می دیدم فراموش نمی کنم . وقتی داریوش بر روی سن آمد و شروع به خواندن کرداین عشق گناه آلود با من کاری کرده بود که ضربان شدید قلبم را به خوبی احساس می کردم. پس از پایان برنامه به خانه برگشتیم و خوابیدیم و صبح زود که من از خواب بیدار شدم یکی از آهنگهای داریوش را بر روی ضبط صوت پخش کردم . شوهرم از خواب بیدار شد و با عصبانیت ضبط صوت را خاموش کرد و من به او اعتراض کردم و آن وقت شوهرم بیشتر عصبانی شد و ضبط صوت را شکست و آن وقت من بدون اینکه بدانم چکار می کنم فریاد زدم من داریوش را دوست دارم وای که شوهرم با شنیدن این حرف چه حالی شد . چند ضربه به صورت من زد و فریاد زد همین الان از این خانه بیرون می روی . من هم مقداری از لباسهایم را برداشتم و از خانه خارج شدم و چون هیچ کجا را نداشتم که بروم رفتم هتل ویکتوریا ویک اتاق گرفتم .همان شب باز به شکوفه نو رفتم و با دادن 100 تومان به یک گارسون به او گفتم به داریوش بگو پس از اجرای برنامه اش بر سر میز من بیاید می خواهم او را برای یک عروسی دعوت کنم.گارسون برایم پیغام آورد که به این زن بگو جلوی ماشین من منتظرم باشد . داریوش آمد و من گریه کنان گفتم که دوستش دارم و می خواهم با او حرف بزنم و آنقدر گفتم و گفتم تا اینکه داریوش به من گفت من امشب باید به دیدن گوگوش بروم و او را ببینم تو به اتفاق دوستان من به منزل آنها برو من صبح زود به دیدن تو خواهم آمد. آن وقت من سوار اتومبیل دوستان داریوش شدم و رفتم وآنوقت دوستان داریوش در حالیکه به من می خندیدند گفتند دختران زیادی هستند که داریوش را دوست دارند ولی او گوگوش را دوست دارد تو بد کاری کردی شوهرت را به خاطر داریوش ترک کردی . ولی هیچ کدام از این حرف ها به گوش من نرفت . آن روز صبح داریوش به دیدن من نیامد و دوستان داریوش که متوجه شدند من ناراحت هستم و به شدت گریه می کنم به من گفتند بیا ترا پیش داریوش ببریم و آن وقت آنها مرا به خانه یکی دیگر از دوستان داریوش بردند. داریوش در آن خانه به من گفت من نمی توانم با تو که شوهر داری دوست باشم برو سر خانه و زندگیت و من در جواب او گفتم اگر به عشقم جواب ندهی خودم را خواهم کشت و آنوقت داریوش شماره تلفن مرا کف دستش با خودکار یادداشت کرد و گفت به هتل برگرد من با تو تماس خواهم گرفت . من به هتل برگشتم و فهمیدم شوهرم مقدمات طلاق مرا آماده کرده بطوری که دو روز بعد حکم طلاق من و شوهرم صادر شد . داریوش هرگز با من با اینکه قول داده بود تماس نگرفت و من اولین بار در کاباره ونک به دیدنش رفتم و اینبار هم گریه کنان از عشق خود به او گفتم و این که شوهرم مرا طلاق داده است . همان شب به اتفاق داریوش به خانه اش رفتم و روز بعد داریوش به من گفت تو حتما باید نزد شوهرت برگردی چون من دیگر حاضر نیستم ترا ببینم . چند روز بعد چندنفر از دوستان شوهرم به دیدن من آمدند و از من خواستندبا شوهرم آشتی کنم و من هم قبول کردم و دوباره با شوهرم ازدواج کردم ولی سه ماه بیشتر نتوانستم به زندگی خود با شوهرم ادامه بدهم . عشق داریوش مرا دیوانه کرده بود تا اینکه دوباره من و شوهرم بر سر اینکه چرا من از صبح تا شب به نوارهای داریوش گوش می کنم اختلاف پیدا کردیم . شوهرم در این مدت سه ضبط صوت مرا شکست تا اینکه دیوانگی من به حد اعلای خود رسید و من در یک حالت جنون آسا تصمیم به کشتن شوهرم گرفتم . اما حالاباید بگویم خوشبختانه موفق نشدم . بلافاصله از خانه بیرون دویدم و خودم را به کلانتری رساندم و همه چیز را تعریف کردم بعد هم شوهرم آمد و از من شکایت کرد و پرونده ما به شعبه 15 بازپرسی دادسرای تهران رفت . در بازپرسی مزبور می خواستند مرا به زندان بیاندازند ولی شوهرم نگذاشت . او گفت من نمی خواهم مادر شش فرزندم به زندان بیافتد من رضایت می دهم به شرط اینکه همسرم تضمین دهد که برای همیشه از زندگی من و بچه هایم کنار برود . من هم قبول کردم و آزاد شدم و دوباره از شوهرم طلاق گرفتم . شوهرم 70 هزارتومان مهریه مرا با فروختن اتومبیلش که 120 هزار تومان ارزش داشت پرداخت و سپس با فروختن منزلمان در تهران 250 هزار تومان سهم مرا از آن منزل پرداخت و من با داشتن 320 هزار تومان پول بار دیگر به سراغ داریوش رفتم.

 


در خیابان آیزنهاور یک آپارتمان شیک اجاره کردم و آنرا به سادگی آراستم و مجددا با داریوش تماس گرفتم و او به من قول داد هفته ای دو شب به دیدنم بیاید و همین کار را هم کرد و صاحبخانه من خودش شاهد است که داریوش هفته ای دو شب به دیدنم می آمد و هفته ای یک شب هم خودم به سراغ داریوش می رفتم و او را با خود به منزل می آوردم تا اینکه یک روز که من به اتفاق داریوش به خانه اش رفتم در کشوی کمدی که در اتاق خواب او بود مقداری عکس رنگی از گوگوش که کاملا تازه بود و آنها را در هیچ نشریه ای ندیده بودم دیدم. از دیدن این عکس ها خیلی ناراحت شدم و به داریوش گفتم این عکس ها اینجا چکار می کند . در جوابم گفت تو به اینها چکار داری من که به تو گفته بودم یک زن را دوست دارم . در جوابش گفتم و این زن گوگوش است. گفت گوگوش یا زن دیگری برای تو چه فرقی می کند مهم این است که من زن دیگری را به غیر از تو دوست دارم . گریه کنان از خانه اش خارج شدم و به منزلم برگشتم . دو شب گذشت و بعد که دیدم دیگر طاقت نمی آورم برای دیدنش یک دسته گل فوق العاده گران قیمت و قشنگ خریدم و به کاباره رفتم . داریوش با دیدن من گفت دیگر حاضر نیست مرا ببیند. با شنیدن این حرف بدون اینکه هیچ جوابی به او بدهم نگاهی به سر تا پایش انداختم و گفتم من زندگیم را فدای تو کردم برو و ببین چه بلایی به سرت می آورم و بعد بدون اینکه حرف دیگری بزنم روی از او برگرداندم و رفتم . شب بعد داریوش به سراغ من آمد ولیمندررا برویش باز نکردم و او رفت .

یک ماه گذشت . من تصمیم خودم را گرفته بودم . می خواستم داریوش را نابود کنم ولی بعد تصمیم گرفتم او را زجر بدهم . تحقیق کردم و فهیدم که او شبها در پارک خرم برنامه اجرا می کند و بیشتر شبها همانجا هم می خوابد . دیروز صبح بالاخره برای عملی کردن تصمیم خودم دست به کار شدم و یک بطری اسید خریدم . ساعت 10 شب بود که به طرف پارک خرم رفتم . آنجا چون من تنها بودم اجازه ندادند من داخل شوم برگشتم به خانه رفتم . یک پوستیژ به سرم گذاشتم و یک عینک بزرگ به چشمم و بعد به یک آژانس کرایه اتومبیل تلفن زدم و خواستم که برای من یک اتومبیل شیک با راننده بفرستد . اتومبیل آمد و من سوار شدم . از راننده خواستم مرا در شهر بگرداند و بعد سر صحبت را با او باز کردم و کمی خودمانی شدم و سپس وی را به پارک خرم دعوت کردم و او هم قبول کرد . به اتفاق به پارک خرم رفتیم و من با دادن انعام خوب به گارسون نزدیکترین میز به سن را گرفتم و آنجا نشستم . و بعد خیلی پنهانی شیشه بزرگ اسید را که با هزار دردسر در سینه پنهان کرده بودم خارج کردم و روی میز گذاشتم . همه فکر می کردند داخل آن شیشه مشروب است حتی راننده خواست از آن بخورد ولی من به او گفتم برای خودش ویسکی سفارش بدهد. تا اینکه نوبت برنامه داریوش شد . روی سن آمد و دو آهنگ فریاد زیر آب و شقایق را اجرا کرد و بعد مشغول خواندن ترانه نفرین نامه شد .اسید را از داخل شیشه درون یک لیوان ریختم و بعد در یک لحظه از جای خود بلند شدم و بروی سن رفتم . داریوش باز هم من را نشناخت . لیوان اسیر را بروی او پاشیدم و داریوش فریاد زد سوختم . دیگر چیزی نفهمیدم . عده ای روی سر من ریختند و بعد وقتی به خودم آمدم که اینجا بودم و بعدهم شما آمدید.

مریم که اسم اصلی او ماه سلطان ش است 28 سال دارد و دارای 6 فرزند است که کوچکترین آِنها سه ساله است و بزرگترینشان 15 ساله. مریم می گوید به هیچ وجه از کاری که کردم پشیمان نیستم . داریوش مرا بیچاره کرد من هم خواستم او را بیچاره کنم .

نتیجه پزشکی قانونی - داریوش در بیمارستان ..... چند ساعت پس از اینکه داریوش به علت جراحات وارده ناشی از سوختگی به وسیله اسید به بیمارستان مهر انتقال یافت خبرنگاران ما در بخش 3 بیمارستان مهر که داریوش در آن بستری است حضور یافتند و با وی گفتگوی کوتاهی انجام دادند. داریوش که از طرف ناحیه راست صورت گوش گردن سینه دست راست و قسمتی از ناحیه زیر شکم مجروح شده بود ابتدا در بخش اورژانس بیمارستان تحت یک سری معالجات اولیه قرارگرفت و سپس به بخش سوختگی بیمارستان انتقال یافت . به همراه داریوش اعضای ارکستر وی و محمود قربانی همسر سابق گوگوش در بیمارستان حضور داشتند . داریوش در هنگا م انتقال به بخش سوختگی بیمارستان در گفتگوی کوتاهی با خبرنگاران در حالی که به سختی قادر به صحبت بود اظهار داشت که عمل این زن یک اقدام وحشیانه بوده و مریم با پاشیدن اسید به صورت وی او را تا آستانه مرگ کشانیده است . داریوش در مورد چگونگی این ماجرا و رابطه اش با مریم که بروی او اسید پاشید شنبه این هفته که حالش بهتر شده بود مجددا گفت من وقتی بر روی سن برنامه اجرا می کنم قادر نیستم به خوبی تماشاچیان برنامه ام و آنها را که پایین سن نشسته اند ببینم چون اولا وقتی بروی سن می روم مسیولین نور و پروژکتور کاباره نور های رنگارنگشان را بر روی چهره من تنظیم می کنند و به دلیل انعکاس نور در چشم هایم به خوبی قادر نیستم پایین سن و تماشاچیان را ببینم و دوما من همیشه عادت دارم موقع خواندن چشم هایم را ببندم . آن شب پس از اینکه دو ترانه اجرا کردم و می خواستم سومین ترانه ام را بخوانم که برای یک لحظه چشم هایم را باز کردم و متوجه شدم یک نفر به طرفم می آید . فکر کردم یکی از تماشاچیان است که تقاضای ترانه مورد علاقه اش را دارد اما همین طور به من نزدیک شد تا اینکه من متوجه لیوانی که در دستش بود شدم و در یک لحظه بر روی قسمتی از صورت و سینه ام احساس سوزش شدید کردم . چند نفر از اعضای ارکستر من به موقع خودشان را به این زن رسانیدند و او را که می خواست باقیمانده اسید را بر روی من بپاشد گرفتند . من بلافاصله به پشت صحنه رفتم و عده ای آب سرد زیادی روی تن و بدنم ریختند و مقداری هم کره به نقاط سوخته شده بدنم مالیدند و بعد مرا به بیمارستان رسانیدند. داریوش سپس می گوید من فکر می کنم این ماجرا توطیه ای علیه من بوده و من نه حالا و نه هیچ وقت هیچ گونه آشنایی و ارتباطی با این زن نداشتم و واقعیت این است که هر کجا من برنامه داشتم او هم می آید و البته یکی دو بار هم به من اظهار عشق کرده بود و همیشه جواب من این بود که هرگز امکان ندارد رابطه ای میان من و او به وجود اید و او باید به سر خانه و زندگیش برگردد و دلیل از هم پاشیده شدن خانواده اش فقط و فقط خودخواهی های این زن بوده . تکلیف او هر طور که باشد توسط قانون روشن خواهد شد و امیدوارم نتیجه این ماجرا برای دیگران عبرت امیز باشد .
پزشک معالج داریوش سوختگی داریوش را از نوع درجه 3 ذکر کرده و وسعت سوختگی را زیاد می داند . از اقوام نزدیک داریوش فقط پدرش در بیمارستان حضور داشت و تنی چند از دوستان داریوش در جلوی اتاق وی حضور داشتند و مانع از ملاقات مراجعین با داریوش می شدند.
در ساعت 5 بعد از ظهر روز پنج شنبه 27 مرداد ماه باز پرس کشیک دادسرای تهران با انجام تحقیقات لازم برای مریم زنی که به صورت داریوش اسید پاشیده بود قرار بازداشت موقت صادر کرد و وی را برای انجام معاینات پزشکی به پزشکی قانونی فرستاد . به موجب قانون اقدام به اسید پاشی در صورتی که منجر به قتل شود مجازاتی برابر اعدام دارد . در صورت نقص عضو متهم به پانزده سال حبس جنایی محکوم می شود و در صورتی که اسیدپاشی منجر به نقص ظاهری شود مجازات کسی که اقدام به اسید پاشی نموده است از 2 تا 10 سال زندان است . رسیدگی به این پرونده در حال حاضر در مراجع قضایی در دست اقدام است و نتیجه تحقیقات بعدا روشن خواهد شد .



در 12 خرداد ماه امسال در یک مطلب مبسوط شرح کامل ماجرای اسیدپاشی بر صورت داریوش رابه نقل از هفته نامه اطلاعات هفتگی مربوط به تابستان سال 1356 ، شرح دادم . در آن مطلب ماجرای شب حادثه به نقل از آن مجله که شامل مصاحبه با داریوش و مریم زنی که بر صورت داریوش اسید پاشید بود را در اختیارتان قرار دادم . حداقل برای شخص من داریوش و صدایش بیانگر تمامی خاطرات دوران دور و نزدیک است چرا که تنها صدای او بوده که در تمامی لحظات تنهایی زندگیم ، همراه و هم سقف لحظه هایم بوده و اگر می بینید در این زمان هم تا حدودی نسبت به او تعصب دارم بابت همین موضوع است .


اما در باب ماجرای اسیدپاشی بر صورت داریوش همیشه این سئوال در ذهنم وجود داشت که چگونه امکان دارد خواننده ای که ترانه های اجتماعی و سیاسی بسیاری را خوانده و به هر حال خط مشی اش در قبال سیستم مشخص بوده تا بدان جا که ممنوع الخروج نیز می شود ، سر و کارش نیز به زندان اوین می کشد به همین سادگی در یک شب مورد حمله یک زن قرار بگیرد و این زن هم با داستان سرایی های خود این گونه وانمود کند که رابطه ای عاشقانه داشته و حالا می خواسته بابت عدم پایبندی معشوقش ، او را به این شکل ناجوانمردانه مورد حمله قرار دهد .


اما دریافت یک ایمیل از دوستی که مدعی بود اطلاعات زیادی درباره ماجرای اسیدپاشی بر صورت داریوش دارد و از سرنوشت مریم عامل حمله به داریوش سخن گفته بود مرا به مسیر تازه ای رهنمون ساخت . پس از دو بار رد و بدل شدن ایمیل با این دوست تماس گرفتم .این شخص که اجازه بدهید به رسم امانت نامش نیز محفوظ بماند یکی از عالی ترین مقامات امنیتی و نظامی سابق کشور بوده که در جریان جنگ ایران و عراق نیز حضوری گسترده داشته است . ایشان که به دلیل مراودات گسترده با مقامات عالی رتبه کشوری و لشکری رفت و آمد های زیادی نیز به زندان اوین داشته عنوان فرمودند که در سال 1374 در زندان اوین با یک شخص نظامی که از جریان کودتای نوژه باقی مانده بودند گفتگویی داشته و عنوان فرمودند که این شخص در صحبتهایش از مریم عامل اسید پاشی بر صورت داریوش به عنوان یکی از رهبران ماجرای کودتای نوژه یاد کرده اند . کودتای نوژه در سال 1359 اتفاق افتاد و اکثر کسانی که در آن ماجرا نقش داشتند اعدام شدند که یکی از اعدام شدگان مریم بود که با نام مستعار قمرالملوک فعالیت می کرده.


این دوست عزیز که در حال حاضر یکی از بزرگترین سایتها در زمینه دفاع مقدس را اداره می کنند و به گفته خودشان سالیان سال است که دیگر در ارگانهای دولتی فعالیتی ندارند و به عنوان نویسنده جنگ کتابهای مختلفی را نیز چاپ کرده اند عنوان داشتند که مریم عامل اسید پاشی بر صورت داریوش، مامور ساواک بوده و به دستور ساواک به داریوش نزدیک شده و این عمل شنیع را انجام داده است . این دوست عنوان فرمودند که چندین سال پیش فیلمی به نام رابطه پنهانی با بازی ابوالفضل پورعرب در رابطه با ماجرای کودتای نوژه ساخته شد که در آن فیلم از یک زن به عنوان رهبر کودتاچیان یاد می شود که این زن همان مریم است.


داریوش و دوران زندان:

دقیقا به یاد دارم که چند سال پیش داریوش در مصاحبه ای با بهزاد بلور خبرنگار بخش فارسی رادیو بی بی سی برای اولین بار به شرح دوران دستگیری اش در سال 1353 اشاره کرد و عنوان نمود که به واسطه اجرای ترانه های بوی خوب گندم ، بن بست ، رهایی و..به همراه شهیارقنبری ، ایرج جنتی عطایی و مسعود امینی به زندان اوین افتاده.


پخش این مصاحبه بازتابهای گوناگونی در بین طیف سلطنت طلب ها در خارج از کشور داشت به شکلی که داریوش میر باقری مجری برنامه ای در شبکه رادیو صدای ایران با پخش کامل گفتگوی داریوش با بی بی سی ، در یک برنامه کامل و مجزا به بررسی این ماجرا پرداخت . ایشان با آوردن عباس پهلوان سردبیر مجله فردوسی در پیش از انقلاب بر روی خط برنامه اش ، و گفتگو با ایشان ماجرا را بعد از 30 سال یکبار دیگر کالبدشکافی کرد .عباس پهلوان در آن برنامه عنوان کرد که دلیل دستگیری داریوش در سال 53 اعتیاد او به مواد مخدر بوده و بیان کرد در مجلسی که به مناسبت حضور همایون هوشیارنژاد درلس آنجلس


برگزار شد وداریوش هم در آنجا حضور داشت مسئله دستگیری داریوش هم عنوان شده و خود داریوش هم پذیرفته که به خاطر اعتیاد دستگیر شده است .


در 30فروردین 1354 روزنامه دولتی کیهان تهران با تیتر داریوش از زندان آزاد شد خبر از آزادی او از زندان داده و بیان نموده که داریوش خواننده معروف که به دلیل استعمال هرویین دستگیر شده بود پس از انتقال به بیمارستان و بستری شدن در آنجا و معالجه به زندان منتقل شده و حالا پس از ترک از زندان آزادشده است.


کاملا مشخص است که به دستور ساواک اینگونه صحنه سازی شده بود که دلیل دستگیری داریوش استعمال مواد مخدر بوده در حالیکه امروزه روز این ماجرا برای همگان روشن شده که دلیل دستگیری او و دیگر دوستانش چه بوده است .شهیار قنبری و ایرج جنتی عطایی در کتابهای خودشان به تفصیل ماجرا را شرح داده اند . در همان برنامه شخصی که خود را یکی از افسران رژیم شاه معرفی نمود نیز با برنامه تماس گرفت و عنوان نمود که داریوش را در حین مصرف هرویین در منزل رضا شایسته معروف به رضاکبابی دستگیر کرده و 6 ماه در زندان قصر زندانی نموده اند .ایشان عنوان نمودند که پس از انقلاب داریوش پسر و دختر رضا شایسته را به امریکا آورد و ساکن کرد .ایشان اشاره کرد که در آن زمان داریوش یک ماشین کاماروی قرمز رنگ داشت .البته در همان برنامه مسعود امینی ترانه سرا هم بر روی خط برنامه آمد و عنوان نمود که در سال 53 به همراه داریوش در زندان اوین بوده و دلیل دستگیریشان هم مسائل هنری و اجرای چند ترانه بوده است. ایشان اشاره کردند که در سلول 13 و سلول 1 زندان اوین که معروف به در سبز ها بود زندانی بودند و سرهنگ وزیری و هم چنین دادرس شاهد این ماجرا هستند . .مسعود امینی اشاره کرد که در آینده ای نزدیک کتابی به نام پاسخ به تاریخ (دو رکعت عشق ) که شامل ترانه هایش نیز می باشد را منتشر خواهد کرد و در آنجا شرح کامل دوران دستگیری اش را به همراه داریوش خواهد گفت. شاید معتبرترین گفته درباره دستگیری داریوش را بتوان گفته های محمود قربانی کاباره دار معروف در پیش از انقلاب دانست که در برنامه آنکات با امیرقاسمی دلیل دستگیری داریوش را اجرای ترانه بوی خوب گندم دانست . البته در همان زمان که داریوش دستگیر می شود فیلم یاران با بازی او نیز از تاریخ 28 مرداد 53 بر روی اکران می رود که پس از یک هفته اکران به دلیل دستگیری داریوش پایین آورده می شود. می گویند خود مامورین ساواک نردبان گذاشتند و پوستر فیلم را پایین آوردند .


اما در آن مصاحبه عباس پهلوان به مطلبی ناخواسته اشاره کرد که طی این سالها هیچ کس به آن اشاره ای ننموده است .عباس پهلوان بیان نمود که یکبار چریکهای فدایی خلق به داریوش حمله نمودند و می خواستند او را بکشند و ماشین او را به آتش بکشند و با این کار نشان بدهند که داریوش را نیز به مانند تختی دربار کشته است .


اما شرح ماجرا چه بود . دقیقا در همان زمانی که ترانه بوی خوب گندم داریوش در تابستان سال 1353 وارد بازار شد روزنامه دولتی کیهان چاپ تهران در تاریخ دوشنبه 20 خرداد 53 خبر از تصادف شدید داریوش را داد که متن آن اینگونه بود .



در تصادف اتومبیل داریوش به شدت مجروح شد .



در یک تصادف شدید که در جاده نیاوران تهران روی داد اتومبیل حامل داریوش خواننده رادیو و محمود قربانی شوهر سابق گوگوش از جاده منحرف شد . در این حادثه راننده اتومبیل که هویت او روشن نشده است کشته شد و داریوش و شوهر سابق گوگوش و مرد و زنی مجروح شدند.جراحات داریوش نسبتا شدید است . اتومبیلbmvشماره 51559 تهران ص که به سرعت از جاده نیاوران می گذشت در ابتدای دزاشیب از جاده منحرف شد . اتومبیل پس از تصادف با دکه روزنامه فروشی دزاشیب با دیوارخانه ای برخورد کرد و متوقف شد . مجروحین توسط ماموران کلانتری تجریش تهران به بیمارستان شهرام و رضا پهلوی منتقل شدند . جراحات داریوش از ناحیه دست و پا و صورت بود و چند


دندانش هم شکسته است . محمود قربانی و مرد و زنی که سرنشین اتومبیل بودند جراحات مختصری برداشته اندکه پس از پانسمان از بیمارستان مرخص شدند . کاردان فنی تصادف ، علت حادثه را بی احتیاطی و عدم توجه به جلو از طرف راننده دانسته است. امسال این دومین بار است که داریوش درحادثه رانندگی مجروح می شود .


و چند روز بعد در خبری از مرخصی داریوش از بیمارستان خبر می دهد.




داریوش خواننده معروف که در حادثه رانندگی خیابان نیاوران شمیران مجروح شده بود از بیمارستان مرخص شد . تصادف روز یکشنبه زمانی رخ داد که اتومبیل بی ام و شماره 51559 به سرنشینی داریوش ، محمودقربانی (شوهر سابق گوگوش ) ، یک زن و مرد از تهران به طرف نیاوران در حرکت بود . در این تصادف راننده اتومبیل کشته شد و بقیه سرنشینان جراحت برداشتند و به بیمارستان انتقال یافتند .خبرنگار کیهان امروز به خانه داریوش در خیابان شاه مراجعه کرد و بستگان او گفتند که داریوش از بیمارستان مرخص شده است و در خانه یکی از دوستانش بستری است . به سراغ داریوش رفتیم .کم و بیش حال عادی خود را باز یافته است و تا چند روز دیگر از بستر بیرون خواهد آمد .




امیدوارم روزی خود داریوش لب به سخن گشوده و اتفاقاتی را که در دوران حضورش در ایران برایش افتاد را بازگویی کند اما این پرسش مطرح می شود که چگونه امکان دارد یک خوانده که کارش فقط خوانندگی است از طرف سیستم خطر بالقوه تشخیص داده شود به شکلی که او را به زندان بیاندازند ، طرح ترورش را عملی کنند ، بر صورتش اسید بپاشند ، او را ممنوع الخروج کنند و....

    

با سلام خدمت داریوش دوستان عزیز . مطالب بسیار زیبایی از مجلات در میاره این دوست من اقا حمید و مینویسه.و این مطالب رو باید بگم فقط مطالب مجلات هست نه صحبتهای حقیقی داریوش است نه خود اقا حمید . راست دروغش رو نمیدونم شایعات زیاد هست مجلات هم شایعه مینوشتن همانطور که به داریوش منقل اویزون کردند و ازش عکس گرفتند و گذاشتن در مجله.شایعات زیادی در مرد اسد پاشی هست که میگویند مریم ((کسی که روی داریوش اسید پاشید.))از طرف ساواک است . و شایعات دیگه که مریم واسه داریوش مواد میبرده و از این شایعات...  .اما مطالب بالا رو من تایید میکنم و اگه شایعه باشه احتما ۱۰٪ شایعه است و ۹۰٪ درسته .

صدا و سیما ایران:امروز و چند روز پیش واسه نزدیک شدن به ۲۲ بهمن روز پیروزی جمهوری اسلامی چند ترانه از داریوش در صدا سیما فکر کنم شبکه ۳ پخش شد فقط اهنگ خالی بود . اهنگای: دوباره میسازمت وطن و اهنگ فیلم فریاد زیر اب که در اجرای اول فریاد زیر اب هست این اهنگ.

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم مهر 1389ساعت 13:41  توسط سالار نوبخت  | 

چند مصاحبه داریوش

 

داریوش اقبالی ... 

بدون شک او پديده ای درتاريخ موسيقی ايران است،ترانه های داريوش از خواسته ها و افکار مردم ايران در سه دهه اخير متاثر گشته.داريوش افسانه است.اويکی از هزاران خواننده ايست که در دوران معاصر چون ستاره ميدرخشد.ترانه های او در ارتباطی نزدیک با رنج و خوشی زندگی متداول ايرانيان است،مردمانی سختی کشيده و دوستدار آزادی.او با بيانی ژرف و بدور از اغراق به بيان احساسات ايرانيان می پردازد. موسيقی او همانند شعراش دارای نظم است،احساسات ژرف و عميق،از اینرو ترانه های داریوش درقلب مردم جای دارد ..
داریوش در ۱۵ بهمن سال ۱۳۲۹ خورشیدی در تهران بدنیا آمد. او سالهای اولیه عمر خود را در میانه و کرج و کردستان سپری کرد. استعداد خدادادی او در ۹ سالگی و در زمانی که برای اولین بار برروی صحنه سن مدرسه قرار گرفت آشکار شد و در ۲۰ سالگی توسط حسن خیاط باشی از تلوزیون ایران به مردم معرفی شد و با ترانه افسانه ای و جاودانی به من نگو دوست دارم در قلب مردم جای گرفت. او با پیدایش عصر بی همتای موسیقی نوین ایران همدوره بود. داریوش هرگز با عقاید تحمیلی به اجتماع خود سازگار نبود و به همین خاطر مدتی را هم در زندان شاهنشاهی به سر برد. ترانه های او شامل اشعار و ملودی های انسان هایی وارسته چون شاملو . نادرپور . جنتی عطایی . شهیار قنبری . اردلان سرفراز . فرید زلاند و بیات است. این موضوع سبب گشته تا ترانه های او در رابطه با عشق صلح آزادی و عدالت سروده شوند. پس از انقلاب دیگر عرصه ای برای داریوش و هنرش نبود از اینرو وی از سرزمین مادری و آریایی خود کوچ کرد و سالها به همراه همسر اولش ( فیروزه که خیلی هم او را دوست داشت ) و دخترش ( بیتا ) در ایالت کالیفرنیا امریکا زندگی کرد. جالب است بدانید داریوش سه بار ازدواج کرده اما به گفته خودش تنها یک بار عاشق شده و آن هم مربوط می شود به زمان جوانی او و پیش از انقلاب که دختر مورد علاقه اش در حادثه رانندگی از بین می رود و ترانه ( شقایق ) را در غم او می خواند و باز هم به گفته خودش هر بار که این ترانه را اجرا می کند با تمام وجود می خواند اما هیچ گاه نتوانسته مثل بار اول بخواند

شقایق اینجا من خیلی غریبم
آخه اینجا کسی عاشق نمیشه
شقایق جای تو دشت خدا بود
نه تو گلدون نه توی قصه ها بود
حالا از تو فقط این مونده باقی
که سالار تمام عاشقایی
شقایق وای شقایق
گل همیشه عاشق
 

در مورد این ترانه هم بگم که از سروده های ترانه سرای بزرگ ایران اردلان سرفراز می باشد.
 

به هر حال داریوش در حال حاظر به همراه همسر سومش در فرانسه و در مدرن ترین منطقه پاریس زندگی میکند. اما تقریبا هر ماه برای دیدن دخترش ( که پیش مادرش فیروزه زندگی میکنه ) به لس آنجلس سفر میکنه و این رو هم بگم که شدت علاقه داریوش به بیتا ( دخترش ) به حدی زیاده که اعلام کرده دیگه قصد بچه دار شدن نداره.

 

کارهای داریوش شامل ۲8۰ ترانه در 32 آلبوم است.داریوش کنسرت های بیشماری را در تالارهای بزرگ جهان چون ( نوتابلی ومبلی در لندن ) ( کارنگی هال در نیویورگ ) ( کندی سنتر در واشنگتن دی سی ) ( کنسرتوس در استکهلم ) ( گرک تیاتر در لس آنجلس ) ( یونیور سال آمفی تئاتر در لس آنجلس ) و ( استادیوم تنیس اویشن کلاپ در دبی ) به اجرا در آورده است. داریوش در هنر عکاسی نیز صاحب سبک است.همچنین پیش از انقلاب در دو فیلم سینمایی ( یاران و فریاد زیر آب ) نیز ایفای نقش نمود جالب است بدانید در فیلم فریاد زیر آب خانم شهره صولتی یکی دیگر از خوانندگان هم با داریوش همبازی بود و نقش دوم زن و نقش خواهر داریوش را به عهده داشت.
ترانه ها و باورهای داریوش بسیار جلوتر از تفکرات عصر اوست.
حتی جهان عرب نیز با سبک غنی داریوش آشناست و ترانه های او را پذیرفته است. در فستیوال موسیقی فیلم و رسانه های تصویری که چندی پیش در بحرین برگزار شد داریوش بعنوان نماینده سبک معاصر و منحصر بفرد موسیقی ایران این سبک را به جهان معرفی کرد و برنده بالاترین نشان صلح گشت. وی در مراسم اختتامیه این جشنواره ندای آزادی را بخصوص برای سرزمین مادری و آریایی خود ایران سر داد .
 

و حالا زندگي نامه داريوش را از زبان خودش بشنويد :
از سال 1349 بصورت حرفه ای وارد دنیای هنر شدم. از همان آغاز تمام سعی و تلاش من بر این بوده که در حد توانم، زبان احساسات هموطنانم باشم؛ هر چند که در این راه مورد تفتیش و بازداشت قرار گرفتم و با فراز و نشیب های فراوان مواجه شدم.
پس از انقلاب اسلامی و به دنبال کشتار، خونریزی، و خفقان حاکم بر سرزمین ام، مجبور به ترک وطن شدم. از آن زمان تا حال، در سفری بی انتها، میکوشم در کنار هموطنانم سرود ایرانی آزاد را همصدا شوم. گذری کوتاه به کارنامه 35 ساله ام، نمایانگر فلسفه و پایه تفکرم در انتخاب راهی که در پیش گرفته ام می باشد.
از سال 2000 دامنه فعالیت های خود را گسترده تر کردم تا پیام بهبودی را به گوش هموطنانی که از بیماری اعتیاد رنج می برند برسانم، و توجه جامعه ایرانی خارج از کشور و سازمان های بین المللی را به آسیب های اجتماعی حاکم بر ملت ایران جلب کنم. هموطنانی که می سوزند تا زندگی کنند، و زندگی می کنند تا بسوزند.
امید دارم که در طلب آزادی و آرامش، و با پیام عشق و بهبودی، وطن را دوباره بسازیم؛ اگر چه با خشت جان خویش ...

 

داريوش مصاحبه هاي زيادي را با خبر گزاري ها و افراد مختلف انجام داده است كه به بيان تعدادي از آنها به طور كامل مي پردازيم .
 

1 . مصاحبه پيام يزديان با داريوش اقبالی
امروز از طنين صدا و بغض آزادی مردی خواهم گفت که ريزش ويرانه های درونش، بنای استواری صداست در
خانه های خاطره ی من و شما.
او صدائی ست از جنس صدا، از جنس يکرنگی ، از جنس داريوش، از جنس بغض و از جنس آزادی .
از داريوش می گويم، صدائی که از روزهای قشنگ هم بازی شدن من و تو آغاز می شود و تا کودکی های فردای جا مانده در غربت ادامه دارد.
داريوش صدای همدلی و اتحاد است، چگونه است که در ازدحام چين و ما چين های سياست، اپوزوسيون هائی که حتی تاب شنيدن نظرات يکديگر را ندارند، جملگی در اجتماعات گوناگون در صدا و ترانه های داريوش يگانه اند، شايد اينگونه بتوان اختلافات قومی و قبيله ائی و تفرقه های حزبی را در يکرنگی صدای داريوش به کناری نهاد، به دوباره می سازمت وطن انديشيد و در طنين آوای او آميخته شد با حس های گمگشته ائی که ديگر نام همدلی نمی توان بر آنها گذارد.
همدلی هائی که دير زمانی ست در بين ما به جدل مبدل گشته است.
داريوش ايستاده است در صلابت صدائی که همه
ريشه در من وتو دارد. من و توئی که جاری در زبان و موسيقی ست.
اوئی که آميخته در ادبيات شفاهی و عاطفه های تاريخی مردمش شقايق می روياند.
داريوش آوای مشترک من وتوست،اشتراکی به نام ايران، اتحادی به نام ايران و خاطره ائی به نام عشق.
سرشار است از نفرتی به نام جهل و استبداد و مکدر از سياهی اعتياد.

«
با تشکر از تلويزيون ايرانيان برلين که فرصت مصاحبه با داريوش را برای دوستدارانش فراهم نمود »
متن ذيل بر گرفته از مصاحبه تلويزيونیIRTV Berlin
داريوش عزيز همواره با بغض هميشگی ا ت برای آزادی خوندی، از کی اين بغض گلوتو فشرد، اين بغض آزادی؟
- والا اين بغضُ سالهاست با خودمون داريم، بغضی صد ساله ست که دارم اونو به دوش می کشم، منهم جزء آزاديخواهانی هستم که تو اين صد سال مبارزه کردن، پيش گرفتم .
در انتخاب ترانه و موزيک صاحب سليقه خاص و سبک ويژه ائی هستی، اين نوع کار به انتخاب خودِ توست؟ و يا اينکه افرادی از قبيل شاعر و آهنگساز اين کارها رو به اين شکل در اوج به تو پيشنهاد می کنند؟

 

- طبيعتأ کاری ست تيمی، کاری که گروهی انجام ميشه، با هم درارتباط هستيم، تفاهم هائی که داريم، با نظريات همديگه به توافق می رسيم، در هر صورت کاری ست مشترک
به عنوان خواننده ای هدفمند همواره آينه ای بودی که مسائل اجتماعی و سياسی در صدای تو پژواک داده می شه اين آزاديخواهی همواره در ترانه هات موج می زنه، زندان و آزادی در کارنامه هنری تو سابقه ی طولانی داره، از سابقه ی زندانت در آن زمان بگو؛ و يا شايد خواندن ترانه ی زندونی...

والا ، الان ديگه يک زندان بزرگيه ايران برای خودش ، منهم در دوره ای که در ايران بودم مثل خيلی ها از اين به اصطلاح تفتيش تفکر، بيان اشعار مسثنی نبودم و مورد مواخذه قرار گرفتم، بله منهم قبل از انقلاب به خاطر خوندن ترانه هائی 9 ماه زندان بودم و الان هم کماکان اگر بوديم... به قول ايرج جنتی عطائی، هر وقت ازش می پرسی حالت چطوره ؟ ميگه:« تو زندونيم، شُکر»

همواره دراشعارت دل نگرانيت نسبت به زندگی محسوس بوده، فکر میکنی ، کی به آرامش خواهی رسيد تا ما رو هم متعاقب اون در ترانه هات به اون سر منزل آرامش برسونی؟
- به اين نتيجه رسيدم بعد از پنجاه و اندی سن و تجربه که، آرامش رو انسان بايد خودش به دست بياره ما بايد اول آزادی درونمونو تکميل کنيم و بتونيم اين آزادی رو با ديگران سهيم بشيم و بتونيم اين پيام آزادی رو با ديگران سهيم باشيم و اميدوارم سرزمين ما هم آرامشی که حقشه رو با تلاشی که پيگيرانه جوانان و دانشجويانمون دنبالش هستن بتونن به دست بيارند.
در صورتی که تمام اينها به خودش جامه ی عمل بپوشونه و به صورت آرمانی همه چيز به رهائی بيانجامد ، اون روز از چه خواهی خواند؟
عشق، عشق چيز با شکوهيست . عشق انرژی بسيار فوق العاده ای داره، دوست داشتن، محبت کردن قدر زندگی رو دونستن، احترام به عقايد همديگر گذاشتن، در کنار هم زندگی کردن و پيام گذشت و صلح و مهربونی، بهترين پيام
می تونه باشه

حالا داريوش، اگر روزی برگردی به وطن، اولين ترانه ای که بخوای تقديم به ايران زمين ات کنی، کدوم يک از ترانه هايت خواهد بود؟

 

من فکر میکنم ، همون سرود ای ايران رو بخونيم بهترين سرود باشه ، سرود هميشگی.

 

در آلبوم دوباره می سازمت وطن، جوان و دانشجو، آمال و آرزوهايش رو در آن مي يابه و از آن عبرت می گيره ، از اين آلبو م بگو و چگونگی انتخاب اين شعر؟

- چگونگی انتخابش ، چون سر و کار من با اشعار هست، يکسال و نيم پيش بود، در پاريس بودم و اتفاقی به کتاب سيمين بهبهانی بر خوردم، و اين انگيزه در من بوجود آمد که سريع بتونم ملودی اش رو زمزمه کنم و با شرايطی که سرزمين مون داشت، ديدم مناسبت داره که که هر چه زودتر اين پيام رو به گوش هموطنانم برسونم و تلاش کردم آهنگش ساخته شد و در عرض يک سال و نيم اخير، اين آهنگ به صورت مستمر، از رسانه ها و تلويزيون ها پخش شده، ولی به علت شرايط ، سی دی آن جديدأ به بازار اومده .
 

داريوش، اردلان سرفراز در کتاب از ريشه تا هميشه، به خاطراتی همواره با تو اشاره کرده، اردلان ميگه:« داريوش هميشه با ترفندی هوشيارانه به زمزمه ی آهنگی می پردازه، و به اين شکل نظر منو معطوف می کنه به ملودی که من برم بر اساس اون ترانه ای بسازم، از اين خاطره بگو، از اين ترفند و شگرد، می خوام بگم ، بدين شکل تو هميشه اعمال نظر و سليقه کردی حتی در ترانه...

من اون حق آزادی رو داشتم که انتخاب کنم، خيلی از انتخابها با سليقه ی احساسی من بوده و ملودي هائی رو تو ذهن زمزمه می کردم و با او مطرح می کردم ، اردلان به فکر فرو می رفت که برای اون شخصيت ملودی يک شعر مناسبی بسازه، خيلی از اين اتفاقات افتاد که بسياری از ملودی ها رو به اين صورت ساختيم، بعد کامل کردن اين ملودی ها رو دست آهنگساز داديم اين رابطه های ما در قديم بسيار نزديک بود و در کنار هم بوديم و با اکثر دوستانم مثل جنتی عطائی، مثل شهيار، مثل اردلان، زندگی می کرديم، ما نمی خونديم یا نمی سروديم، با هم زندگی میکرديم و نتيجه اش اين آثاری ست که در دسترس مردم هست.

 

دوهفته ی پيش با بابک بيات صحبت می کردم، و کل صحبت مون پيرامون توانایی های تو بود، از ترانه ی رازقی و آخرين کاری که با بابک بيات کردی بگو؟
اون هم يک تصويری ست، باز هم فرياد شاعره که فرياد می زنه و آرزوی آزادی رو برای اون سرزمين می کنه .

 

و چه کليپ زيبایی ساخته شده ...
-
بله، اون کليپ رو در لوس آنجلس کار کرديم و مهران عزيز واقعأ زحمت کشيد رو اين ويدئو موزيک، و در واقع تصويرگر يک واقعيتی ست از اون سرزمينی که به تاراج رفته
 

داريوش با ادبيات و شعر مأنوسی و هميشه در بين ترانه ها و آهنگ ها، با زبان دکلمه با مردم صحبت کردی؛ و از اشعار نو گفتی، از اشعار سهراب سپهری و ديشب که، شعری از مريم حيدر زاده رو انتخاب کرده بودی، اين ضرورت کاربرد زبان شعر نو معاصر رو در کلامت، توضيح بده ؟
شعر زيبا منو منقلب می کنه، شعر زيبا پيامی داشته باشه که جامعه مون دنبالشه ، منهم فردی از جامعه، می گردم تو هر شعری، و چون با شعر در ارتباط هستم، کتاب مريم حيدر زاده رو هم خوندم و يکی از اشعارش رو با اندکی تغیير و تماس گرفتن و کسب اجازه کردن از او انتخاب کردم؛ و از اونجايی که محبت داشت، اجازه داد از اين شعرش استفاده کنم ، خيلی ممنونش هستم، زبان او، زبان خيلی ساده ی عاشقانه ست برای اونهايی که می تونند خيلی راحت اون حرف رو بپذيرند

 

از شقايق بگو، « دلم مثل دلت، خون شقايق » ، اين ترانه به مناسبت مرگ خسرو گلسرخی هست، آيا تو هر بار خوندن اين شعر و ترانه، اين ياد هم با تو هست، و يا مناسبتی بوده که شاعر اين شعر رو تقديم کرده؟
اين هم جزو کارهايی بود که اردلان لطف کرد و در اختيار من گذاشت و ديدگاه اردلان در رابطه با شقايق که سنبل عشق و آزادی می تونه باشه و وابستگی اين شعر رو نمی دونم، در رابطه با خسرو گلسرخی گفنی، ولی خب،
خيلی خسرو گلسرخی ها در تاريخ ما هست و خسرو گلسرخی هم جايگاه بسيار والای خودشو برای خودش داره ؛ و اين ترانه ايی ست که در تاريخ ما داره تکرار ميشه و مکررأ با اين مسئله مواجه ميشيم که گل هميشه عاشق

 

اردلان سرفراز، درونی ترين ترانه هاشو با صدای تو به ديگران پيشکش کرده، مثلأ ترانه ی ( چشم من بيا منو ياری بکن) ، که اينو به ياد پدر و هق هق مادرش سروده، اين محبوبيت و اين ويژگی در چی هست؟ - در صدای تو ؟ در اون ويژگی شخصيت تو؟ - در افتادگی تو ؟
من فکر می کنم که يک کاری که مورد تاييد مردم قرار می گيره و در جامعه نفوذ می کنه و مردم می پذيرند يک ترانه رو؛ در پشت اين ترانه يک رابطه ايی بين شاعر، آهنگساز، تنظيم کننده و خواننده بوده، اين صميميتها که بوجود مياد، يک کاری عاشقانه خلق می شود ، بچه خلف به دنيا مياد، اينکه مورد تاييد قرار می گيره و تجربه کردم ، هر کاری که به اين صورت بوده وقتی در کنار هم نشستيم، با اردلان با ايرج و با آهنگساز ، می بينم اکثر اون کارها جوهره اش صميميت بوده، عشق بوده، و نتيجتأ مردم هم پذيرا بودند و اين عشق رو حس کردندو بدون اينکه بدونن، اين عشق نفوذ کرده تو وجودشونو تاثير گذار بوده و کارهايی هم داشتيم که شاعر انگليس بوده، آهنگساز مثلأ آفريقا بوده، خواننده اش لوس آنجلس بوده و تنظيم کننده اش هم از ايران سفارش نت نويسی اش رو داده .

 

داريوش ، همواره گفتی، از عشق بگو ؟
عشق نيروی عظيمی ست . نيروی بسيار بزرگی ست که اونو ما بايد تو خودمون پيدا کنيم ، گمشده ها رو . هميشه ميگم : بيرون چيزی که هست متعلق به ما نيست؛ ماشينه، خونه ست امثالهم ؛ درونمون احتياج به نيروی عشق داره عشقی که بتونه بارور بشه ، عشقی که بتونه رشد کنه، عشقی که ايثار در اون باشه ، يک کاری کنيم که دوستمون داشته باشن ، اينها در کنار هم نيرويی ست به نام عشق ، و عشق نيرويی ست که خداوند در در قطره های وجود هر کسی مستتر کرده است و بسيار زيباست که انسان ها همديگر رو دوست داشته باشند ، به همديگر عشق بورزند ، در وهله ی به خاطر خودشون، چون اين نيرو بر می گرده به خودشون و تا دوست داشته باشی ، دوستت دارند. و همون نيروی عشق و ايمان در کنار هم مثل خواهر و برادری هستند برای زندگی برای پايداری، برای مبارزه ، برای بدست آوردن ، و در کنار هم بودن حربه و نيرويی ست که هيچکس نميتونه متلاشی اش کنه.
 

داريوش از نيروی عشق و مبارزه گفتی، با جوونهای سرزمينت و با دانشجويانی که شنونده ی آثار تکان دهنده ی تو هستند با آنها چه صحبتی داری؟
( مکث، همراه با بغض)
جوونهای ما هميشه مظلوم ترين قشر جامعه ی سرزمين ما بودند، مورد بی مروتی، بی انصافی قرار گرفتند، با تمام اين اوصاف هميشه حقشونو در دراز مدت گرقتند، و همين که نگاه می کنم نسل جوان ما ، از هر جهت داره بهش ظلم ميشه؛ کوچکترين حق آزادی يک انسان رو ازش گرفتند و از خداوند می خوام که اون عشقو دوباره به اون سرزمين بر گردونه، بتونه مردمو متحد کنه ، مردم بتونن در کنار هم باشن و ما هم که در خارج نشستيم بتونيم پشتيبانشون باشيم تااون سرزمين به حال عادی خودش برگرده ؛ الان يک کشتی طوفانی ست اون سرزمين، پر از سرمايه ای که در اين کشتی نهفته و به تاراج رفته و به تاراج داره ميره و به اميد خداوند ؛ چنان نماند و چنين نيز نخواهد ماند.
به قول خود تو داريوش، « جنازه ای ست اين رژيم که روی دست اين ملت مونده »

-
دقيقأ ، هيچ دوره ايی از تاريخ، اينقدر ظلم نشده بود، اينقدر بی احترامی به جامعه ی ما نشده بود، در هر صورت يک فريبی، يک شارلاتان بازي ايی پشت اين سيستم هست که تاريخ و اين 25 سال، پرونده اش رو نشون داده ؛ اين شارلاتانيزم بايد ازبين بره و مطمئنم که سر زمين ما به آرامش خواهد رسيد .



داريوش عزيز شايد در حيطه ی کار تو نباشه، تعريف تو از رسانه چيست؟ چون در خلال برنامه ی خودت تعريف قشنگی رو در اين رابطه بکار بردی که « رسانه نگهبان جامعه ی خودش هست...»

-
دقيقأ، همونطور که گفتم ، منهم قبلأ اونو خوندم و ميبينم که واقعيت همينه، رسانه به غير از خبر رسانی، حکم نگهبان اجتماع رو هم داره، نگهبان اجتماع طبيعتأ دلسوز و خير خواه جامعه اش است . و همه اش داريم تجربه
می کنيم ، در خارج از کشور داريم تجربه می کنيم.
 

داريوش ، من تعريفی که از رسانه های تصويری دارم ، معتقدم که اينها راديوهای تصويری هستند، و اين راديوهای
تصويری با مخاطب قرار دادن مستقيم و غير مستقيم با مردم و به قول خودت با نسخه پيچيدن برای مردم و با رويای برگشتن و روزی بخواهند صاحب حکومت باشند .. نظر تو چيست ؟

 

- ببينيد، اين انقلاب، آشفتگی و خرابی بوجود آورد، مهره ها سر جای خودشون نيستند، کسانی که حرفه شون رسانه بوده، روزنامه نگار بوده، اهل تلويزيون بوده ؛ معدود کسانی هستند که از قديم بودند و اومدند و کار خودشونو دارند ادامه ميدن، اين طبيعتأ اختلال بوجود مياره ، رسانه داری ، يک حرمتی داره، يک آگاهی می خواد، يک فرمولی داره ، و وظايفی رو بايد داشته باشند، من هميشه سعی می کنم تعريف خودمو در زبان شعر پيدا کنم ؛ اين گرفتاری جامعه ی رسانه ای رو ما از قديم داشتيم ، از همون صد سال پيش ، هميشه رسانه ها يک جوری غرض ورزيها و رقابت هايی با يکديگر داشتند و با اون شعر نويسنده را بايدی چهار چيز ، اون موقع تلويزيون نبود، راديو نبود، ميکروفون نبود، اون موقع می گفت نويسنده ؛ حالا ما قبول می کنيم که اين نويسنده ، دوربينه، همون ميکروفونه ، همون قلمه)
نويسنده را بايدی چهار چيز
دل و دست و وجدان و افکار تميز
اگر آنکه نا پاک شد اين چهار
ز نا پاکی صاحبش شک مدار
قلم چون گرفتی دو رويی مکن
غرض ورزی و کينه جويی مکن
قلم گير و همچون قلم راست باش
نه هر کس خيال کجت خواست باش
قلم گر خلاف ره مردم است
قلم نيست ، نيش دم کژ دم است

 

و رسانه های ما ، بنزين جمهوری اسلامی هستن، و اين ماشينو اينها دارن ميبرن جلو؛ اصلأ احتياجی به اين نيست که رژيم تفکرش رو بذاره در خارج از کشور که با رسانه ها چکار کنه ، به قول معروف « هر کسی يک قيمت داره، خوش به حال اون کسی که نتونن بخرنش» ، رسانه های ما اميدوارم با هم همبسته بشن و اميدوارم اينقدر که هر کدومشون دم از همبستگی می زنن و پيام همبستگی ميدن خودشون به اين تفاهم برسند . بايد اول خودشون همبسته بشن ، ولی نمی دونم اين غرور کاذبه، نمی دونم وابستگيه، نمی دونم ، نمی خوام اهانتی بشه ،اين قدرت طلبيه، چون قدرت بسيار انسان رو کور می کنه. اميدوارم خداوند در رحمتش رو به روی رسانه ها باز کنه و بتونه در يک راستا و يک مسير و يک هدف با پشتيبانی از جوانان و دانشجويان و مردم سر زمينمون ، حرکات مثبت، و نوشتار و تصوير مثبتی تحويل اون جامعه بدهند .

 

داريوش دغدغه ی تو برای ترک اعتياد جوانان ايران همواره بوده و حتی تو کتابی رو با نام( تولد دوباره )معرفی کردی ، فکر نمی کنی که اين معضل ريشه در جمهوری حاکم بر ايران ما داره و اين جريان فکر نمی کنم که بتونه چاره ساز باشه!

 

من هميشه ميگم، ما بعد از اينکه اين نعش به خاک سپرده شد ، خواهيم ديد که چه صدمه ايی به جامعه ما خورد، نسل نوجوان ما در حال از بين رفتن و فرو پاشی ست ؛ ببينيد از نظر روحی تيم ورزشی مون، روحيه ی يک تيم از رژيمی مياد که در اون سرزمين حاکمه ، مردم عبوس، مردم گرفته ی ما پشت اين حالت انسانی که متاسفانه به وجودشون تحميل شده ، اون هم باعث و بانی اش همون رژيم حاکمه شبيه يک باند مافيايی که بگيم ماموريتی برای اينکار داشته باشه ، دو هزار کيلومتر مرز افغانستان به راحتی باز هست برای ورود روزی 5 تن ، موقعی که مصرف ترياک در تهران هست و از طرف رژيم دلسوزی نميشه ، خيلی از مسئولين هستند که فرياد می زنند که دست مافيا در اين کاره ، خود مسئولين دلسوز که در ادارات بهزيستی و مبارزه با مواد مخدر هستند که فرياد بر آوردند که دست کسانی در اين کاره که نمی خواهند ، و مخصوصأ دارند نسل ما رو سوق ميدن رو به نابودی و قابل گذشت نيست و اين صدمه ايی ست که جبران کردنش بسيار زمان می خواد ، بچه ايی که الان 9 سالشه در 18 سالگی يک بيمار روحی ، چه عشقی به زندگی خواهد داشت .
از يک طرف 28% از مردم که در شرايط روحی بدی بسر می برند و اونها هم پناه می برند به مواد مخدر ، هر 5 دقيقه از هر خونه مواد مخدر پيدا ميشه ، مامورين تشويق می کنند .
زندان های ما پر معتاده ، هر کسِ سالمی هم که باشه بره در اون زندانها معتاد مياد بيرون، ايدز در اون زندانها بيداد می کنه اينها صدماتی ست روحی و انسانی که به اون سرزمين وارد شده، اينها رو کی جبران خواهد کرد و آيا جوابگوی آن خود مردم خواهند بود؟ / به اميد خدا دوباره می سازمت وطن بتونه کارساز باشه
به اميد اون روز داريوش عزيز .
 

2 . گفتگو با داريوش اقبالي در BBC
--------
کنسرت داریوش، یکی از کنسرتهای موفق ایرانی در لندن بود بخصوص که به غیر از اجرای ترانه، داریوش دلیرانه از سابقه اعتیادش حرف زد. بعد از آهنگ "زندانی"، داریوش رو به مردم کرد و از "زندان اعتياد" صحبت کرد. مردم هم با کف زدن و هورا کشیدن داریوش رو تشویق کردن. اینکه شخصيتی مشهور بگه که "من معتاد بودم و الان در صف بهبودی هستم و می خوام به بقيه بگم که نترسن، حرفش رو بزنن و بیان جلو " خیلی از تماشاچیان رو احساساتی کرد
--------

 

در مصاحبه ای که با داريوش داشتم از خدماتش برای کمک به معتادان و کسانی که با مشکلات اجتماعی دیگه روبرو هستند حرف زدم:

 

از آخرين باری که با هم صحبت کرديم تقريباً يک سالی می گذره و توی اين مدت شما خدماتی رو برای جوون ها به راه انداختين که ديد جامعه نسبت به اين افراد، يعنی معتادها عوض بشه. دوست دارم از اين خدمات هم برامون بگين.

 

من اين رو از صميم قلب ميگم، من واقعاً دنيای تاريک اعتياد رو با رگ و پی و استخوانم حس کردم و صدمات بسياری هم به خودم و اطرافيانم زدم. اعتراف می کنم و اين اعتراف صادقانه را دوست دارم. ولی در جامعه ما هنوز به معتاد به ديد سنتی نگاه ميشه. متاسفانه جامعه ما پر از مواد مخدره و جوان های ما در فضای مسمومی دارن از بين ميرن. من سايتی رو مدت های زيادی هست که راه اندازی کردم. در اونجا صحبت از بچه های معتادی هست که در حال بهبود هستن
اسم اين سايت "بهبودی" هست.

 

در چت روم اين سايت، مردم از گوشه و کنار دنيا ميان و با هم صحبت می کنند و اين يکی از راهکارهای به بهبودی رسيدن هست. چون شخص معتاد نبايد تنها بمونه و بايد از پيله تنهايی و بيماری اعتياد نترسه و بياد بين کسانی که بهبودی پيدا کردن. با اين کار می تونه رفيق های گذشته خودش رو با رفيق های جديد جايگزين کنه.

 

به غير از اون، اين سايت شامل اطلاعات مختلف در رابطه با ۱۹۰۰ جلسه در ايران و شهرستانهای مختلف هست.
مهمتر از همه، خانواده هايی هستند که وابستگانشون به اعتياد رسيدن که بايد به اين سايت و به قسمت خانواده بيايند و خانواده هايی رو که صدمه خوردن ببينن
آيا اين مطالب در سايت "آينه"، يکی ديگه از سايت های شما هم هست؟
سايت "آيينه" بيشتر شامل لينک های مختلفی ميشه که آسيب های اجتماعی سرزمين ما رو به نمايش در مياره. "آيينه" سازمانی هست غير انتفاعی که کمک رسانی به پناهنده ها و بچه های اونها رو که در معرض آسيب های اجتماعی قرار می گيرن به عهده داره. آسيب هايی مثل اعتياد و فرار از خانه.
ما اين کار رو از بلژيک آغاز کرديم و خانواده های بسياری رو به همديگه ارتباط داديم. ما پل ارتباطی اونها هستيم و اميدوارم دوستانی که از اين سايت ديدن می کنند عضو اين سازمان بشن و اگر می تونند کاری انجام بدن و خدمتی برای هموطنانشون انجام داده باشن.
يکی از بزرگترين کمبود های ما اين هست که از هم فاصله داريم و همديگر رو انکار می کنيم. ما آيينه رو به پا کرديم تا آيينه ای باشه برای اينکه مردممون آشکارا ببينند در اين آيينه چه خبره، ببينند زخم های يک جامعه چيه و کجا داره ميره
جمعه 22 مهر 1384 BBC News

 

و حالا به گزارشي از داريوش اقبالي كه در راديو فردا تهيه شده است توجه كنيد :

یکی از بزرگترین سازمانهای غیر انتفاعی و بشر دوستانه آمریکا در لس آنجلس به پاس خدمات اجتماعی آقای داریوش خواننده بزرگ ایرانی در راه بهبود معتادان ضمن مراسمی در حضور مقامات عالیرتبه این شهر لوح افتخاری را به او اهدا کردند.

 

به گزارشی از فیروزه خطیبی توجه کنید :
این سازمان در لس آنجلس هر ساله به هزاران تن از افرادیکه با مشکلات اعتیاد و مسایل روانی و اجتماعی جنبی آن روبرو هستند کمک میکند تا با بهبودی از راه گروه درمانی و حمایتهای معنوی به جریان زندگی عادی خود بازگردند.

 

این سازمان غیر انتفاعی و بشر دوستانه هر ساله با برگزاری مراسمی از کسانیکه در بهبود جامعه خود تآثیرگذار بوده اند قدردانی میکند. در دهمین سالگرد اجرای این مراسم جایزه (( ران سیمونز.... )) بصورت یک لوحه قدردانی به خواننده ایرانی آقای داریوش اقبالی برای خدمات او به معتادین ایرانی اهدا شد. مراسم به معرفی داریوش به حاضران از طریق یک کولاژ ویدیویی از فعالیتهای هنری او آغاز شد. داریوش در سخنرانی قبول این جایزه به زبان فارسی که توسط دکتر توفیق ترجمه شد به مشکلات اعتیاد در ایران و مشکلات بیش از ۱۹۰۰۰۰ پناهنده ایرانی در سراسر جهان که به علت نقض کنوانسیون ۱۹۵۱ ژنو از طرف دول مختلف جهان ایجاد شده اشاره کرد و بیماریهای ایدز و اعتیاد را واقعیتهای جهان امروز خواند .
 

خانم رز هلمن پایه گذار سازمان SHARE و برگزار کننده این مراسم در یک گفتگو با رادیو فردا در مورد انتخاب آقای اقبالی برای دریافت این جایزه سخنانی ایراد کرد : داریوش توسط یکی از اعضای ایرانی هیآت مدیره سازمان به عنوان نامزد جایزه SHARE به ما معرفی شد. اما وقتی ما با فعالیتهای او در راه خودبهبودی و کمک به معتادان ایرانی دیگر در سراسر جهان آشنا شدیم دانستیم که بدون شک این جایزه بایستی که به او تعلق بگیرد و امروز افتخار میکنیم که او در جمع ما حضور دارد و امیدواریم که با ایجاد ارتباط مستقیم بین آقای اقبالی و دولت آمریکا بتوانیم از کمکهای او در راه بهبودی معتادان ایرانی بطور گسترده تری استفاده کنیم .

 

آقای داریوش اقبالی در پایان جلسه درباره فعالیتهای آینده خود به رادیو فردا چنین گفت :
تمام تلاش من و دوستان و همکارانم اینکه به یک صورتی چهره این آسیبهایی که داره میخوره به سزمینمون و پنهان کاری دارند میکنند علنی کنیم ، نشان داده بشه و مخصوصآ جنگ سر چیز دیگرست ، انرژی هسته ای سر جای خودش ولی یک ملت و مملکت داره از بین میره و نسلهای آینده آن سرزمین بیمار خواهند بود اگر به دادشان نرسند. هدف من از این دیدگاهست و دنبال مسایل آسیبهای اجتماعی هستم. داریوش اقبالی خواننده سرشناس چندین سالست که با تآسیس مراکزی در آمریکا به معتادانی که قصد ترک اعتیاد را دارند کمک میکند.
[
گزارش فیروزه خطیبی از لس آنجلس]

 

داريوش اقبالي كه سالها است براي نجات معتادين به مواد مخدر تلاش مي كند، اخيرا به همين منظور در سوئيس كنسرتي برگزار كرد.
بنا بر گزارش منابع اينترنتي داريوش در اين باره مي گويد: اين پنج شش سالي كه من در رابطه با مسائل اجتماعي فعاليت مي كنم، صرفا آگاه كردن جامعه خودمان از آسيب هاي اجتماعي اين سرزمين است كه در سايت آينه دات ارگ كاملا آشكار است كه چه حوادثي در آن سرزمين در حال رخ دادن است و سايت بهبودي دات كام ما هم طبيعتا راهنماي مسائلي است كه به اعتياد ربط پيدا مي كند. داريوش مي گويد: ماه آينده در دوبي يك سميناري داريم كه نيتمان همان آگاهي رساني و چگونگي نوع عملكرد بيماري اعتياد و نوع برخورد خانواده ها مد نظرمان است.
 

صحبت آخر :
به دور از همه اين گفته ها من چيز هاي زيادي از داريوش اقبالي ياد گرفتم . او يك هنر مند به تمام معنا است . داريوش يك انسان با شخصيت و متفكر است كه هميشه و همه جا به فكر وطن و هم وطنش بوده است . در اين دنيا كمتر پيدا ميشود كسي كه تمام زندگي اش را صرف ايران و ايراني كند و به مبارزه جدي با آسيب هاي اجتمائي بپردازد . داريوش سال ها درگير بيماري اعتياد بوده است و اين را هميشه و همه جا مي گويد . و در چند سال اخير به مبارزه جدي با اعتياد و همدلي با معتادان داخل كشور پرداخته است .
او با صدايش از غم سفره هاي خالي گفت .از عشق شقايق گفت . از بي كسي و تنهايي گفت .از مهاجرت پرنده هاي بي وطن گفت . از به صليب كشيدن صدا ها گفت و از آزادي .

تلنگر

نه زمين خاک قديمي نه هوا همون هواست
تاچشم‌هام کار مي‌کنه هرچي که مونده نابجاست
تاچشم‌هام کار مي‌کنه هرچي که مونده نابجاست

داره از قبيله ما يکي‌يکي کم مي‌شه
هرچي دوست داشتم و دارم راهي عدم مي‌شه
هرچي دوست داشتم و دارم راهي عدم مي‌شه

مثل ابرهاي زمستون دلم از گريه پره
شيشه نازک دل منتظر تـلنگره
مثل ابرهاي زمستون دلم از گريه پره
شيشه نازک دل منتظر تـلنگره

غم سفره‌هاي خالي دستهاي نحيف مردم
داغ شلاق جهالت به تن شريف مردم
غم اعدام ستاره انهدام سرو آزاد
تير باران شقايق باغباني کردن باد
همه قطره‌هاي خوني که به خاکم شده فرياد
همه اينهايي که گفتم بغض هر روز منه
من رو درمن مي‌شکنه

مثل ابرهاي زمستون دلم از گريه پره
شيشه نازک دل منتظر تـلنگره
مثل ابرهاي زمستون دلم از گريه پره
شيشه نازک دل منتظر تـلنگره

روز اول

گفتي ازعشقم حذر کن چه بد کردم نکردم
يادم رو از سر بدر کن چه بد کردم نکردم

روز اول گفته بودي ولي از تو نشنيدم
توي آينه ديروز کاش که فردا رو مي‌ديدم
با توعشق آمد و گم شد هر چه بود زير و زبر شد
لحظه‌ها خالي و خسته زندگي بيهوده‌تر شد


گفتي ازعشقم حذر کن چه بد كردم نكردم
فکر آزار و خطر کن چه بد کردم نکردم

عشق اولين تو بودي با تومن عشق روشناختم
اي تو عشق آخرينم رفتي و درد رو شناختم
با تو من عشق رو شناختم با تو من زندگي ساختم
ازکسي گلايه‌اي نيست اگه باختم به تو باختم

گفتي ازعشقم حذرکن چه بد كردم نكردم
عشقم رو از سر بدر كن چه بد كردم نكردم

هر کسي پس از توآمد خلوت من رو به هم زد
تو رو باز بيادم آورد اگر ازعاطفه دم زد
هرکسي پس ازتوآمد خلوت من روبه هم زد
سرنوشت من نبوده سرنوشتي که رقم زد

روز اول گفته بودي ولي از تو نشنيدم
توي آينه ديروز کاش که فردا رو مي‌ديدم
با توعشق آمد و گم شد هر چه بود زير و زبر شد
لحظه‌ها خالي و خسته زندگي بيهوده‌تر شد


گفتي ازعشقم حذر کن چه بد كردم نكردم
فکر آزار و خطر کن چه بد کردم نکردم

گفتي از عشقم حذر كن چه بد كردم نكردم
عشقم رو از سر بدر كن چه بد كردم نكردم

+ نوشته شده در  شنبه سوم مهر 1389ساعت 14:35  توسط سالار نوبخت  | 

تفاوت در ترانه های داریوش

 

این بار در مورد تفاوت اهنگای داریوش صحبت کنیم.ترانه های داریوش رو میتوان بر ۴ قسمت تقسیم کرد:۱ـقبل از انقلاب ۲ـبعد از انقلاب ۳ـقبل از ترک ۴ـبعد ار ترک

۱ـاوج پیشرفت و شناخته شدن داریوش در مدت قبل از انقلاب بود و در این مدت تعداد ترانه های در البوم داریوش حدید ۹۰ ترانه میشد.و اکثریت ترانه ها در مورد زندگی خودش و درد سختی هایش و سیاسی بود.داریوش به خاطر بیداری مردم ترانه های سیاسی خوند که باعث به زندان افتادنش و سختی کشیدنش شد و خود داریوش گفته که به خاطر مدت زیادی که در انفرادی بوده شبها به صورت خمیده میخوابد.این ترانه ها عبارتند از:بوی گندوم و خونه و کوچه بن بست و جنگل و علی کنکوری.که هر کدام به علتی خوانده شد.تعداد کمی از ترانه های داریوش مثل مهمان ناخوانده و عشق بی حاصل به گفته خود داریوش سعی کرده بود ادای عماد رام را در بیارد اما خوشبختانه به سبک خود برگشت.۲ ترانه داریشو به نام طلایه دار و رسول رستاخیز که ماثر ترین اهنگای داریوش است به خاطر ازادی از زندان خوانده شد و اگه داریوش این ترانه ها رو نخونده بود شاید مدتها بود که داریوش از یاد ها پاک شده بود.داریوش در طول خوانندگی خود هیچوقت تغییر سبک نداده اما تغییر نوع اهنگ زیاد داده..اما از کارهای زیبای داریوش قبل از انقلاب میتوان به شقایق اشاره کرد که برای محروم گلسرخی خوانده شده این ترانه یک ترانه سیاسی هست و حتی داریوش برای این اهنگ مدت کوتاهی در زندان بود و اسن اصلی این ترانه گل سرخی است.و برای شهیدی که خسرو نام داشت خوانده شده و ساواک داریوشو به زندان انداخت. علت اینکه اسم این ترانه شد شقایق این است که خود ساواک به داریشو ایراد میگرفت سر اهنگ و این باعث شد که اسم اهنگ بزارند شقایق.

۲ـ پس از خارج شدن داریوش از وطن((بعد از انقلاب)) داریوش فردی وطن پرست شد و از دردهای خود از خارج ایران گفت و اولین ترانه داریوش پس از انقلاب برای ایران ترانه((وطن)) بود که به گفته خود داریوش این اهنگ هنوز که هنوزه برایش خیلی تازگی داره و این اهنگ رو خیلی دوست داره. داریوش در این مدت خیلی اهنگ خونده بود ولی مدت البومهای داریوش زود به زود نبود.و الان هیچکس به اندازه داریوش ترانه از ایران نداره و هرکسی ایران رو دوست داشته باشه داریوش هم دوست داره.داریوش اهنگای زیادی برای اخوندها و جمهوری اسلامی خونده بود و یکی از اهنگایی که برای اخوندا خونده شد ترانه ی((پند حافظ)) بود.

۳ـداریوش در این مدت طولانی که معتاد بود ترانه های زیادی از اعتیاد خوند که یکی ار ان ترانه های اهنگ((اینه ))بود که خود داریوش از اشتباه و غفلت خودش اگاه بود اما ترک کردن کاره ساده ای نبود.و در مدت معتاد بود داریوش همشیشه در صداش غمو میشد مشاهده کرد و در کنسرتای داریوش میشد دید که داریوش خیلی زود خسته میشد.و سختی های زیادی تو این مدت کشید.و اهنگای داریوش همه در مورد غم و غصه خودش یا ایران بود و الان هم داره تلافی میکنه.اخرین البوم داریوش در رمان معتاد بودنش البوم گل بیتا در سال ۱۹۹۹ بود که سال بعد داریوش ترک میکنه.

۴ـاما داریوش پس از ترک سعی به بیدار کردن مردم از خواب غفلت بود و هدف اصلی داریوش اگاهی رساندن به مردم بود و داریوش زمین تا اسمان تغییر کرد.داریوش البومه دوباره میسازمت وطن رو به بازار داد که تمام ترانه هاش سیاسی بود و یکی از دلایل فاجعه ۱۸ تیر همینه مثل اهنگ حرکت که داریوش حرفای خودشو به مردم زد.اما در البوم بعدی داریوش ((راه من)) ترانه های این البوم همه عاشقانه هستند.و الان داریوش داره تلافی روزهایی که اعتیاد داشتو با فداکایهاش در میاره و فعالیت هنری و اجتماعی خود را گسترده کرده و میبینم که البومهای داریوش زود به زود به بازار میاد و البوم بعدی داریوش به نا البوم صفر که عاشقان داریوش ۸ سال منتظر این البوم بودند اواخر امسال یا اوایل ساله دیگه میاد.و هم اکنون ۳ تا از اهنگای اون البوم به نام ((اهای جوان))که اهنگی شبیه اهنگ حرکت هست و کلی پند در این اهنگ میبینیم و ترانه((نترسون))که یک ترانه اجتماعی هست و ترانه((صفر)).قربون داریوش که براش جون میدم.

+ نوشته شده در  جمعه دوم مهر 1389ساعت 15:35  توسط سالار نوبخت  | 

داریوش و شهیار قنبری

 

با سلام خدمت تمامی داریوش دوستان عزیز.اپ امروزم در مورد ترانهایی که شهیار قنبری برای داریوش سروده و داریوش انها رو اجرا کرده . تعداد ترانهایی که شهیار قنبری برای داریوش سروده است ۱۴ تا است .که از سال ۱۳۵۲ با ترانه ی بوی گندوم شروع شد و اخرینشم همین ترانه ی راه من بود که توضیحات بیشتر در بخش این ترانه ها میدهم.شهیار قنبری علاقه زیادی به گوگوش داره و زیاد با داریوش و ابی جور نیست .اما بازم مقدار زیادی از معروف شدن شهیار قنبری دست داریوش و ابی بوده همینطور گوگوش .شخصیت بسیار عجیبی داره شهیار قنبری . اما اردلان سرفراز بیشتر از همه با داریوش جوره و ایرج جنتی هم با داریوش و ابی جوره .ولی اگه در کل بخواهیم رابطه اهنگسازان  و ترانه سرایان رو با خواننها حساب کنیم نباید از واقعیت بگذریم که رابطه اینها با داریوش بهتر است تا با بقیه.به هر حال از بحث اصلی خارج نشیم در مورد کارهای شهیار قنبری با داریوش بگیم . شهیار قنبری در بعضی از برنامه هایش قصد داشته یه زهری به داریوش بپاشه و علتشم حسودی بوده به نظره من .یه مثال میزنم در برنامه ی فکر کنم ۵ سال پیش شهیار قنبری که فرید زلاند رو دعوت کرده بود تمام توهین ها و اختلافات و ضد ها بر علیه ابی بود اما شهیار متلکهایی هم به داریوش انداخت و گفت: اخه این کلیپ چیه که داریوش درست کرده کنار درخت و خیلی ابتدایی.  که فرید زلاند جواب خوبی به شهیار قنبری داد و گفت: بهتر از این بند و بساتایی هست که در کلیپهاشون دخترو .... میارن. و این حرف فرید هم اشاره به کلیپهای گوگوش و ابی بود . رای به داریوش فراموش نشه داریوش با اختلاف ۲ رای اوله:

 

علت مخالفتهای شهیار قنبری با داریوش در این ۴ یا ۵ سال اخیر این بود که داریوش رهبری البومه راه من رو به شهیار نداد و به فرید زلاند داد ((این نظره منه))و مصاحبات زیاده دیگری هم دیدم که فرید الکی الکی داره بر علبه داریوش و ابی حرف میزنه اما از گوگوش چیزی نمیگه و حتی در جواب مردم که از کارهای جدید گوگوش شکایت کردند جواب سر بالا میداد و مردم به هیچ جوابی نمیرسیدند.اکثر کارهای شهیار قنبری سیاسی هست یعنی عاشقانه کم میبینیم در کارهایش.اما ترانه اول من یعنی سقوط کار شهیار قنبری است. به نظره من سنگین ترین شعرا شعرای شهیار قنبری هستند.برای دانلود هم فایلی رو گذاشتم که داریوش برای اولین بار به دبی میره بعد انقلاب و احساسشو میگه که کنار حلی فارس بوده فقط دانلود کنید .اینم از کارهای شهیار برای داریوش:

 

                                                               امان از

امان از راه بی عابر امان از شهر بی شاعر                       امان از روز بی روزن امان از این همه رهزن

امان از باد بی باده امان از سر به افتاده                           امان از تیغ بی دردان به جای بوسه بر گردن

امان از سایه ی بی سر بر این درگاه درد اور                     امان از نا تمام تو امان از نا تمام من.......

 

این ترانه زیبای داریوش در البوم امان از قرار داره و در سال ۱۹۹۴ عرضه بازار شد یکی از البومهای موفق داریوش بود .بسیار کار زیبا و اجتماعی است.

 

                                                       به خود رسیدن

فکر رسیدن به تو فکر رسیدن به من                                  از تو به خود رسیده ام این که سفر نمیشود

بی همگان به سر شود بی تو به سر نمیشود                    داغ تو دارم در دلم جای دیگر نمیشود

دلم اگر به دست تو به نیزه ای نشان شود                         برای زخم نیزه ات سینه سپر نمیشود...

 

این ترانه در البوم فریاد زیر اب قرار داره در سال ۱۳۵۵ خوانده شد و کلیپ زیبایی هم داره و قسمتی از شعر ملانا هم در این ترانه هست.به یاد ندارم داریوش این ترانه رو در کنسرتی خونده باشه.

 

                                                           بالای نی

وقت از می تر شدن وقته عریانتر شدن                       گم شدن پیدا شدن بی درو پیکر شدن

رد شو از هر نا بلد در عبور از فصل بد                         رو به این بی منظره این غزل کش این جسد 

این همه بی خاطره این همه بی پنجره                     غیر خود جلاد تلخ این زلال باکره....

 

 این ترانه داریوش در البوم سفره سین قرار داره بسیار اهنگ زیبایی داره و شعر سنگینی .در بعد انقلاب هم خوانده شد.

 

                                              بوی گندم

شهر تو شهره فرنگ ادماش طرمه غبا                           شهرمه من شهره دعا همه گندبدش طلا

تن تو مثل تبر تنه من ریشه سخت                              تپش عکس یه قلب مونده اما رو درخت

بوی گندم ماله من هر چی که دارم ماله تو                   یه وجب خاک ماله من هر چی میکارم ماله تو..

 

این ترانه داریوش در البوم چشم من هست در سال ۱۳۵۳ خوانده شد و داریوش به خاطر این ترانه ۱ سال در  اوین بود و ۶ ماه انفرادی البته نه فقط برای این ترانه برای ترانهای((علی کنکوری و خونه و رهایی و بن بست و بوی گندم و حتی شقایق و ....)) به زندان اوین رفت و قبلشم که زندان قصر بود به دلیله دیگه ای . داریوش در مورد این ترانه میگوید هر کس میتونه به نهوه ی خاصی به این ترانه نگاه کنه که ایا سیاسی هست یا اجتماعی  که به نظره من اجتماعی هست((نظره داریوش)).

 

                                                               سقوط

سقوطه من در خودمه سقوطه ما مثل منه                     مرگه روزای بچگی از روز به شب رسیدنه

دشمنی ها مصیبته سقوط ما مصیبته                           مرگه صدا مصیبته مصیبته حقیقته

حقیقته مصیبته تقصیر این قصه ها بود                           تقصیر ای دشمنا بود اونا اگه شب نبودن...

 

این فوق ترانه ی داریوش در البوم سال ۲۰۰۰ است و داریوش این ترانه رو در سال ۱۳۵۶ خوند و ترانه ی اول منه و اهنگه اول منه . دیونه میکنه بسیار ترانه گریه دار و زیبایی هست و دنبال کلیپ این ترانه میگردم.

 

                                                       نون پنیر سبزی

نون و پنیر و بادوم یه قصه ناتموم                                      نون پنیر و سبزی تو بیش از این میارزی

قصه ی جادوگر بد که از کتابا میومد                                  نشسته بر منبر خون عاشقا رو گردن میزد

کنار شهر اینه جنگل سبز شیشه بود                              برای گیسگلابتون اون روز مثل همیشه بود...

 

این ترانه شاهکار داریوش و ابی در البوم نون پنیر سبزی هست و در سال ۱۹۹۰ کنسرتی به همین مناسبت برگذار شد که داریوش و ابی بود . و ابی بعد از اون کنسرت راه خودشو عوض کرد. به گفته ی فرید زلاند داریوش قرار بود این ترانه رو تکی بخونه اما به خاطر طولانی بودن اهنگ و یکنواخت نشدن ان داریوش ابی رو پیشنهاد میده که در اخر این ترانه با صدای این دو هنرمند پخش میشه و بعد ابی اینو تکی میخونه .

 

                                                           نفرین نام

شرمت باد ای دستی که بد بودی بدتر کردی                       همبغضه معصومت را نشکفته پر پر کردی

 ننگت باد ای دسته من ای هرزه گرده بی نبض                  ان سر سپرده ات را بی یارو یاور کردی

ای تکیه داده بر من ای سرسپرده با او                               با این نا درویشیها اخر چرا سر کردی...

 

 این ترانه ی زیبای داریوش در البوم نفرین نامه قرار داره در سال ۱۳۵۴ خونده شده و داریوش زمانی که داشت تو پارک خرم(( ارم امروزی)) ترانه ی نفرین نامه رو میخوند در روی سن مریم بر روی داریوش اسید میپاشه و این ترانه هم یاد بوده بدی هست برای داریوش .

 

                                                          حریق دریا

حریق دریا رو ببین ماهی های سوخته رو اب                   از تاول پوست زمین گر میگیره مخمل خواب

شاعر بی چشمو دهان گم شده در وزن زمان                  شاپرکهای بی غزل مرثیه گوی عاشقان

بزار از دنیای بد ندنیای کور نا بلد سفر کنم تا خواب تو      به اعتماد شونهات تکیه کنم تکیه کنم....

 

این ترانه ی زیبای داریوش در البوم بچه های ایران هست واقعا احساسی هست و باید بری تو بهره اهنگ تا بفهمی.

 

                                                            تمام من

تمام نه تمام نه که ناتمامی از تو اویخته ام                   تمام نا تمام من با تو تمام میشود

شاعر بی نامو نشان صاحب نام میشود                      چکه کن ای ابرک من مثل ستاره بر زمین

طلوع میلاد مرا در شبه بی سحر ببین                        چکه کن ای ابرک من مثل ستاره بر زمین...

 

 

این ترانهی بسیار زیبای داریوش در البوم امان از هست و بسیار اهنگ زیبایی با گیتار داره و کلیپ مبهم و جالبی هم داره .

 

                                                   شاید باید

بگو کی بود تو رو به گریه انداخت                                       کی بود که از بغضه ترانه میساخت

کی بود که بی وقفه تو نفهمید                                         کی بهتر از تو رنگها رو میشناخت

بگو کی بود رنگ صداتو دزدید                                           کی بود کی بود ترانهاتو دزدید .......

 

این ترانه ی زیبای داریوش در البوم امان از است و من تو این البوم این ترانه رو خیلی خیلی دوست دارم .شعرای شهیار قنبری همشون سنگینن راحت نمیشه فهمید چی میگه.

 

                                                           روز مبادا

پس پشت پنجره عادت مرگه                                                  باغ پاییزیه ما مسلخ برگه

واژه پوسیده دله غزل گرفته                                                   جایی که شبنم گل خود تگرگه

وقتی میر غضب خداوند زمینه                                                وقتی هر شبزده ای ستاره چینه....

 

 شاهکار داریوش در البوم امان از هست و معنی بسیار جالی داره و باز هم میگن خیلی ترانهای شهیار قمبری سنگینه شعر راحتی نمیگه که معلوم باشه مثالهای عجبی تو شعرش میزنه که ادمو تو فکر فرو میبره.

 

                                                          دو مسافر

دو مسافر بر در دو رهاتر در باد                                          از غزل افتاده فرصتی بی فریاد

چشمن من نابدترین لحظه را میبوسد                               زن به من میگوید باش تا نان بپزد

من به زن میخندم زن به من میخندد                                بی نفس بی سایه بی صدا میسوزد...

 

این ترانه ی زیبای داریوش در البوم امان از هست و خیلی ها که متاسفانه نمیتونن این اهنگو بفهمند میگویند شعر بدی دارد در حالی که من از همون اول پست شهیار قمبریم گفتم که شعرای شهیار رو اصلا نمیشه فهمید بسیار بسیار سنگین هستند و حتما دلیل خاصی داره که این شعرو گفته و مهمتر از اون داریوش خونده .داریوش نمیاد ۳۰ سال کارشو با یه اهنگ خراب کنه پس جتما دلیلی داشته بسیار هم زیبا هست.

 

                                                               راه من

صد اه اگر کشیدم سایه ای را سر نبریدم                        صد بار اگر بوسیدی من هزاران بار بوسیدم

زخم چینه پیرهن هدیه دوست وقته رفتن بود                  هرگز بر نگشتن این راه من بود این راه من بود

خواب خوب بی قفس بودن بی تو رفتن با تو برگشتن  خواب خنده لحظه به لجظه اخر خون تهه شکنجه..

 

این ترانه داریوش در البوم راه من هست . ترانه ی بسیار قشنگی هست که ابی قرار بود این ترانه رو ۱۲ سال پیش همراه با بیژن مزتضوی بخونه و میخونه و به علت اجرای ضعیف این ترانه ابی این ترانه رو از فرید زلاند درخواست کرد که تکی بخونه و فرید هم قبول کرد این ترانه رو به ابی داد و تکی خوند و به گفته ی خود فرید زلاند به علت خارج خواند ابی و به گفته ی شهیار قنبری به علت ابتدایی خوندن توسط ابی این ترانه به داریوش داده شد که کلی هم تعیف میکنند از خوندن داریوش .و بعد ابی میاد این ترانه رو در البوم حسرت پروازش قرار میده که طرفدارای ابی میگویند ابی این کارو نمیکنه پس کی میکنه؟ به هر حال اتفاقی هست که افتاده و باید واقعیت رو قبول کرد و این حرفای من نیست حرفای فرید زلاند و شهیار قنبری هست که همه شنیدن و میدونن .داستان این ترانه بسیار طولانی هست و برای ایجاد نشدن جنجال نمینویسم.

 

                                                              کار من

منم که جنگلی بی زمین بودم                                          به جرم کشف گل در اوین بودم

کنار هم قفس تنها ترین بودم                                            تو ساکت بودی و من واژه چین بودم

ترانه مال مردم نت به نت پیدا ولی گم بود                           تمام حسرت من بوی گندم بود........

 

این ترانه ی زیبای داریوش در البوم راه من هست و در بعضی از جاها این ترانه رو به ترانه راه من چسبوندند اما در اصلش جدا هست .که این هم نشانه ی قدیم داریوشه در این شعر به قدیم داریوش پرداخته .

 

+ نوشته شده در  جمعه دوم مهر 1389ساعت 15:24  توسط سالار نوبخت  | 

چند پیام داریوش

سلام به تمامی دوستان عزیز و داریوشی اینبار میخواهم چند پیام داریوش رو که در کنسرتهایش یا در مصاحباتش بیان کرده رو بنویسم البته پیامهایی که داریوش داده بسیار زیاد هست بالای ۳۰ پیام دارم که البته در اینجا پنج تا مینویسم.جدید ترین خبری که دارم در مورد البوم جدید داریوش اینه که داریوش به من گفت به امید خدا سعی داره تا ماه اردیبهشت البوم صفر رو به دست هموطنانش برسونه.

پیام ۱: حضرت علی میفرماید ضعیفترین ملت اقوامی هستند که کوچه بازار شهرشان مورد تاختو تاز بیگانگان قرار گیرد در جای دیگر میفرمایند کسی که دوست نمیتونه داشته باشه یا دوست و رفیقی نداره جانی ناتوان داره و ناتوانتر از او کسی است که دوستی است که داره به رایگان از دست بره.

پیام ۲: اگه دوستان خودتون میخواهید ازمایش کنید و ببنید دوست خوبی است یا نه به زبان و گفتار اون توجه نکنید به کردار او توجه کنید ببنید چه عمل میکند.ولی اگر زبان خودتونم نگر دارید دوست خودتونو نگر داشتید. دوستان دقل مانند سایه هستند که تا وقتی که در افتابیم به من نزدیکترند ولی همینکه به سایه میرسند از ما دور میشوند و راهیمان میکنند.هرچند که دوست بهتر از گنج است چو گشت زیاد مایه دردسر است.

داریوش خواننده برگزیده سال 2000((بهترین خواننده سال 2000))

پیام ۳: ما اغاز کنیم همدیگرو دوست داشته باشیم اغاز کنیم به عقاید همدیگر احترام بگذاریم اغاز کنیم با عشق با همدیگر بر خورد کنیم ما انسانهایی هستیم با عقایدی مختلف حق نداریم به تفکر و بینش کسی اهنت یا حمله کنیم .

پیام ۴: من زمانی که ۳۴ سال پیش اهنگ زندونی رو خوندم تصورم بر این بود که زندان اوینه یا زندان قصره که تو یه دوره ای تو همه ی اینا بودم ولی خوب عیبی نداره ادم میتونه بعد از ۳۵ سال یک خورده بزرگ و عاقل شده باشه((با خنده)) اما الان تصویری که از این اهنگ برام هست از دنیای تلخ انسانی هست که خودشو زندانی کرده باشه ماها بدونیم که در دامی میوفتیم در سلول انفرادی خودمونو با دست خودمون میندازیم که راهکارشم اینه که خودمون باید با دست خودمون از ان زندان فرار کنیم اگر تشخیص بدیم که مشکلمون چیه .مشکل بعضی ها خشمه ادم عصبانی هستش این عصبانیت زهر میریزه تو وجود خودش از دست کسی دیگه این سمو تو وجود خودش میریزه .حسادته و کینه است و بعضی ها هم اعتیاده و اعتیاد بیماری است که خودم ترکش کردم و بیشتر از پنج ساله که خودمو از این زندان و سلول رها کردم اینه که درد و تنهایی اعتیاد رو خیلی خوب میشناسم خوب موقعه ای که میگیم ما ترک میکنیم جایگزین نمیکنیم مثلا جایگزین کنم با مشروب ولی موقعه ای که میگم ترک اعتیاد کردم مواد مخدر هر چی مصرف کردم ول میکنم ...

پیام ۵: استدعا و خواهش من از شما اینه که در این زندگی که فراز و نشی بهای زیادی داره و تلخی ها و شیرینی هایی داره خودتونو افکارتونو جسمتونو به هیچ مواد مخدری نسپاریم و امیدوارم هر کسی که با این هیولا دست به گریبانه و در زندان خودش به سر میبره خداوند یار و نگهدارش باشه که بتونه خودشو از این زندان رها کنه تا با واقعیت زندگی روبه رو بشه و هر کسی رو که شما دیدید الوده هست اون رو به چشم یک بیمار نگاه کنید و اونو ترکش نکنید اونو یاری کنید و اون رو تشویقش کنید که از این بیماری رها بشه و من اینو وظیفه دونستم این پیام رو به شما بدم.

7/25

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم مهر 1389ساعت 0:40  توسط سالار نوبخت  | 

۱ـ زندگینامه:

داریوش در بهمن سال ۱۳۲۹ خورشیدی در تهران به دنیا آمد.پدرش محمود اقبالی از ملکان آذربایجان بود.داریوش دوران کدکی را در میانه زادگاه پدر و مادرش گذراند.اولین بار در ۹سالگی در جشنی در مدرسه شهرآرا به روی صحنه رفت.دوران دبیرستان را در دبیرستانهایی همچون فارابی ـ دبیرستان کرج ـدبیرستان رازی ـدبیرستان سنندج و دبیرستان آزادگان تهران پارس گذراند و در مراسم هنری به اجرای برنامه های هنری می پرداخت.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم مهر 1389ساعت 0:39  توسط سالار نوبخت  | 

اطلاعات هنرمند اسطوره ای ایران

نام اصلی : داریوش اقبالی

تولد : ۱۵ بهمن ۱۳۲۹ در تهران

ملیت : ایرانی

سبک ها : پاپ

مدت فعالیت: از ۱۳۴۹ تا کنون

داریوش با نام واقعی داریوش اقبالی زاده ۱۵ بهمن ۱۳۲۹ خورشیدی در تهران،خواننده،بازیگر وفعال اجتماعی ایران است.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم مهر 1389ساعت 0:36  توسط سالار نوبخت  |